نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 407
التحلیل النقدی لخطاب الإنسان والحکمة فی روایة ما لم تمسسه الناراستناداً إلی نظریات نیتشه وتون فان دایک

التحلیل النقدی لخطاب الإنسان والحکمة فی روایة ما لم تمسسه الناراستناداً إلی نظریات نیتشه وتون فان دایک

دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-1

https://doi.org/10.22059/jalit.2026.399752.613000

زهرا ایزدی، علی پیرانی شال، صغری فلاحتی، حسین ابویسانی

چکیده یُعدّ تحلیل الخطاب النقدی من أهم الأدوات التی وفّرها علم اللغویات للباحثین. ومن بین نظریات الخطاب المتنوعة، وفّرت نظریة تون فان دایک للسیاق، من خلال النماذج العقلیة، أساسًا لتفسیر کیفیة تکوّن المعلومات فی ذاکرة المشارکین. تشرح هذه النظریة، کیفیة مزج مجالات المعرفة الشخصیة والاجتماعیة للمؤلف باعتباره أحد المشارکین فی الخطاب. إن التحلیل النوعی لمحتوى روایة ما لم تمسسه النار یقتصر علی إبراز جوانبها الفلسفیة والأدبیة، فی حین أن التحلیل النقدی یمکن أن یکشف عن ارتباط الروایة بالعالم الحقیقی وعلاقات السلطة. إضافة إلى ذلک، یُبرز فحص الرؤیة الفلسفیة للمؤلف حول الإنسانیة والعقل، الأسلوب الأدبی وتقنیات المؤلف فی توظیف المعرفة الفلسفیة والاجتماعیة. لذلک، تهدف الدراسة الحالیة، إلى فحص تطبیق نظریة الإنسان الأعلى لنیتشه وفقًا للنهج الاجتماعی-المعرفی لفان دایک مع الأخذ فی الاعتبار أن المعرفة الفلسفیة تُعدّ إحدى مکونات السیاق الذهنی للخطاب.فی هذا البحث، تم الترکیز مباشرةً على البنیتین الجزئیة والکلیة للخطاب، وغیر مباشرةً على البنیة الإدراکیة کوسیط بینهما. یُقدم کاتب الروایة فی البنیة الجزئیة، بمساعدة الاستراتیجیات اللغویة، سیاقًا لتهمیش النقاط السلبیة لأفراد مجموعة الداخل (الندیم)، مع التأکید على النقاط السلبیة لأفراد مجموعة الخارج (إسکندر‌بیک). وفیما یلی، فی البنیة الکلیة للخطاب وعبر جدلیة العقل والمجتمع العراقی، تم الترکیز على قضیة السلطة، وقُدِّمت الأیدیولوجیا المدعومة من الکاتب فی صیغة الجملة الافتتاحیة للروایة.تروِی روایة ما لم تمسسه النار قصة شاب یُدعى ندیم ظاهریًا، حیث جذبت أحداث حیاته إلى الجنون. غیر أنّ التحلیل النقدی لها یُظهر أن هذه الروایة نموذج للسیاق الذهنی للمؤلف، الذی ینتقد الفضاء السیاسی والاجتماعی السائد فی المجتمع، ویقترح إعادة النظر فی القیم الإنسانیة بما فی ذلک العقل، کمخرج من الأزمة التی یواجهها المجتمع العراقی.

واکاوی معنای واژه‌ی «غلو» منتسب به شاعران شیعه در آثار شوقی ضیف

واکاوی معنای واژه‌ی «غلو» منتسب به شاعران شیعه در آثار شوقی ضیف

دوره 10، شماره 2، دی 1397، صفحه 41-59

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.121579.611247

کبری روشنفکر، محمد امیری فر

چکیده با وجود اندیشة تابناک و منش خردگرا در گفتمان تشیع، شیعه عملاً در طول تاریخ مورد فرونگری از جانب مخالفان بوده است که گاه با انتساب عقاید انحرافی، درصدد خدشه­دار کردن چهرة شیعه بوده­اند. شوقی ضیف، پژوهشگر، مورخ ادبی و دانشمند معاصر مصری در آثار خود، بیشتر شاعران شیعه را غالی معرفی کرده است. در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا با بررسی مفهوم غلو در کتاب­های لغت و منابع رجالی و ملل و نحل و ارائة­ تعاریف گوناگون، مروری اجمالی بر معنای این واژه داشته باشیم و اساساً روشن شود که ضیف چه مفهومی از غلو را مدنظر قرار داده و چرا شاعران شیعه را غالی دانسته است؟ پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد درون­متنی سعی دارد مفهوم غلو در دیدگاه ضیف را از لابه‌لای آثار وی استخراج کند. جامعة آماری این پژوهش شامل سلسله کتاب‌های تاریخ الأدب العربی نوشتة شوقی ضیف و کتاب الفن و مذاهبه فی الشعر العربی می‌شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهد ضیف از میان معانی مختلف غلو، فقط آن جنبه از غلو را مدنظر قرار داده است که بار معنایی آن بر طرد و لعن خلفای اهل سنت دلالت دارد و این همان معنایی است که ابن عبد ربه و ابن خلدون نیز مطرح کرده­اند.

نشانه‌شناسی ثانویّۀ اسطوره‌های برساخته در الطّریق

نشانه‌شناسی ثانویّۀ اسطوره‌های برساخته در الطّریق

دوره 12، شماره 1، بهار 1399، صفحه 47-68

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.281647.612074

نعیمه غفارپور صدیقی، وحید مبارک، محمد ایرانی

چکیده گونۀ ادبی رمان در روزگار ما، با تصاحبِ جایگاهِ اسطوره، کارکردهای آن را بر عهده گرفته است. از همین روی، رمان می‌تواند مانند اسطوره دارای لایه‌های معنایی نهفته‌ای باشد که گاه هدفِ اصلی نویسنده نیز انتقال آن‌ها به مخاطب است. برای دریافت این معانی می‌توان از روشِ نشانه‌شناسی ثانویّه کمک گرفت که رولان بارت در بررسی نظام‌های اسطوره‌ای آن را به کار می‌برد. در این شیوه، نشانه‌های برآمده از نشانه‌شناسی اوّلیّه در مرحلۀ دوم به مرتبۀ دال فرو می‌کاهند و دوباره نشانه‌شناسی می‌شوند. هر متن یا نظامی که بتوان آن را نشانه‌شناسی ثانویّه کرد، به تعبیر رولان بارت، اسطوره نامیده می‌شود. بر این اساس، در این مقاله، نخست، سعی کرده‌ایم به نظام اسطوره‌ای رمان الطّریق نجیب محفوظ راه یابیم؛ یعنی نشانه‌هایی را که قابلیّت نشانه‌شناسی ثانویّه دارند، از این رمان استخراج کرده‌ایم. در نشانه‌شناسی اوّلیّۀ الطّریق به سه نشانۀ محوری یا سه اسطورۀ برساختۀ «جست‌وجوی پدر»، «عشق» و «سرگردانی» رسیدیم که مهم‌ترین مفاهیمِ این رمان هستند و روایت را به سوی جدال خیر و شرّ و سرگردانیِ بشر در این جدال سوق می‌دهند. در مرحلۀ بعد برای کشف لایه‌های معنایی پنهان و یافتنِ معانیِ ضمنی الطّریق سه نشانۀ پیشین را به مرتبۀ دال فرو کاستیم و مجدداً نشانه‌شناسی کردیم. تلاش برای یافتن مدلول‌های این سه دال ما را به مفاهیمِ متنوعی ‌رساند که بارت آن را مفهوم اسطوره ‌نامیده است. این مفاهیم دریچه‌های جدیدی از متن می‌گشایند و خواننده را به جهان‌های معنایی نهفته‌ای پیوند می‌دهند که در رُویۀ روایت دیده نمی‌شوند.

