دوره و شماره: دوره 4، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 1-243 
تعداد مقالات: 10

حاکمیت شب، نگاهی به دو شعر از نیما یوشیج و عبدالوهاب البیاتی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35131

ابوالحسن امین مقدسی، شهریار گیتی

چکیده نیما و بیاتی در ادبیات معاصر فارسی و عربی از پیشگامان شعر نو به شمار می‌آیند. گرچه میان این دو شاعر ارتباط و پیوندی نبوده است، اما هم زمانی و زیستن در شرایط سیاسی ـ اجتماعی مشابه و زیر سلطة استبداد و اختناق، داشتن تعهد اجتماعی همراه با روحی سرکش و معترض به وضع موجود و جبهه گیری در برابر آن، آشنایی با آثار شاعران نمادگرای فرانسه و گرایش به سمبولیسم، جنبه های مشترکی به شعر آن دو بخشیده است. از آن جمله می‌توان به حضور سهمگین شب در اشعار ایشان به عنوان نماد استبداد و سیاهی و خفقان اشاره کرد. این مقاله ضمن اشاره به کارکرد نماد شب در شعر معاصر، به تحلیل دو شعر "هست شب" و "اللیل فی کلِّ مکان" از نیما و بیاتی می‌پردازد؛ سپس وجوه تشابه و افتراق آن دو را بیان می‌کند.

بررسی ساختار موسیقایی اشعار حافظ ابراهیم

صفحه 21-46

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35132

رسول دهقان ضاد، آزاده میرزایی تبار

چکیده حافظ ابراهیم، شاعر نئوکلاسیک مصری است که در دوران شعرسرایی خویش، توانست القابی همچون«شاعر النیل» و«شاعر الشعب» را از آن خود کند .از سوی دیگر، بدان جهت که شعر وی پر از طنین الفاظ و ضرب آهنگ واژگان است، او را «شاعر موسیقی» لقب داده‌اند.     در این مقاله سعی بر آن داشته‌ایم تا ساختار موسیقایی شعر این شاعر بزرگ را بررسی کرده ، با تحلیل موسیقی بیرونی و درونی اشعار وی و ارائۀ جلوه‌هایی از آن، جایگاه موسیقایی شعر حافظ ابراهیم را برای مخاطب خویش ترسیم کنیم. در این زمینه و پس از نگاهی مختصر به زندگی شاعر ،نخست به تعریف موسیقی شعر و میزان و حدود آن و سپس به بررسی اوزان مورد استفادۀ شاعر و قافیۀ شعر وی در بخش موسیقی بیرونی و جلوه‌هایی از موسیقی لفظی (تکرار و جناس) و معنوی (تضاد و ...) در حیطه موسیقی درونی پرداخته شده است.    

خوشه ای از خرمن اندیشه های ایرانی در کتاب الأدب الصغیر مطالعه مورد پژوهانه (حکمت‌های بزرگمهر در الأدب الصغیر)

صفحه 47-70

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35133

وحید سبزیان پور

چکیده الأدب الصغیر و الأدب ­الکبیر از ترجمه­های پهلوی است که محل التقای دو فرهنگ اسلامی و ایرانی است. ابن مقفع مانند دیگر مترجمان متون پهلوی، مضامینی را از ادب پهلوی به عربی ترجمه کرد که با اندیشه­های اسلامی همسو بود. این همسویی، موجب استقبال گرم ادب عربی از اندیشه­های ایرانی شد ولی با گذشت زمانه در هاضمۀ فرهنگ عربی تبدیل به مضامین عربی شد.
نویسنده در این مقاله با نشان دادن سرچشمه­های ایرانیِ چند محور فکری اساسی در الادب الصغیر چون «خردورزی»، «آیین دوستی»، «زهد و پارسایی»، «زشتیِ فقر»، «امور اخلاقی و سیاسی» و... ثابت می­کند که این اثر، سخت متأثر از سخنان حکیمانۀ بزرگمهر است. و به این نتیجه می­رسد که تقدم زمانیِ فرهنگ و ادب ایرانی و تأثیر شگفت آثار ابن مقفع در ادب عربی، نشان از عمق و گستردگی تأثیر اندیشه های ایرانی در ادب عربی دارد.

بازتاب مصادیق فقر فرهنگی و سلطۀ سنت در پهنۀ داستان‌های کوتاه صادق هدایت و زکریا تامر (با محوریت زن در اجتماع)

