خوانش پسا استعماری رمان قطعة من أوروبّا اثر رضوی عاشور

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه خوارزمی تهران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی تهران

چکیده

رویکرد شرق‌شناسی که از جریان‌های مسلط اواخر سده گذشته است، توانسته همواره در برگیرنده مقاصد نویسندگان شرق و موضوع آثار ایشان باشد. در چند دهه گذشته، تفکر پسا استعماری، به نویسندگان، در بیان و بازسازی واقعیت‌های زمان‌مند و تاریخی یا ایده‌های درونی- بی‌زمان‌شان بوسیله آثار ادبی بویژه رمان، کمک شایانی نموده است. رمان قطعة من أوروبّا از جمله آثاری است که در آن کوشیده شده با استفاده از مبانی فکری پسا استعماری، ماهیت روابط شرقی- غربی واضح‌تر گردد. در مقاله حاضر، نویسندگان با استفاده از شیوه توصیفی و تحلیلی، برپایه استفاده از نظریه نقد پسااستعماری به واکاوی و توضیح مفاهیم مندرج در رمان پرداخته‌اند که با هدف رسیدن به این موارد، انجام پذیرفته: درکی بهتر از موقعیت‌های داستانی و گفتمان استعماری غرب در مصر، نحوه چینش کلمات در صفحه و رابطه آن با هژمونی و اقتدارگرایی غرب، دلیل انتخاب شخصیت‌ها از مردمان فرودست، نحوه صحنه‌پردازی‌ها در موقعیت‌های مختلف، بررسی صداهای حاضر در اثر و میزان فرصت‌شان برای سخن گفتن و جغرافیای- مرکز و حاشیه- مکان‌ها و شخصیت‌ها. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که غرب، تمام زوایای زندگی مستعمره خود را متأثر می‌سازد و جامعه مصر را به حاشیه می‌راند و فرصت ایفای نقش، شناخت و اغنای فرهنگ بومی را توسط هژمونی زیرکانه از ایشان سلب می‌کند. نویسنده، تقابل غرب مرکزی و مصر حاشیه‌ای را به نحوی وارد روابط بین‌واژگانی نموده که تصاویر و موقعیت‌های داستان، تقابل استعمار و مردم بومی را به چالش می‌کشد و گفتمان ساخته شده توسط غرب، مرکزیت خود را در متن رمان، توسط تلاش‌ها، تظاهرات و دغدغه‌مندی‌های فرودستان مصر از دست می‌دهد. عاشور در این رمان، تنها به گزارش منفعلانه تاریخ نپرداخته، بلکه به نحوی پویا، وقایع مهم تاریخ معاصر مصر را با حفظ ادبیّت اثر، تصویر و تحلیل نموده است.

کلیدواژه‌ها