دلالت های تکرار در شعر بدوی الجبل

دلالت های تکرار در شعر بدوی الجبل

دوره 9، شماره 1، تابستان 1396، صفحه 53-72

https://doi.org/10.22059/jalit.2017.112421.611182

ابوالحسن امین مقدسی، سید پیمان حسینی

چکیده تکرار در شعر از ارکان اصلی موسیقی درونی و در زیباشناسی شعر از مسایل اساسی است. تکرار در شعر، نوعی تاکید و پافشاری بر پاره­ای از عبارات شعری است که شاعر بیش از سایر عبارات بدان توجه دارد و از این جهت در بردارنده دلالت­های موسیقایی و معنایی و عاطفی و احساسی ویژه­ای است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی دلالت­های تکرار به­عنوان یکی از انواع موسیقی درونی در شعر بدوی الجبل شاعر معاصر سوری خواهیم پرداخت. در بررسی اسلوب تکرار در شعر بدوی الجبل مشخص گردید که سطوح مختلف تکرار در شعر او، ارتباط تنگاتنگی با دلالت­های شعری­اش دارد و شاعر در راستای ایجاد توازن و تناسب میان کارکردهای لفظی و معنایی از موسیقی تکرار در سطوح مختلف بهره گرفته است و این تکرار ارتباطی ناگسستنی با معنا و فضای کلی شعر داشته و منبع برانگیختن عواطف و احساسات مخاطبان است. بدوی الجبل با استفاده از تکرار حروف و کلمات و عبارات علاوه بر آفرینش موسیقایی از احساسات انباشته شده در وجدان خویش پرده برمی­دارد و ریتم موسیقایی سخن را در راستای آن به خدمت می­گیرد و بدین‌ترتیب با دلالت­های موسیقایی و معنایی و عاطفی تکرار در جان و دل مخاطب تاثیر می­گذارد.

فرآیند فهم متن در متون دستوری رمز گشایی تعدادی از واژگان کلیدی «الکتاب» سیبویه (با محوریت جلد اول)

فرآیند فهم متن در متون دستوری رمز گشایی تعدادی از واژگان کلیدی «الکتاب» سیبویه (با محوریت جلد اول)

دوره 9، شماره 2، اسفند 1396، صفحه 55-71

https://doi.org/10.22059/jalit.2017.60311

حمیدرضا میرحاجی، زهراء کرم زادگان

چکیده واژه­ها، اصطلاحات و ترکیبات، اسلوب­ها و ساختارهای جمله، پیش فرض­ها و مفروضات نویسنده، مبانی و اصول اساسی و اولیه، عوامل سرنوشت ساز و نقش آفرین در فرایند معنایابی متون دستوری هستند.«الکتاب»به عنوان اولین کتاب مدون در زمینة صرف و نحو زبان عربی، نیز از این اصول زبانی و برون زبانی مستثنی نیست. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی وبا استناد به اصطلاحات علم اصول، به بررسی تعدادی از واژگان کلیدی «الکتاب» می­پردازد که در سنگ بنای «الکتاب» به وفور از آن­ها استفاده شده است و اصولی چون ترادف، تضاد، اشتراک لفظی، حقیقت لغوی و عرفی بر آن­ها اعمال گردیده است. تلاش نگارندگان بر این بوده است که با بررسی تطبیقی مسائل مطرح شده بر برش­هایی از متن کتاب، تأثیر مستقیم واژگان بر متن، به مخاطب نشان داده شود و عواقب سوء فهم واژگانی به وی گوشزد گردد.

بینامتنی کاربردی قرآن در شعر معاصر عرب (مورد مطالعه پژوهانه اشعار محمد قیسی)

بینامتنی کاربردی قرآن در شعر معاصر عرب (مورد مطالعه پژوهانه اشعار محمد قیسی)

دوره 10، شماره 1، خرداد 1397، صفحه 55-72

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.223559.611616

عزت ملاابراهیمی، محمد سالمی

چکیده بینامتنیت تکنیکی است که در شعر معاصر عرب کاربرد فراوانی پیدا کرده است. با توجه به تعریف‌هایی که سردمداران این نظریه از جمله بارت و کریستیوا و بسیاری از ناقدان عرب از آن داده‌اند باید گفت که آنها این نظریه را به­عنوان پدیده‌ای اسلوبی و ساختاری به شمار آورده‌اند که در آن هیچ تأثیر و تأثری میان متن مبدأ و مقصد و نیز ارجاع خواننده به متن مبدأ قائل نمی‌شوند. در حالی که این گونه نیست و این پدیده در شعر معاصر عرب علاوه بر نقش ساختاری‌اش، به نوعی یک وظیفة ابزاری در متن مقصد ایفا و باعث ایجاد یک رابطة تأثیر و تأثر میان دو متن مبدأ و مقصد می‌شود. بدین ترتیب که شاعران با بکارگیری یک بینامتن، تصویر و معنایی که در متن پیشین (مبدأ) ابداع شده را به­عنوان ابزاری در راستای تأیید مقصود خویش و تأثیر هر چه بیشتر بر خواننده بکار می‌گیرند.  از این حیث برآن شدیم تا با بررسی پرکاربردترین انواع بینامتنیت، یعنی بینامتنیت قرآنی در شعر محمد القیسی علاوه بر تأیید نظریه ابزاری بودن بینامتنیت (جدای از ساختاری بودن آن) و نیز تأثیر متن پیشین بر متن کنونی به بیان چگونگی استفاده شاعر از تصاویر قرآنی در راستای هدف خویش بپردازیم. از یافته‌های تحقیق بر می‌آید که شاعر با استفاده از این تکنیک آیات قرآن و تصاویر حاصل از آنها را در چهار محور اصلی بکار گرفته است: 1. ایجاد رابطه عکس و استفاده از تصاویر قرآنی در معنای متناقض برای بیان عمق فاجعه، 2. استفاده از تصاویر قرآنی که بیانگر امید و امداد الهی هستند برای امید بخشی به ملت و مبارزان فلسطینی، 3. استفاده از تصاویر قرآنی که در وصف ستمگران و کافران می‌باشند، 4.  استفاده از تصاویر قرآنی بیانگر بیدارسازی و انذار برای بیدارسازی ملت فلسطین.