صفحه 71-90

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35134

صلاح‌الدین عبدی، مریم مرادی

چکیده هدایت و تامر در داستان­های خود به جنبه­های گوناگونی از معضلات اجتماع عصر خود توجه نشان داده‌اند و بر مسائلی همچون فضای خانوادگی غیر­منطقی و خشن مرد­سالار، ضعف مناسبات انسانی، پیامد­های تجدد و وجود فضای نا­امن اجتماعی- اقتصادی برای زنان، در قالب داستان کوتاه و در جهت انتقاد از قوانین اجتماعی تاکید نموده­اند. خاستگاه فکری این دو، متأثر از افکار و فضای کافکایی است و در عین حال که تفاوت­هایی در سبک ورود به داستان و چگونگی بیان دغدغه­های اجتماعی، میان­شان وجود دارد، دارای مشابهت­هایی نیز در زمینۀ مفاهیم و موضوعات مورد نظر هستند؛ زیرا هر دو دغدغۀ اصلاح نظامی بیمار را در سر می­پرورانند که بر رنج مردمان می­افزاید. بر همین اساس، تفاوت در نگرش دو نویسنده نسبت به زن، مانع نمی­شود تا نگرشی مشابه نسبت به بحرانی که زنِ جامعة روایی­شان را گرفتار نموده است، بروز ندهند.این پژوهش با استفاده از مکتب تطبیقی آمریکایی و به روش تحلیل محتوا به بررسی آثار­شان پرداخته است.

تأملی در «المقصد الأقصی فی ترجمة المستقصی» تألیف حسین بن حسن خوارزمی کبروی (قرن نهم)

صفحه 91-110

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35135

محمود فضیلت، معصومه ظفری دیزجی

چکیده در فهرست منابع و سیره پژوهی، متأسفانه نامی از کتاب «المستقصی» نگاشتۀ نیمۀ دوم قرن ششم از ابوالکرم عبدالسلام محمد بن حسن بن علی الحجی الفردوسی الاَنْدَرَسفانی ، به چشم نمی‌خورد و با آنکه جدّ و جهد نویسندگان این مقاله در دستیابی به نسخة اصلی یا نسخه بدل‌های سده‌های ششم، هفتم و هشتم هجری تا کنون به غایت مطلوب نرسیده است ، نظر  به قدمت این کتاب و جامع حدیث بودن مؤلف آن ، شناخت این اثر لازم به نظر می‌رسد . و از آن جا که تا کنون نسخه‌ای خطی از اصل آن به دست نیامده ، تصحیح «المقصد الأقصی فی ترجمة المستقصی » از حسین خوارزمی (متوفای قرن نهم) گامی موثر در شناخت بیشتر منابع سیره و شیوۀ سیره نویسی در قرن ششم هجری است. با تصحیح این نسخه ، به زوایای زندگی و آثار «اندرسفانی» پی می‌بریم. کسی که انس خالدوف با مطالعۀ نسخۀ  بی‌نام مؤلف ، از نام کتاب «المستقصی» ، پی به مؤلف آن ، یعنی اندرسفانی می‌برد. شناخت اندرسفانی نیز که در فرهنگنامه های اعلام از او یادی نشده -  اهمیت بسیار دارد. «المقصد الاقصی» علاوه بر شناسایی شخصیت والای مذکور ، ما را با شخصیت علمی و ارزش وجودی حسین خوازرمی بیشتر آشنا می‌کند و با توجه به حجم بسیار اشعار وی در این اثر ، گامی آغازین است برای تصحیح دیوان او که به اشتباه به حسین منصور حلاج منسوب است . این مقاله به بررسی ارزش نسخة « المقصد الأقصی فی ترجمة المستقصی» و لزوم نسخه‌شناسی آثار حسین خوارزمی می‌پردازد .

نگاهی به عناصر ادبی در منظومۀ حماسی کربلاء اثر سعید العُسیلی

صفحه 111-140

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35136

عبدالحسین فقهی، سید مهدی نوری کیذقانی

چکیده حماسه کربلاء سروده سعید العُسیلی شاعر معاصر لبنان است. شاعر در این حماسه سترگ، زندگی امام حسین(ع) را از تولد تا شهادت، در بیش از 6000 بیت و222 قصیده به نظم در آورده است. ویژگی بارز این حماسه، وجود عاطفه رقیق، اسلوب منسجم و بیان روان و دور از تکلف است. در این مقاله که سعی در بررسی عناصر ادبی این حماسه دارد، به مواردی همچون: عاطفة شاعر و تنوع آن، صور خیال (تشبیه، استعاره و کنایه)، اندیشۀ شاعر و شیوه بیان معانی و مواردی از قبیل الفاظ، عبارات و موسیقی پرداخته شده است.

الفاظ مترادف و شیخ علی صغیر

صفحه 141-168

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35137

امیرمحمود کاشفی، آیت الله زرمحمدی

چکیده  بیشتر زبان‌شناسان و دستوردانان، پذیرای اصل ترادف­اند. اما عاملی که ما را بر آن داشت تا دگر بار به کالبدشکافی این پدیده بپردازیم، دستیابی به نتایج تازه ای بود که امید است ثمربخش واقع شود. از سوی دیگر، فهم آیات قرآنی و درک روایات معصومان (ع) بدون دریافت معنای واقعی واژگان، میسور نیست. این نوشتار در پی آن است تا به تشریح الفاظی بپردازد که شیخ علی صغیر (ره) همچون دیگران، در شرح خود بر صحیفة سجادیه به ذکر تفاوت آنها همت گماشته است و روشن خواهد شد که نقاط تلاقی و اختلاف این الفاظ چیست. 

