دوره و شماره: دوره 4، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 1-332 (مجله ادب عربی) 
تعداد مقالات: 12
بررسی زبان‌شناختی واژة قرآنی «کفر»

بررسی زبان‌شناختی واژة قرآنی «کفر»

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30317

آذرتاش آذرنوش، مریم قاسم احمد

چکیده کاربرد واژه‌ها در معانی حقیقی یا مجازی زمان خود از ویژگی‌هایی است که هر گوینده‌ای در کلام خویش به آن اهتمام ویژه دارد. بر این اساس، معانی‌‌ای که پس از ایراد سخن برای واژگان پدید می‌آید هرگز نمی‌تواند مراد گویندة آن سخن باشد و مخاطبان آن سخن نیز نمی‌توانند مفاد کلام را طبق معانی جدید واژه‌ها، استنباط کرده و به صاحب سخن نسبت دهند، بلکه باید ذهن را از معناهایی که پس از ایراد سخن برای الفاظ به وجود آمده منصرف ساخت و بر مبنای معانی الفاظ در زمان ایراد سخن، مقصود گوینده را دریافت. این حقیقت در رابطه با درک و فهم واژگان قرآن کریم از اهمیت دوچندانی برخوردار است، زیرا قرآن کریم با زبان عصر نزول سخن گفته و واژگان را در معانی رایج آن زمان به کار برده است. بر این اساس پژوهش حاضر باعنایت به کاربردهای قرآنی واژة «کفر» به سیر تطور معنایی آن در زبان‌های سامی و از جمله زبان عربی پرداخته و سپس به بررسی خاستگاه واژه و ریشه‌شناسی آن می‌پردازد. علاوه بر این، دیدگاه‌های تفسیری و روایی نیز در خلال پژوهش مورد بررسی قرارگرفته و در پایان با نقد و بررسی برابر نهاده‌های واژة «کفر» در برخی از شاخص‌ترین ترجمه‌های فارسی، مفهومی دقیق‌تر برای این واژه و مشتقات آن بدست داده می‌شود. در این پژوهش دو معادل برای واژة «کفر» و مشتقات آن پیشنهاد می‌شود: نخست مفهوم ناسپاسی (نعمت و...) و دوم مفهوم انکار خداوند (نقطة مقابل ایمان).

شگردهای فراخوانی شخصیت‌های سنّتی و بیان دلالت‌های آن در شعر أمل دُنقُل

شگردهای فراخوانی شخصیت‌های سنّتی و بیان دلالت‌های آن در شعر أمل دُنقُل

صفحه 17-46

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30318

علی نجفی ایوکی

چکیده حضور فعّال سنّت و چهره‌های سنّتی در شعر معاصر عربی و الهام‌گیری شاعران از آن، هر کوششی را در جهت روشن‌تر کردن آن مهم، اقدامی موجه می‌نماید، به‌ ویژه اینکه اگر شعر آن شاعران از این زاویه مورد ارزیابی قرار نگیرد، چهرة حقیقی شعرشان همچنان در سایه روشن ابهام باقی خواهد ماند. گفتار حاضر می‌کوشد شگردهای فراخوانی شخصیت‌های سنّتی و دلالت‌های آن‌را در شعر أمل دنقل (1983 – 1941) - یکی از شاعران نامدار شعر معاصر عربی به وجه عام و شعر مصری به وجه خاص – مورد بررسی قرار دهد. از آن‌روی که حضور شخصیت‌های سنّتی در شعر وی از بسامد بالایی برخوردار است و شاعر نیز با هنرنمایی خاص در القای مفاهیم مورد نظر از آنها الهام می‌گیرد. در فراخوانی شخصیت‌های سنّتی، شاعر سعی کرده تا از سه تکنیک علم (اسم، کنیه، لقب) ، نقش و گفتار بهره جوید وآنها را به سه شکل جزئی، ممتد و محوری در بستر شعری خود حضور دهد. شیوه‌های فراخوانی شاعر نیز از طریق هر سه صیغة غایب، مخاطب و متکلم صورت گرفته و تمرکز وی بر این بوده تا بیشتر در اصل آن چهره‌ها تغییر و تبدیل ایجاد کند، نه اینکه آنها را بصورت دست نخورده در شعرش دخالت دهد، که البته چگونگی بهره‌گیری شاعر از موارد یاد شده و سهم آنها در دلالت بخشیدن به شخصیت سنّتی، همان چیزی است که ما در اینجا به آن می‌پردازیم.