تحلیل روانکاوی شخصیت و باورها در رمان النهایات عبدالرحمن منیف

تحلیل روانکاوی شخصیت و باورها در رمان النهایات عبدالرحمن منیف

دوره 12، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 59-79

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.257558.611904

نعیم عموری، زهرا احمدیان، عباس یداللهی فارسانی، یدالله زرگر

چکیده بیش از یک سده است که تحلیل روانشناسی به عنوان یکی از دانش­های نوین مورد توجه قرار گرفته است. فروید بنیانگذار مکتب روانکاوی، پایه­های این علم را بنا نهاد و شاگردانش این دانش را به رشد و بالندگی رساندند. با توجه به ظرفیت والای ادبیات، پیوند این دانش با روانشناسی شایان توجه است. رمان­های عبدالرحمن منیف از آثار ارزشمند و برجستة ادبیات عرب هستند که می­توان آن­ها را با استفاده از شیوه­های تحلیلی و نقادانة نوین مورد بررسی قرار داد و بدین ترتیب جوانب پنهان آن‌ها را آشکار، شرح و تفسیر کرد. بدین منظور در پژوهش حاضر با انتخاب رمان النهایات عبدالرحمن منیف تلاش شده با توجه به نقش شخصیت­ها و باورها، به روانکاوی فردی و جمعی و مفاهیم برجستة روانی موجود در آن­ها پرداخته شود. رمان النهایات از رمان‌های شناخته­شده و اثرگذار در کشورهای عربی بوده که وی در تألیف آن به نقد اوضاع جامعه­اش پرداخته است. در این پژوهش، شخصیت­ها با توجه به جنبه­های روانی و آسیب­هایی چون ترس، اضطراب، مرگ‌اندیشی، ماتم، مالیخولیا و جنون و دیوانگی تحلیل شده­اند. همچنین باورها و کنش­های عامیانه مانند مادر زمین، توتم، تابو، نوستالژی و مکانیزم­های دفاعی مورد واکاوی قرار گرفته­اند. امّا جنبه­های روانی شخصیت­هایی چون عساف و مردم طیبه و انسان‌گرایی آن­ها، برجستگی بیشتری داشته­اند. شخصیت عساف فضای ناگوار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی روستای طیبه را به نمایش می‌گذارد. در واقع او مشکلاتی را که مردم این جامعه با آن درگیر هستند به خواننده منتقل می‌کند و بازتاب این شرایط نامساعد را می‌دهد. این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی به بررسی حوادث داستان پرداخته است. نتایج حاصل از بررسی رمان النهایات­ مُنیف از منظر روانی نشان می­دهد که کشمکش درونی و نبرد دائمی میان مرگ و زندگی از جمله مهم­ترین مواردی هستند که منیف به آن‌ها پرداخته است. او در رمان خود سعی می‌کند بی‌نظمی، آشفتگی جامعه و فقر و بدبختی مردم را به نمایش درآورد و مرگ عساف را عامل تغییر وضع موجود شمرد.

تحلیل گفتمان نامه دهم نهج البلاغه بر اساس الگوی فرکلاف

تحلیل گفتمان نامه دهم نهج البلاغه بر اساس الگوی فرکلاف

دوره 12، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 63-83

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.257787.611906

عبدالحسین ذکایی، روح‌الله صیادی‌نژاد، عباس اقبالی

چکیده تحلیل گفتمان به عنوان رویکردی نوین و میان‌رشته‌ای، کوشیده است به متن با دیدی فرای کلمه، جمله و متن بنگرد و بافت را نیز در شناخت فرایند معناسازی و معناشناسی تبیین نماید؛ با این هدف که ساختارهای قدرت، سلطه و نابرابری‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی حاصل از آن را از طریق بلاغت، نحو، کاربردشناسی زبان و بینامتنی از دریچه‌ای انتقادی مورد مداقه قرار دهد. نگارندگان در این جستار برآنند که نامة دهم نهج البلاغه به معاویه را که خطاب به معاویه است بر مبنای الگوی گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار دهند. آنچه در این نامه رخ می‫دهد، تراوش همان انگیزه‌هایی است که اسلام و جاهلیت را از نخستین پیکار تا جنگ صفین درگیر خود نموده است. نگاه انتقادی نشان می‌دهد که این اختلافات ایدئولوژیک چگونه گاه در استعاره و جمله و دیگر بار در ضمیر و موسیقی رخ نموده است. باری، انگیزة علی بن ابی‌طالب (ع) در نامة دهم نهجالبلاغه، به عنوان حاکم شرعی و مشروع جهان اسلام آن است که چگونگی سلطه و نابرابری در ساختار قبیله‌گرایی بنی‌امیه را درهم بشکند چرا که در چنین امتدادی مسلمانان در ورطه خواهند افتاد.

تحلیل گفتمان عناصر زیبایی‌شناسی برخی از اشعار بدرشاکر السیاب با رویکرد هنجارگریزی نحوی – بلاغی

تحلیل گفتمان عناصر زیبایی‌شناسی برخی از اشعار بدرشاکر السیاب با رویکرد هنجارگریزی نحوی – بلاغی

دوره 11، شماره 2، مهر 1398، صفحه 67-86

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.251117.611854

محمدباقر حسینی، پروین الاهی، سیدحسین سیدی

چکیده هنجارگریزی نحوی از جمله شگردهایی است که در برجسته‌سازی یک متن ادبی دخیل است؛ چرا که برگرفته از عدم پایبندی شاعر به برخی قواعد صرفی یا نحوی کلام است که از روی قصد برای اهداف و غایاتی صورت می‌گیرد. بهره‌مندی از این فرایند به آفرینش زیبایی سخن می‌انجامد به گونه‌ای که سبب توجه دوچندان مخاطب به متن می‌گردد. شاعران معاصر در تلاش‌اند تا با به کارگیری این تکنیک در اشعار خود به نوعی حسی تازه و شگرف در مخاطب ایجاد کرده و در برهم زدن نظم معمول اشیاء، آن‌ها را به گونه‌ ای جدید و تازه به مخاطب بنمایانند. از این رهگذر شاعر نوگرای عراق، بدرشاکر سیاب، که شعر معاصر عربی بخش عمده ای از وجودخود را مرهون نبوغ ادبی او می داند به غنا و توسعه زبان شعری خود پرداخته، تأمل مخاطب را درشعر خود برانگیخته است. وی به تأثیر از فرهنگ و ادبیات غربی و نگاه  ناقد به میراث شعر عربی، گام‌های مؤثر در زبان شعری برداشته است. این پژوهش درصدد آن است با ارائه نمونه‌هایی از کارکردهای هنجارگریزی نحوی و بلاغی، مخاطب را به هدف اصلی شاعر و بازنمایی لایه‌های پنهان آثارش سوق دهد تا از این رهگذر شگردهای نحوی او در جهت غریبه سازی و ممتاز نمودن اشعارش بدست آید. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تقدیم و تأخیر هدفمند، حذف و کاربرد جدید حروف ، عطف و عدم عطف و استفاده از کلمات دورازذهن وقدیمی از پربسامدترین نمونه‌های هنجارگریزی نحوی و بلاغی دراشعار بدر شاکر سیاب به شمار می‌آیند و دیگرکارکردهای نحوی درجایگاه‌های بعدی قرار می‌گیرند. از این رو سیاب با بهره‌گیری از چنین شگردهایی سیمای متمایز به سبک شعری خود بخشیده و موجبات تازگی شکل بیان و افزایش دشواری فهم و گستردگی زمان ادراک حسی خواننده را فراهم آورده است.