بینامتنی قرآنی در شعر بدر شاکر سیاب

صفحه 169-196

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35138

قــاسم مخــتاری، سجاد عربی

چکیده بینامتنی، نظریه­ای است که با ­ورودش به حوزۀ نقد ادبی، باعث ایجاد تحولی شگرف در این زمینه گشت. براساس این نظریه، هر متنی، آگاه یا ناخودآگاه، زایش و بازخوانشی از دیگر متون پیش از خود یا معاصر با خود است. بنابر این نظریه، بسیاری از متون معاصر عربی را می بینیم که هرکدام درانواع واشکال مختلف، با متون کلاسیک گران‌سنگ عربی، دارای روابط بینامتنی است و سهم قرآن در این میان، از دیگر متون بیشتر بوده است. «بدر شاکر سیاب» یکی از پیشگامان شعر معاصر عربی، از جملۀ این شاعران است، که بنابر نظریۀ بینامتنی، رویکرد بی­نظیری به این کتاب آسمانی داشته است. وی برای بیان اهداف خویش، همچون اهداف سیاسی، درد ورنج های ناشی از بیماری و... واژگان و درون‌مایۀ قرآن کریم را  فرا‌‌می­خواند تا بدین وسیله، باعث تأثیر بیشتر آن بر خواننده شود؛ و در نتیجۀ این عمل، انواع و اشکال بینامتنی قرآنی دراشعارش بوجود می‌آید که بر توجه آگاهانة شاعر به این کتاب آسمانی اشاره دارد؛ روابطی که بنابر قوانین بینامتنی، بیشتر آن، از نوع نفی متوازی یا «امتصاص» است این روابط بینامتنی، در مواردی از قبیل: درون‌مایه، واژگان و شخصیت نمود بیشتری پیدا می‌کند.

شیوة روایتِ «گفته های داستانی» در رمان «الإقلاع عکس الزمن» إملی نصرالله

صفحه 197-230

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35139

ناهید نصیحت، فرامرز میرزایی

چکیده یکی از عناصر مهم داستان، «گفته­های» شخصیت­ها است؛ زیرا گفته­ها، افکار و روحیات شخصیت­ها را آشکار می­سازد. چگونگی انتقال این گفته­ها از نویسنده به خواننده از طریق روایت­گر انجام می­گیرد و از آن با عنوان «شیوه­های روایت گفته­های داستانی» یاد می­شود که براساس رابطه روایت­گر با شخصیت­ها شکل می­گیرد. رمان مشهور و واقع­گرایانة «الإقلاع عکس­الزمن» اثر خانم املی نصرالله، نویسندة معاصر لبنان، از آن دسته رمان­هایی است که از فوت و فن‌هایی روایی متناسبِ با شخصیت و حادثه، بهره برده و از شیوه­های پنج­گانه روایی در انتقال گفته­های داستانی به خوبی، استفاده کرده است. این شیوه­ها به ترتیب از سیطرة راویت­گر در داستان (گزارش روایی) شروع و به سیطرة کامل شخصیت در داستان (روش آزاد مستقیم) پایان می­یابد. این مقاله به بررسی شیوه­های روایت گفته­های داستانی ـ به حسب فراوانی ـ در این داستان پرداخته است تا زیبایی­های روایی آن را نشان دهد.

آیا انتساب لامیة العرب به شنفری درست است؟

صفحه 231-243

https://doi.org/10.22059/jalit.2013.35140

محمدرضا هاشملو، غلام عباس رضایی هفتادُر، فاطمه حسنلویی

چکیده شنفری (اوایل قرن 6 میلادی) با گروهی از دوستانش چون تأبط شرا و غیره در تاریخ ادبیات دورة جاهلی به شاعران صعلوک معروفند و از راه غارت و چپاول روزگار می­گذراندند. از شنفری دو قصیدة بلند و مشهور روایت شده است: یکی تائیه و دیگری لامیة العرب. لامیة العرب در ادب عربی، به منزلتی دست یافته که با معلقات برابری می‌کند. لامیه، نمونة کامل شعر دورة بدوی گری است و از جلوه­های شهرنشینی و نوش­خواری بدور است. شنفری در این قصیده، به آوارگی، فقر، غارت در شب­های سرد، عدم خضوع در برابر خواری، برگزیدن جانوران وحشی بر اهل و قبیلة خود، بسنده کردن به قوت اندک، بردباری در برابر گرسنگی شدید، شجاعت و انتقام­گیری، افتخار کرده است. از آنجا که لامیة العرب از دورة جاهلی تا قرن دوم هجری، دهان به دهان نقل شده بود و در بیشتر مجموعه­های ادبی ثبت نگردیده بود، ابن ­دُرید (م 321 هـ) از قدما و یوسف خلیف و کرنکو از معاصران در انتساب آن به شنفری تردید کردند، و در مقابل، بروکلمان، جرج یعقوب، عبدالحلیم حفنی، فؤاد افرام بستانی و امیل بدیع یعقوب از انتساب لامیه به شنفری دفاع کردند. نویسندگان در این مقاله می­کوشند با بررسی و تحلیل آراء ناقدان به این پرسش پاسخ دهند که آیا انتساب لامیة العرب به شنفری درست است؟