شاعر و نویسنده به جهت برخورداری از شعور و احساس بیشتر نسبت به تودة مردم، معمولاً در برابر ناهنجاریهای جامعه، اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی، از خویشتن عکسالعملهایی را بروز میدهد که شاید در عصر وی، برای بسیاری از مردم نامفهوم و نامانوس، بلکه غیرقابل قبول جلوهگر شود؛ و چه بسا مخالفتهایی سخت و جدی را نیز از جانب ایشان در برابر خود به همراه داشته باشد. همانگونه که ممکن است گروهی ندانسته و تحت تأثیر احساسات در جهت موافقت، وی را در جایگاهی قرار دهند که او مستحق آن نیست. اما به مرور زمان که هیجانات فرونشیند و دوره ایشان به سر آید، قضاوت در مورد آنان نیز، آسانتر میشود وداوری به صلاح نیز، نزدیکتر خواهد شد. منفلوطی و آلاحمد، از این دسته از نویسندگان هستند که در عهد خویش، به مسائل اجتماعی پرداخته و موافقان و مخالفانی را در اطراف خویش پدید آوردند. ما در این گفتار کوتاه، برآنیم تا ضمن بررسی و مقایسه اوضاع و احوال زنان مصر و ایران در آن عصر، به نقد افکار این دو نقدپرداز اجتماعی در این زمینه، بپردازیم