نشانه‌شناسی لایه‌ای مکان در نمایشنامۀ خارج السرب محمد الماغوط با نگاهی به نظریۀ فرزان سجودی

نشانه‌شناسی لایه‌ای مکان در نمایشنامۀ خارج السرب محمد الماغوط با نگاهی به نظریۀ فرزان سجودی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 67-86

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.289866.612135

شهلا شکیبایی فر، محسن سیفی، علی نجفی ایوکی

چکیده این پژوهش با تکیه بر نقد نشانه‌شناسی و بر اساس نظریۀ فرزان سجودی به خوانش لایه‌ای عنصر مکان پرداخته و چگونگی ارتباط این عنصر را با دیگر سطوح نشانگانی بررسی کرده‌ است. هدف از انجام این پژوهش آن است که ضمن تبیین مهم‌ترین نشانه‌های مکانی و نحوۀ سازمان‌دهی آنها، کارکرد نشانه‌های یادشده در شکل‌گیری نظام‌های رمزگانی متن از قبیل صحنه، شخصیت‌، کشمکش و زمان بیان شود و از سوی دیگر تأثیر  نظام‌های مذکور در بازنمود سطح مکانی شرح داده‌ شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که عنصر مکان به‌عنوان یک نظام رمزگانی در شکل‌گیری گفتمان این اثر  نقش بسزایی دارد؛ همچنان‌که در تنظیم حوادث روایی و آفرینش مضامین ساختاری آن از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار است.  این عنصر در قالب یک لایۀ رمزگانی از سطوح روساختی و ژرف‌ساختی متعددی تشکیل شده ‌است. این لایه به‌صورت عینی و انتزاعی در آفرینش گفتمان نمایشی و بازنمایی معانی فرهنگی اجتماعی  نقش دارد؛ گاهی به شکل فیزیکی در صحنه تجلی می‌یابد، گاهی کارکرد عینی آن‌ تضعیف و جنبۀ ذهنی‌اش افزون می‌شود. می‌توان‌ گفت درک و تفسیر مکان به‌عنوان یک فرآیند نشانه‌شناختی از طریق مطالعۀ نحوۀ همبستگی و تعامل آن با لایه‌های دلالی موجود در نمایشنامه امکان‌پذیر است. میان مکان با لایه‌های دیگر، ارتباطی متقابل وجود دارد. ازسویی مکان، به‌صورت صریح و ضمنی سبب پیشبرد سطوحی همچون دکور، نور، صوت و ...  می‌شود؛ از سوی دیگر، آن سطوح در سامان‌دهی وگزینش مؤلفه‌های مکانی تأثیر بسزایی دارند. همچنین یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در این متن، میان مکان و دیگر لایه‌های‌ نشانه‌ای از قبیل صحنه، شخصیت، کشمکش و زمان همبستگی متقابلی وجود دارد. همچنان‌که رمزگان مکان با این لایه‌ها ادغام شده و در پیشبرد آنها مؤثر است، لایه‌های دیگر هم به‌طور صریح و ضمنی بر مکان دلالت می‌کنند. در واقع این رمزگان به‌‌واسطۀ تعامل با دیگر سطوح دلالی به رمزگشایی آن دسته از معانی ثانویه و نهفتۀ موجود در متن می‌‌پردازد که مرتبط با ارزش‌های فکری، اخلاقی و سیاسی حاکم بر جامعه عربی هستند.

دراسة الفضاء النصی لشعر معد الجبوری: قراءة فی قصیدة حیث یعود النهر وفق منهج شکری

دراسة الفضاء النصی لشعر معد الجبوری: قراءة فی قصیدة حیث یعود النهر وفق منهج شکری

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 69-91

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.312356.612295

حسین الیاسی، زینب قاسمی اصل، حبیب کشاورز

چکیده الحداثة الشعریة التی ألقت ظلالها علی الأدب و انتقل بها الشعر العربی المعاصر من إطاره الخاص الضیق إلی فضاءات جدیدة منفتحة، جعلته یسترفد الفنون الأخری و فی الحقیقة أطلقت عنان الشعر والأدب وصار التداخل بین الشعر وبین الفنون الأخری الثیمة البارزة للشعر العربی المعاصر ومن أهم ملامح الحداثة الشعریة المزج بین الشعریة والسرد فی العمل الشعری وهذا المزج بوصفه من نتائج الحداثة فی الفکر والوعی، بوصفه من رهانات التجدید فی الشعر المعاصر یثری الشعر من الناحیة الجمالیة والدلالیة ویکسر رتابة الشعر ویوسع دائرته والسرد بتقنیاته وعناصره ومعیاته، یجعله أکثر عمقاً وانفتاحاً وهذا هو سرُّ الحضور المکثف للسرد وتقاناته فی الشعر المعاصر والتداخل بین الشعر والسرد ینمُّ عن الوعی العمیق بفاعلیة السرد وإسهامه فی ضخّ النص الشعری بالحرکة والعمق والانفتاح والشاعر العراقی معد الجبوری من أبرز الذین استخدموا السرد وطاقاته ومعطیاته فی أشعارهم ونری الهیمنة السردیة علی فضاء الشعر للشاعر وفی أشعاره کافة وبلغ التداخل السردی والشعری درجة الحساسیة الشعریة عنده ونری هذا المزج والتداخل فی جمیع مراحله الشعریة وکأنه یری قوة الشعر وفاعلیته فی حضور السرد والدمج الفنی والواعی بین الشعر والسرد وعناصره. یحاول هذا البحث دراسة حضور السرد فی شعر الشاعر من خلال دراسة قصیدة حیث یعود النهر والمنهج المتتبع فی هذا البحث هو منهج شکری هیاس فی دراساته السردیة وخاصة الدراسات التی کتبتها الناقد حول القصیدة السیر ذاتیة وما توصل إلیه هذا البحث بعد دراسة عمیقة الرؤی لهذه القصیدة هو أن للسرد حضوره المکثف فی شعر الشاعر والرؤیة وحضور الشخصیات والمشهد الحواری والمکان والترتیب الزمنی والحدث فی ارتباطه بالمکان والزمن من العناصر السردیة فی التشکیل الشعری لهذه القصیدة وفی الحقیقة یستخدم الشاعر السرد فی اشعاره انطلاقاً من الوعی الشدید بفاعلیة السرد ومعطیاته فی الشعر حیث یجعله فی ذروة الإیحاء والإبداع ویجعل النص الشعری ینبض بالحرکة والحیویة ویجعله متمکّناً بالطاقات الدلالیة الوافرة ویبعد التشکیل الشعری من حالة الجفاف الی النشاط والحرکة والحیویة وتداخل الشعری بالسردی وسیلة الشاعر لخلق أرضیة شعریة متکاملة ومترابطة مسهمة فی نجاح التواصل وعملیة التلقی.