بررسی دیدگاه نحویان و مفسران دربارة «واو ثمانیه»

بررسی دیدگاه نحویان و مفسران دربارة «واو ثمانیه»

صفحه 47-62

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30319

محمد رضا حاجی اسماعیلی، زهرا قاسم نژاد

چکیده نوشتار حاضر با جستاری گسترده در کتب معتبر نحوی و تفسیری و با استناد به آیات قرآن و ویژگی‌های بافتی کلام، قائل به تردید در وجود «واو ثمانیه» در ادب عربی است. دانستنی است که برخی از نحویان و به دنبال آنان برخی از مفسران قرآن حرف واو در این سخن خداوند متعال «التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» (توبه/112) و آیة شریفه «عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا» (تحریم/5) را «واو ثمانیه» می‌دانند؛ زیرا به اعتقاد آنان عدد هفت عددی کامل است و پس از هفت، واو برای اطلاع بر آن می‌آید. این گروه قول خداوند متعال در سورة کهف «وَیَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَیَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ» (کهف/22) را نبز بر آن حمل نموده‌اند. و عجیب تر اینکه برآنند که واو در آیة شریفة «وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا» (زمر/73)، واو ثمانیه است؛ زیرا بهشت دارای هشت درب است در حالی که حرف واو در اینجا حالیه است. برای اثبات فاقد اصل و اساس بودن حرف واو ثمانیه، کتب معتبر نحوی و تفاسیر قرآن از منابعی هستند، که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته‌اند، ضمن اینکه در متون نثر و نظم ادب جاهلی واوی بدین مضمون یافت نگردید.

نقد و بررسی «حدائق السحر فی دقائق الشعر»

نقد و بررسی «حدائق السحر فی دقائق الشعر»

صفحه 63-94

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30320

مریم دلاور

چکیده مقالة حاضر در راستای شناسایی کتاب «حدائق السحر فی دقائق الشعر» تألیف علامه «رشیدالدین وطواط» و آشنایی با روش‌ها و شیوه‌های ابداعی و تقلیدی وی در تبیین و تفسیر آرایه‌های بلاغی است. این اثر ارزشمند در سدة ششم هجری پس از «ترجمان البلاغه» تألیف «رادویانی» دومین کتاب بلاغی به زبان فارسی است. و از آنجا که وطواط بر این باور بوده که کارش برتر و بی‌نقص‌تر از رادویانی است و در آن دشواری و نادرستی وجود ندارد، نگارنده بر آن شد که ضمن پژوهش نقد و نظرهای موجود دربارة این اثر، دشواری‌ها و گره‌های آن را بررسی نموده و موارد تأثیرپذیری وطواط از آثار پیشینیان به ویژه رادویانی و تأثیرگذاری او بر آیندگان را مورد بحث و نظر قرار دهد.

