نقدی بر تصویر هنری از دیدگاه بلاغت سنتی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تهران

2 استادیار دانشگاه لرستان

چکیده

این مقاله در پی آن است که مفهوم تصویر را از منظر ناقدان قدیم مورد بررسی قرار دهد و نشان دهد که چگونه بلاغت قدیم در چارچوب درک جزئی از مفهوم تصویر و تمرکز بر جانب شکل، بدون پرداختن جدی به محتوا در نتیجة عواملی چند متوقف ماند. هر چند در این راستا عبدالقاهر جرجانی سرآمد قدماست و تلاش‌هایی گسترده‌تر داشت. اما پس از وی، دانش بلاغت تحولی شایسته نیافت. افزون بر این در این مقاله تلاش بر آن است که نشان داده شود چرا بلاغت قدیم نتوانست خود را از جزئی‌نگری در تصویر رها کند و وارد عرصة نگاه ساختاری به تصویر شود. آنجا که چگونگی ارتباط تصاویر بلاغی جزئی با هم در تصویر کلی ساختار و چگونگی ارتباط این تصویر کلی با آنها و همچنین کیفیت ارتباط محتوا با این تصاویر، مورد کنکاش قرار می‌گیرد. هرچند عبد القاهر تلاش‌هایی ابتدایی در این زمینه داشت که نسبت به زمان خود بسیار پیشروتر بود، اما پس از وی، چنین مباحثی دنبال نگردید. حتی برخی از بلاغیان نظرات او را محدودتر کردند و از ارزش آن کاستند.
روش تحقیق در این پژوهش، بررسی دیدگاه‌های بلاغیان برجسته در عرصة بلاغت سنتی است. تا از این رهگذر خط‌مشی بلاغت سنتی آشکار گردد. ضرورت این پژوهش در آن است که کمبودهای بلاغت سنتی را نمایان می‌سازد و در پی آن مشخص می‌گردد که در پژوهش‌های کاربردی تکیه بر بلاغت سنتی کفایت نمی‌کند. و باید افزون بر آن از نظریات جدید در عرصه بلاغت نیز بهره گرفت.

کلیدواژه‌ها