صورولوجیا شخصیه بهاء الدوله البویهی فی شعر الشریف الرضی

صورولوجیا شخصیه بهاء الدوله البویهی فی شعر الشریف الرضی

دوره 11، شماره 1، تیر 1398، صفحه 71-91

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.241558.611787

جعفر جعفرزاده، زهرا افضلی، فرامرز میرزایی، هادی نظری منظم

چکیده إنّ معرفة الآخر قد وفرّت الأرضیة لنشوء علم جدید یُطلق علیه اسم علم الصورة أو الصورولوجیا. هذا العلم یعتبر فرعاً من فروع الأدب المقارن ویدرس صورة الأجنبی فی النصوص الأدبیة. إنّ صورة الأجنبی تتکوّن عن طریق تعرّف الأدیب المسمّی بالأنا علی الأجنبی المسمّی بالآخر، وتجری دراستها وفقاً للمبادئ التی وضعها الصورولوجیون؛ أهمها هی: حالات قراءة الآخر والأسباب المؤثّرة فی تکوین الصورة، وبما أنّ دراسات الصورولوجیا تؤدّی إلی معرفة الشعوب والاطلاع علی ثقافتها وحضارتها؛ لذﻟﻚ لها أهمیة خاصة بین البحوث الأدبیة، ونظراً لهذه الأهمیة قد تمت فی المقالة الموجودة دراسة صورة بهاء الدولة ، الأمیر الإیرانی فی شعر الشریف الرضی، الشاعر العراقی بغیة إدراﻙ کیفیة تکوّن صورته. إنّ بهاء الدولة أمیر من الأمراء البویهیین (أسرة إیرانیة قد تسلّمت مقالید الحکم فی أقالیم من إیران و العراق فی خلال القرنین الرابع والخامس للهجرة) عاصر الشریف الرضی بهاء الدولة و اتصل به مباشرا فی العراق لمدة أربع و عشرین سنة ؛ لذلک مثّل شخصیته فی شعره.کما یتبیّن من نتائج الدراسة أنّ الشاعر قد تطرّق إلی رسم صورة الآخر فی حین أنّ الصورة المرسومة ممتزجة بالتحیّز لقومه والتعصّب للأنا والتباهی بها، والسخط علی الآخر  وتحدیته، مع هذا إنّه لم یتّجه إلی التشویه السلبی فی قراءة الآخر، فصورته تقرب من الحقیقة فی دیوانه وفق المصادر التاریخیة، فضلا عن ذلک قد تأثر الشاعر فی تکوین صورة الآخر بالأسباب الذاتیة، والإجتماعیة، والسیاسیة، والدینیة، کإنتمائه الهاشمی، انعدام العدالة فی توزیع الثروة، عدوان الآخر، والنزاعات الدامیة بین الأمراء البویهیین، والصراعات العنیفة بین الشیعة والسنة.

دراسة فی الأسلوب الأدبی للشاعر القروی (الوطنیات نموذجاً)

دراسة فی الأسلوب الأدبی للشاعر القروی (الوطنیات نموذجاً)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 73-93

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.129172.611302

جواد گرجامی، عادل آزاددل، معصومه شبستری

چکیده الأسلوب فی معناه اللغوی العام یعنی النظام والقواعد العامّة للتعبیر فی جنسٍ أدبیٍ معینٍ و الأسلوب الأدبی مجموعة من القواعد و المعاییر الّتی تتمیّز بالصبغة الأدبیّة و تمیّز النصّ الأدبی - شعراً کان أو نثراً - من غیره. المراد بدراسة أسلوبیّة هی دراسة منهجیّة فی العناصر البنائیّة و طریق صیاغتها للتعبیر عن ایدئولوجیّة النصّ الأدبی. رشید سلیم الخوری المسمّی بالشاعر القروی من أبرز شعراء المهجر الجنوبی و الّذی یصطبغ اسلوبه الأدبی بصبغة الأدب المهجری و هذا ما یتجسّد بوضوح فی مجموعته الشّعریة المسمّاة بـ الوطنیّات. یقوم هذا البحث عبر منهجٍ وصفی-تحلیلی بدراسة الأسلوب الأدبی لدی القروی و وطنیّاته معتمداً علی البنیات المختلفة فی شعره: کالبنیة اللغویة بمستواها الصرفی والنحوی والمعجمی، والبنیة الموسیقیة بمستواها الداخلی والخارجی، والبنیة البلاغیة بخصائصها البیانیة، والبنیة الدلالیّة. فالنتائج تعبّر أنَّ ما یُمیّز الوطنیّات هو توظیف الأسلوب الانزیاحی فی البنیة الفوقانیّة والتحتانیّة من هذه المجموعة و هذا یعود إلی مقدرة الشاعر الإبداعیّة. منها ما یرتبط بالإنزیاح اللغوی الدلالی کـ: توظیف الجمل الخبریة والإنشائیة الموحیة بدلالات جدیدة لأداء الغرض المنشود موسیقیاً ودلالیاً. وما یرتبط بالإنزیاح البلاغی کـ: تلوین الخیال الشعری بألوان ٍمن الإنزیاحات البلاغیّة و استخدام الصور البلاغیة کالتشبیه والمجاز بعیدین عن الصور التقلیدیة محاولاً إبداع تصاویر شعریة جدیدة. و ما یرتبط بالإنزیاح فی المستوی الموسیقی کـ: تحریر الموسیقی من القیود التقلیدیة مع إعادة التجربة الشعریّة الأندلسیة فی إنشاد الموشّحات و التغییر فی کمیّة التفاعیل المؤدّی إلی  الموجات الشعریّة المتنوّعة.

بررسی و تحلیل ابعاد فرهنگی مقابله با غرب در اشعار حافظ ابراهیم و محمدرضا شبیبی

بررسی و تحلیل ابعاد فرهنگی مقابله با غرب در اشعار حافظ ابراهیم و محمدرضا شبیبی

دوره 8، شماره 2، زمستان 1395، صفحه 75-92

https://doi.org/10.22059/jalit.2017.62559

طاهره حیدری، ابوالحسن امین مقدسی

چکیده حضور غرب در شرق به‌خصوص در ابعاد فرهنگی- سیاسی مورد توجه شاعران معاصر دو حوزة فارسی و عربی قرار گرفته است تا جایی­که این مفهوم در شعر بسیاری از آنها بسامد بالایی دارد. حافظ ابراهیم و محمدرضا شبیبی ازجمله شاعران عربی هستند که به علت سوابق تمدنی عراق و مصر و شرایط زمانی دورة خود از جایگاه خاصی برخوردارند. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به موازنة شعر این دو شاعر در سطح محتوا پرداخته شده و «مقابلة فرهنگی با غرب» در شعر آنها ذیل سه عنوانِ بازگشت به گذشتة عربی، دعوت به وحدت اسلامی- عربی و انتقاد از ملل شرق بررسی شده است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که حافظ ابراهیم در عین اذعان به پیشرفت غرب در زمینه­های مختلف، با توصیه به جامعه برای بازگشت به زبان و هویت عربی، به مبارزه با غرب پرداخته است؛ اما محمدرضا شبیبی غرب را در همة ابعاد نکوهیده و حتی تمدن غرب را تمدن به معنای واقعی نمی‌داند؛ اشعار وی سراسر مبارزه با غرب است.

پژوهشی پیرامون اتوپیای مدرن و رویکرد آن در آثار طالب عمران نویسندة سوری

پژوهشی پیرامون اتوپیای مدرن و رویکرد آن در آثار طالب عمران نویسندة سوری

دوره 8، شماره 1، بهار 1395، صفحه 77-94

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60178

جواد خانلری

چکیده تاریخ زندگی بشر گواه است که سودای نیل به سعادت فردی و اجتماعی و جامعه­ای دور از کاستی، همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته است. آرمان ­شهرگرایی تا سال­های متمادی و حتی در عصر کنونی، دغدغه ذهنی بسیاری از فیلسوفان و ادبا بوده و باعث شده آثار گران ­سنگی را خلق کنند تا در پیشبرد اندیشة­ بهتر زیستن در دنیا، بسیار کارآمد و سودمند افتد. در عرصة­ ادبیات، به مدد علم و تکنولوژی، آرمان ­شهرها یا «اتوپیاهایی» جدید با عنوان «اتوپیای علمی- تخیّلی» یا «اتوپیای مدرن» پای به عرصه­ وجود نهادند که به نمونه­هایی از آن در ادبیات نوین عرب به ویژه در آثار طالب عمران، نویسندة­ سوری می­توان اشاره کرد. آرمان ­شهرهایی که طالب عمران ترسیم می­کند، بر سه عنصر خیر، صلح و دانش استوار بوده و حامی سنّت­های نیک پیشینیان است. زمام اتوپیا در دست دانشمندان، فیلسوفان و فرزانگان بوده و ساکنان آن، بیشتر شبیه انسان­هایند. او سعی دارد با موجودات فرا زمینی ارتباط سالم برقرار کرده و از توانایی آنها در جهت غلبه بر نیروی شرّ زمینی بهره­مند شود. این نوع از ادبیات در حوزة­ ادبیات شرق، نه تنها جدید و مبتکرانه است، بلکه گامی است مثبت در جهت اعتلا بخشی به ادبیات و از سوی دیگر به علم و تکنولوژی.

