علی اسودی؛ مهدی آبرون
چکیده
زبان، وسیلهای برای ارتباط انسان با دیگران به شمار میآید و هر کشور یا فرهنگی زبان خاص خود را دارد. یکی از شیواترین و مفهومیترین راههای انتقال تجربه و ارتباط زبانی، ضربالمثلها هستند. این پدیده ...
بیشتر
زبان، وسیلهای برای ارتباط انسان با دیگران به شمار میآید و هر کشور یا فرهنگی زبان خاص خود را دارد. یکی از شیواترین و مفهومیترین راههای انتقال تجربه و ارتباط زبانی، ضربالمثلها هستند. این پدیده زبانی آینه صافی از اوضاع جامعه خود از منظر فرهنگی، سیاسی و تاریخی ارائه میدهد که در نوع خود از حیث کوتاه بودن و بلیغ بودن بینظیر است. بهویژه اگر این ضربالمثلها عامیانه باشد. عامیانه بودن نشاندهندۀ برگرفته شدن این حکمتها از دل جامعه و کمتر مورد تغییر قرار گرفتن آنها است. بیشتر ضربالمثلها برگرفته از زندگی انسان است. به عبارتی دیگر در تمامی مثلها، تجربه بشری جزء لاینفک آن به شمار میرود. پژوهش حاضر، با روش توصیفی– تحلیلی به بررسی هشت طرحواره تصویری مطرح شده توسط «جورج لیکاف» و «جانسون» در ضربالمثلهای عامیانه موصلی پرداخته است. این پژوهش نشان داد که طرحوارههای حجمی مطرحشده توسط زبانشناسان با تکیهبر رفتار و نگرش انتزاعی انسان از پدیدهها برداشت شده و نمود آن در ضربالمثلهای موصلی مشخص است. از میان طرحوارههای تصویری، طرحواره فضا با قید دوراندیشی بیشترین بسامد را در میان طرحوارهها به خود اختصاص داده است. پس از آن، طرحوارۀ اتحاد با قید جزء و کل که نشانگر تمرکز موصلیها بر جزئیات امور است، بیشترین بسامد را در میان دیگر طرحوارهها دارد. طرحواره حرکتی نیز درصد کمی را به خود اختصاص داده است که همواره با قید لزوم بر حرکت و تلاش یاد شده است که نشاندهنده کمتحرک بودن جامعه موردنظر است. در تمامی طرحوارهها اندیشه انسان و جنبه فیزیکی او بر جنبه متافیزیکیاش تأثیر بسزایی دارد.