بازتاب مصادیق فقر فرهنگی و سلطۀ سنت در پهنۀ داستان‌های کوتاه صادق هدایت و زکریا تامر (با محوریت زن در اجتماع)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه بوعلی سینا

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی

چکیده

هدایت و تامر در داستان­های خود به جنبه­های گوناگونی از معضلات اجتماع عصر خود توجه نشان داده‌اند و بر مسائلی همچون فضای خانوادگی غیر­منطقی و خشن مرد­سالار، ضعف مناسبات انسانی، پیامد­های تجدد و وجود فضای نا­امن اجتماعی- اقتصادی برای زنان، در قالب داستان کوتاه و در جهت انتقاد از قوانین اجتماعی تاکید نموده­اند. خاستگاه فکری این دو، متأثر از افکار و فضای کافکایی است و در عین حال که تفاوت­هایی در سبک ورود به داستان و چگونگی بیان دغدغه­های اجتماعی، میان­شان وجود دارد، دارای مشابهت­هایی نیز در زمینۀ مفاهیم و موضوعات مورد نظر هستند؛ زیرا هر دو دغدغۀ اصلاح نظامی بیمار را در سر می­پرورانند که بر رنج مردمان می­افزاید. بر همین اساس، تفاوت در نگرش دو نویسنده نسبت به زن، مانع نمی­شود تا نگرشی مشابه نسبت به بحرانی که زنِ جامعة روایی­شان را گرفتار نموده است، بروز ندهند.این پژوهش با استفاده از مکتب تطبیقی آمریکایی و به روش تحلیل محتوا به بررسی آثار­شان پرداخته است.

کلیدواژه‌ها