بررسی کنایه در تفسیر کشاف زمخشری

بررسی کنایه در تفسیر کشاف زمخشری

دوره 7، شماره 2، زمستان 1394، صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.58100

غلامعباس رضایی هفتادری، سمیه برزین

چکیده کنایه، یکی از فنون بلاغی است که بیشتر از مجاز و استعاره کاربرد دارد. به همین منظور بلاغیان در تعریف و تبیین اقسام آن در طول قرن­ها - با وجود اختلاف نظرهایی که داشته­اند – تلاش­های برجسته­ای کرده و آثار ماندگاری از خود به جای گذاشته­اند.
تفسیر کَشّاف، مشهورترین منبع تفسیری بلاغی است که در فهم زیبایی­های ادبی و معانی بلند قرآنی، بدان ارجاع داده می­شود. نظر به اهمیت زیاد کنایه در تفسیر کشاف، در پژوهش حاضر به مفهوم کنایه در این تفسیر، نوآوری‌های زمخشری در باب کنایه، اسلوب­های وی برای بیان کنایات قرآنی و نحوة تأثیر مذهب زمخشری در بحث کنایه پرداخته می­شود.
از رهگذر این جستار مشخص می­گردد که زمخشری برای نخستین بار بحث مجاز از کنایه، کنایه در مفرد و تفاوت میان کنایه و تعریض را مطرح کرده و از دو اسلوب مستقیم و غیر مستقیم برای بیان کنایات قرآنی، استفاده نموده است. دیگر اینکه مذهب اعتزالی او تأثیر زیادی در بحث کنایه داشته، بدین صورت که برخی از تصاویر کنایی قرآن که در تعارض با اصول معتزله بوده، حمل بر مجاز، تمثیل و تصویر کرده است.

مثل های کهن ایرانی در کتاب «التمثیل و المحاضرة» ثعالبی

مثل های کهن ایرانی در کتاب «التمثیل و المحاضرة» ثعالبی

دوره 5، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 85-104

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35587

ناصر زارع

چکیده کتاب «التمثیل و المحاضرة»، نوشتة ابومنصور ثعالبی (429-350هـ..ق) یکی از کتاب­های درخشان به زبان عربی است که به دلیل اشتمال بر گوشه­هایی از مثل‌ها و حکمت‌های کهن ایرانی در نوع خود کم نظیر است. در میان مثل‌های موجود در این کتاب, مثل‌های ایرانیِ عربی شده­ای هستند که ریشه در دوردست­های تاریخ دارند و امروزه در میان ما همچنان رایج­اند. آن چه در این نوشتار به آن پرداخته شده، بیشتر, همین مثل‌های دیرسالِ آشنا و رایجی است که از فرط آشنایی و رواج در نگاه نخست گمان نمی‌رود ریشه در گذشته­های بسیار دور داشته باشند. قدمت این مثل‌ها و رواج امروزی آن‌ها و حضورشان در متون کهن عربی، هم نشان از پویایی و توان آن‌ها دارد و هم نشان از استمرار فرهنگ خاستگاه آن‌ها.

تحلیل مفهوم مرگ در شعر بسام حجار با تکیه بر الگوی نشانه‌شناسی پیرس

تحلیل مفهوم مرگ در شعر بسام حجار با تکیه بر الگوی نشانه‌شناسی پیرس

دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 85-106

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.321797.612376

پرویز احمدزاده هوج، بهمن آقازاده، وحید خیری

چکیده نشانه‌شناسی به تحلیل ارتباط نشانه‌ها و دلالت‌ها و نحوۀ شکل‌گیری آنها می‌پردازد و نشانه‌شناسی ادبی در پی کشف ناشناخته‌های جهان درون متن از طریق واکاوی نشانه‌های زبانی و فهم ارتباطات معنایی میان واژگان شعر است. چارلز پیرس با الگوی سه وجهی خود برای ساختار نشانه تحول بزرگی در علم نشانه‌شناسی به وجود آورد و یک روش دقیق و علمی برای بررسی ساختار دلالتی شعر در اختیار ناقدان ادبی قرار داد. بسام حجار از شاعران نواندیشی است که مرگ یکی از مفاهیم و مضمون‌های اصلی شعر اوست و بخش اعظمی از اشعارش به مرگ و مرگ‌اندیشی اختصاص دارد. این مقاله سعی می‌کند بر پایۀ نظریۀ پیرس به بررسی فرایند ساخت نشانه‌های شعری مربوط به مفهوم مرگ در شعر بسام حجار بپردازد و پیام‌های مخفی در سطوح ژرف متن شعر او را بازگو کند. بر اساس نتایج پژوهش بسام حجار از رمزگان‌های زیبایی‌شناسی، مؤلف، زمانی، مکانی و محور همنشینی و جانشینی کلام برای تولید نشانه‌های شعری مرتبط با مفهوم مرگ استفاده کرده است و استفاده از دلالت‌های صریح واژگان شعرش مخاطب را به انتخاب دقیق دلالت ضمنی متناسب با مفهوم مرگ از میان دلالت‌های بی‌شمار کمک کرده و مقصود اصلی شاعر و دیدگاه و جهان‌بینی و احساسات متناقض او دربارۀ مرگ را که در خوانش اولیه قابل فهم نیست، نمایان ساخته است و لایه‌های ثانویۀ متن را آشکار کرده است.

بررسی جلوه‌های ادبیات کارناوال گرای باختینی در رمان لعبة النسیان

بررسی جلوه‌های ادبیات کارناوال گرای باختینی در رمان لعبة النسیان

دوره 15، شماره 1، بهار 1402، صفحه 85-105

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.340342.612524

راضیه صدری خانلو، شهریار نیازی، عبدالعلی آل بویه لنگرودی، مصطفی پارسایی پور

چکیده کارناوال، کانون پویای روحیه جدال گری شادمانه و آزادیخواهی هنجار­شکن مردمی، همواره در رویارویی با مطلق ­اندیشی­ های اقتدارگران و هرگونه موقعیت­ محدودیت آفرین، خودنمایی می­کند. بازنمود ادبیاتیِ مؤلفه­های سنت کارناوالی و روحیه ممنوعیت ستیز جشنواره­ های مردمی، بعدها در ادبیاتِ کارناوال گرا -به­ مثابه شاخه­ ای از نظریه گفتگومندی باختین- در قالب فنون چندی چون پارودی، نسبیت و تقابل­های دوگانی، تاج­گذاری و تاج برداری، زبان کوچه‌بازاری، مضامین مرگ، نقاب و دیوانگی و انگاره ضیافت متجلی گشت که هر یک پاسخ کارناوالی­­ شده­ای در مقابل روحیه تک­سویه ­نگری و خودبسنده انگاری بود. پروژه روایت پژوهی باختین، کارناوال گرایی را با تأکید بر شیوه تفحصگرانه­ این اندیشه در باورهای بر سازنده کارناوال، کلیدواژه تحولات رمان مدرن برمی ­شمرد که قابلیت بازشناسی راهبردهای آثار کارناوال گرا در عینیت ­بخشی به گرایش آزادی­خواهی جزمیت ستیز را فراهم می­آورد. از این‌رو با تکیه بر روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با داده­کاوی کتابخانه­ ای، با رصد نمونه­ های کارناوال گرایی رمان «لعبة النسیان» در قالب مؤلفه­ های مذکور، می­کوشیم دستاوردهای «محمد برادة» نویسنده مراکشی (1938) را در گفتگومندسازی و ترویج روح دموکراسی چندآوایی در رمان­نویسی نوین عرب بازکاویم. مطالعه این رمان از منظر کارناوال گرایی حاکی است: براده، با شیوه­ های متناسب هر یک از مؤلفه‌ها همچون: قدسیت­زدایی، منحط­ سازی مفاهیم متعالی ­شمرده، وارونگی و جایگزینی نوسانگرانه دوگانی­ ها، گستاخی اقتدارستیز، ابطال پندارِ کمال و مبناهای از پیش­ رسمیت­یافته حاکمان و الغاء موقتی عرف­ ها، نگاه ­ها، باورها و مرزهای ازپیش ­خوانده؛ هنجارهای سلسله­ مراتبی برساخته و مناسبات پایگاهی، قوانین و تابوهای ظاهراً نقض ­ناپذیر را باژگونه کرده و با تاکید بر چندقطبی­ گرایی، به ایده تکثرگرایی مرکزیت­زدوده و مصادیق آن چون گفتمان ­های طردشده و اندیشه­ طبقات به ­حاشیه­ رانده، دگربار مرکزیت­ بخشیده و مخاطب را در سایه فرهنگ آزادی­خواهی، به مقام سوژگی و درک چندآوابودگی هستی رسانده و نهایتا لعبة النسیان را به نمونه موفق ادبیات کارناوال­گرای جهانی با نکهتی محلی بدل کرده است

تأثیر پذیری جواهری از گرایش‌های شعری غالب در دورة عباسی

تأثیر پذیری جواهری از گرایش‌های شعری غالب در دورة عباسی

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 87-110

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.56667

ابوالفضل رضایی، علی عدالتی نسب

چکیده جواهری، بزرگترین شاعر کلاسیک معاصر عراق، در سال 1900 در نجف اشرف، در خانواده‌ای فرهیخته و صاحب علم و ادب دیده به جهان گشود. محیط علمی و فرهنگی نجف، شرایط علمی و ادبی حاکم بر خانه و ذوق و نبوغ ادبی شاعر باعث شد تا او به اشعار پیشینیان به ویژه شاعران دورۀ عباسی روی آورد و به مطالعه و حفظ دیوان های شاعران نامدار این دوره بپردازد. این امر باعث شد که شاعر در سرودن اشعار خود از شعرای بزرگ این دوره چون: ابوالعلاء معرّی، بحتری، متنبی، ابوتمام، و دیگر شاعران معروف الگو بگیرد و به شیوۀ آنها شعر بسراید. به طوری که این الگوبرداری را می‌توان به روشنی در اشعار وی مشاهده کرد. او شاعری است که اشعارش کلاسیک و در زمرۀ شاعران مکتب سنت گرای شعر معاصر قرار دارد. در این مقاله پس از بررسی زندگی و اشعار جواهری و تحلیل اشعار وی، با ذکر شواهد و دلایل، گرایش‌های شاعر به شعر و شاعران دورة عباسی ثابت شده و روشن
می شود که جواهری در اغراض و سبک شعری خود از شعر دورۀ عباسی بسیار اثر پذیرفته است
به طوری که با صرف نظر از زمان، می توان ادعا کرد او شاعری عباسی است که فقط زمان او را مؤخر داشته و به عنوان شاعر معاصر شناخته شده است.

بررسی و تحلیل رمان اعجام سنان انطون بر پایۀ نظریۀ گریماس

بررسی و تحلیل رمان اعجام سنان انطون بر پایۀ نظریۀ گریماس

دوره 15، شماره 2، بهار 1402، صفحه 87-106

https://doi.org/10.22059/jalit.2023.347980.612584

محدثه مزوری، علی نجفی ایوکی، محسن سیفی

چکیده روایت‌شناسی یکی از شاخه‌های نقد ادبی است که به بررسی روایت‌های داستانی می‌پردازد. ولادیمیر پراپ و بعد از او گریماس در این زمینه بررسی‌هایی داشته‌اند؛ گریماس معتقد بود که داستان‌ها و روایت‌ها با قالب‌های مختلف خود،‍ از الگوهایی پیروی می‌کنند که با کشف این الگو‌ها می‌توان به درک بهتری از این داستان‌ها نائل شد. الگوها قابلیت انطباق با رمان‌های پیچیدۀ امروزی را دارند. به باور وی هر داستانی تابع یکی از این ساختارهای روایت است: 1- قرارداد (ممنوعیت)- نقض – مجازات 2- فقدان قرارداد (بی‌نظمی)- وجود قرارداد (نظم). بر اساس نظریۀ او، شش نقش یا کنشگر در همۀ روایت‌ها وجود دارد که عبارت‌اند از فاعل، هدف، فرستنده، گیرنده، یاریگر و بازدارنده. بنا بر نظر گریماس، در هر داستانی گزاره‌های روایی (وصفی، وجهی و متعدی) و زنجیره‌های روایی (اجرایی، پیمانی، انفصالی) قابل مشاهده است. بر‌این‌اساس، پژوهش حاضر می‌کوشد با رویکرد کیفی و روش توصیفی ـ تحلیلی رمان اعجام نوشتۀ نویسندۀ عراقی سنان انطون را بر پایۀ نظریۀ کیفی مورد ارزیابی و نقد قرار دهد. از نتایج تحقیق آن است که در این رمان یکی از ساختارهای روایت گریماس یعنی قرارداد- نقض- مجازات مشاهده می‌شود و سیر کلی داستان از مثبت به منفی است. همچنین در رمان مورد مطالعه، شش نقش یا کنشگر، گزاره‌های روایی و زنجیره‌های روایی نظریۀ گریماس به وضوح قابل شناسایی و ردیابی هستند

بررسی شخصیت مسیح (ع) در شعر خلیل حاوی

بررسی شخصیت مسیح (ع) در شعر خلیل حاوی

دوره 5، شماره 2، زمستان 1392، صفحه 89-112

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50259

هادی رضوان، نسرین مولودی

چکیده به کار گیری اسطوره در شعر شاعران عرب سابقة طولانی دارد، اما شاعران معاصر با اثر پذیری از ادبیات غرب، اسطوره‌ها را به شیوه‌ای متفاوت و در قالب‌هایی نو به کار گرفتند و از آن در تعبیر از مقاصد و اغراض گوناگون بهره بردند.
عیسی مسیح (ع)، در شعر معاصر عرب کارکردی نمادین دارد. این شخصیت در شعر خلیل حاوی، با اسطوره در می‌آمیزد و چهره‌ای اسطوره­ای می‌یابد.
حاوی در پی شرایط نابهنجارِ سرزمین عرب، در آرزوی رستاخیز به سر می‌برد. رستاخیزی عظیم که حیات بهتری را برای ملّت عرب به ارمغان آورد. او با زنده کردن فرهنگ ایثار و از خود گذشتگی، راه رسیدن به این تحول و دگرگونی را در نزد همگان، روشن‌تر جلوه داده است. مسیح (ع) در شعر او، جلوه‌گاهی از جانبازی و فداکاریِ باشکوهی است که حیات مجدد را به مردم محروم و ستمدیده هدیه می‌دهد. مسیح (ع) در نزد این شاعر، در کنار تموز، اسطورة رستاخیز، قرار می‌گیرد و با آن در می‌آمیزد. با معانیِ والایش یکی می‌شود و وجودی یگانه می‌یابد؛ آنچنان که گویی مسیح (ع)، خودِ  تموز است که در قالبی متفاوت ظاهر شده است.

السخریّة فی شعر إبراهیم طوقان

السخریّة فی شعر إبراهیم طوقان

دوره 6، شماره 1، تابستان 1393، صفحه 89-108

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.52025

سیّد مرتضی حسینی، ساجد زارع

چکیده تعتبر السخریّة طریقاً فی تصویر حقائق الـمجتمع غیر أنّها طریق غیر صریح؛ إذ هی مزیج بالضحک و الـمزاح، لکن یکمن وراء هذا الضحک، تفکیر و تدبّر عمیق و صراخ یوقظ الإنسان من السبات و الغفلة. و بناء علی هذا، فإنّ السخریّة تستخدم کوسیلة لأجل الوصول إلی الغایة، ولیست هی مقصودة بالذات؛ و یقصد الأدیب الساخر بها شخصاً خاصّاً أو جماعة أو قوماً. وممّا یتمیّز به شعر إبراهیم طوقان هو الاهتمام الکثیر بقضایا وطنه فلسطین، والتعبیر عن الـحقیقة ضمن عاطفة صادقة. وبما أنه کان عاجزاً عن الفعل والتصدی والتغییر فعلیّاً، فلم یَرَ إلاّ السخریّة والتهکّم سلاحاً یکافح به ویناضل. فکثیراً ما نری أنّه وجدهما خیر طریقة لتناوُل هذه الـموضوعات، فتمسّک بهما لیسخر ممّن یخون وطنه ولیوقظَ أبناء الوطن من الغفلة. فقد استخدم أسالیب مختلفة لیزوّد سخریّته بتأثیر أکثر وأعمق فی متلقّیها، منها: استخدام صیغة الأمر والاستفهام، واستعمال اللغة الـمحکیة أو العامیة، والـمقابلة، وتقریر الـحقائق مخالفةً للوضع القائم، والـمعاکسة اللفظیة، ومعاکسة نتاج الـمقدّمات، وإیقاظ الواهم. واستهدف الباحثون فی هذا الـمقال دراسة السخریّة وأشکالها وکیفیّة استخدامها فی شعر إبراهیم طوقان. فبعد تعریف السخریّة، و الإتیان بنبذة عن ترجـمة الشاعر، استعرضنا بواعث السخریّة و میزاتـها و أسالیبها فی شعره مرتکزین علی الـمنهج
الوصفی _ التحلیلی.  

نقد و بررسی نحو سنتی و نحو جدید

نقد و بررسی نحو سنتی و نحو جدید

دوره 6، شماره 2، زمستان 1393، صفحه 89-108

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54201

مهدی خرمی

چکیده پیچیدگی‌های نحو و آراء متفاوت نحویان، از نخستین قرن­های انتشار زبان عربی، آموزش نحو را با مشکلاتی مواجه ساخته است، به همین جهت بسیاری از صاحب نظران با طراحی مدل­های نو و تألیف آثار جدید، سعی کرده‌اند مشکلات آن را برطرف کنند، یکی از این آثار، کتابِ «احیاءالنحو» است که در سال 1937م توسط ابراهیم مصطفی، در مصر تألیف گردید. انتشار کتاب در ابتدا جنجالی به پا ساخت و مورد نقدِ موافقان و مخالفان قرار گرفت، در سال 1938م وزارت فرهنگ مصر به مشاورت طه حسین و جمعی از زبان­شناسان، انجمنی  تشکیل داد تا آسان سازی نحو و آراء ابراهیم مصطفی مورد بررسی قرار گیرد، پس از آنکه انجمن،آراءِ ابراهیم مصطفی یعنی کتاب احیاءالنحو را تصدیق کرد، وزارت در صددِ تعمیم و توزیعِ آن در میان کشورهای عربی برآمد تا در این باره از نظر علمایِ نحویِ آن دیار مطلع گردد، دولتِ عراق، نقد و بررسیِ این طرح را به شیخ محمد جواد جزائری سپرد، ولیکن
گرایش­های حوزویِ جزائری به نحوِ قدیم، موجب شد تا طرح جدید را بکلی به دیده عیب و نقص بنگرد و به دلایل مختلف در برابر هر یک از بندهای آن جواب ردی بدهد و در نتیجه نحوِقدیم را بر نحو جدید ترجیح دهد. اما بیشتر انتقادات وی سطحی و جزئی‌اند، درحالی که طرحِ انجمن نحوِ مصری، آموزش نحو را با مدل­های امروزیِ آموزشِ یک زبان بیگانه در آمیخته و از وسعت نظر مناسبی نسبت به زبان عربی و  چگونگی آموزش آن نیز برخوردار است.

واکاوی ساحت‌های وجودی پست‌مدرن در نمایشنامۀ «ابن الرومی فی مدن الصفیح» اثر عبدالکریم برشید

واکاوی ساحت‌های وجودی پست‌مدرن در نمایشنامۀ «ابن الرومی فی مدن الصفیح» اثر عبدالکریم برشید

دوره 14، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 89-107

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.326981.612415

علی خوش گفتار، عباس گنجعلی، سید مهدی نوری کیذقانی

چکیده فراداستان از برجسته‌ترین اشکال ادبی در ادبیات پست‌مدرن محسوب می‌شود. در این میان ویژگی وجودشناسی در فراداستان این امکان را فراهم می‌آورد تا به مسائل فلسفی-وجودی با رویکردی پسامدرن و بدون نظم در طرح افکار نویسنده نگریسته شود و ارتباط تنگاتنگی با ویژگی‌هایی همچون عدم قطعیت، تصنع‌گرایی، تشویش زمانی و ورود نویسنده به متن به عنوان مرکز اصلی تشویش وجودی در داستان، برقرار گردد. این پژوهش بر آن است تا مشخصۀ فراداستانیِ وجودشناسی را در نمایشنامۀ پسامدرن «ابن الرومی فی مدن الصفیح» اثر عبدالکریم برشید، مورد واکاوی قرار دهد. لذا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که چگونه مرزهای وجودی در نمایشنامۀ «ابن الرومی فی مدن الصفیح» تحت تأثیر پسامدرنیسم قرار گرفته‌اند؟ رهیافت اولیۀ تحقیق نشان می‌دهد عبدالکریم برشید بیش‌ترین تأثیر را در آرای وجودی متن داشته و توانسته مرزهای وجودی را گاهی با دید دانای کل تغییر دهد. عدم قطعیت و تشویش زمانی نیز در مرز بین هستی و نیستی بسیار نقش داشته‌اند تا جایی که تاریخ‌نگاری نویسنده با شخصیت‌های درونی متن به تشویش و شکست زمانی نیز منجر گشته ‌است. همچنین، بیان واضح نویسنده از طریق یک متن ساختگی منجر به قرار دادن خواننده بین دو مرز واقع و خیال شده و مرزهای وجودی نیز باری دیگر برهم‌خورده‌اند.