پایداری و ناپذیرایی در شعر محمود درویش و موسوی گرمارودی

پایداری و ناپذیرایی در شعر محمود درویش و موسوی گرمارودی

صفحه 95-116

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30321

امیرحسین رسول نیا، مریم آقاجانی

چکیده ادبیات تطبیقی یکی از مهم‌ترین مباحثی است که امروزه با اهداف و حوزة فعالیت خود توانسته است توجّه پژوهشگران را به خود جلب کند. مطالعة شباهت‌ها و تفاوت‌های فرازمانی و فرافرهنگی جزو حوزه‌های پژوهش تطبیقی است. محمود درویش و علی موسوی گرمارودی دو شاعر نام‌آشنای ادبیات پایداری هستند که یکی در فلسطین و دیگری در ایران بر ضد چپاول‌ها و ستم‌ها مبارزه و نامشان را در صحنه‌های مقاومت ثبت کردند، از مردم و برای مردم گفتند، در کنارشان ایستادند و رسیدن به آرمان آزادی را به آن‌ها نوید دادند. دعوت به مبارزه، ایستادگی و ایثار در کنار امید به از بین رفتن ظلم وستم با تکیه بر عمل علیه باطل، سازه اصلی فعال‌ترین و زیباترین سروده‌هایشان را تشکیل می-دهد. این نوشتار در پی آن است تا موضوع پایداری را در شعر این دو شاعر به بوته تطبیق کشاند و در کنار ارج نهادن به صلابت و صفای کلام این دو شاعر به واکاوی اندیشه‌ها و افکار آن‌ها در عرصة مقاومت بپردازد.

تجلّی ققنوس در اشعار ادونیس

تجلّی ققنوس در اشعار ادونیس

صفحه 117-138

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30322

هادی رضوان، سید حسن آریادوست

چکیده این مقاله به‌تحلیل و بررسی شخصیت‌های تاریخی، مذهبی، و حوادثی می‌پردازد که به هر طریقی در شعر ادونیس تجلی‌گاه اسطورة ققنوس شده‌اند، و بیانگر تجدد و رستاخیز دوبارة بعد از مرگ و نابودی هستند. این مفاهیم به‌صورتی رمزگونه مصداق واقعیات جوامع عربی است. ادونیس پیوسته این جامعه را در گرداب عقب افتادگی و سکون و مرگ مطلق می‌بیند و در تلاش است تا با یاری ققنوس که نماد هر انسان انقلابی و تجددخواه است، به دوران شکوه گذشته که در اندیشة ادونیس تمدن فینیقیه است، بازگردد و انقلابی علیه تمدن کنونی عرب بنا نهد. در این مقاله به دو نوع کاربرد ققنوس در اشعار ادونیس می‌پردازیم، نوع اول کاربردی است که در آن یکی از عملکردهای ققنوس در یک شخصیت و یا در خود شاعر ظهور می‌کند، و در نوع دوم شاعر صریحاً اسم ققنوس را در متن به‌کار می‌برد که ما آن‌را با عنوان کاربرد عَلَم آورده‌ایم.

مرگ در اندیشة غادة السّمان

مرگ در اندیشة غادة السّمان

صفحه 139-162

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30323

معصومه شبستری، مصطفی جوانرودی

چکیده میرایی و مرگ به عنوان یکی از موضوعات اساسی و یک حقیقت که همگان در آن مشترکند از دیرباز تاکنون همواره مورد توجه ادیبان و اندیشمندان بوده و هست. «غادة السّمان» شاعر و نویسندة زن عرب، از یک طرف تحت تأثیر اندیشه‌های اگزیستانسیالیستی و زیستن در فرانسه، مهد این مکتب و از سوی دیگر متأثر از شکست اعراب از اسرائیل و نیز حضور در لبنان در زمان جنگ‌های داخلی آن کشور و هم‌چنین برخورداری از روحیة ادیبانه و ظریف و ژرفانگر خود، متأثر از تجربة تلخ حوادث گزنده، و از جمله مرگ است. مرگ توانسته است تصویر خود را بر ذهن و زبان او مسلط کرده و در جای جای آثار وی متبلور شود، به گونه‌ای که می‌توان گفت بیشتر شخصیت‌های داستان‌های «غادة» به نوعی با مرگ در ارتباط‌اند. مرگ در اندیشة غادة السمان در زندگی مردمانی که درشعله‌های سرکش جنگ‌ها و خونریزی‌ها می‌زیند، اما روحشان دیر بازیست که مرده است و نیز در زندگی فرهیختگان و ادیبانی که به دلیل غوطه‌وری در مشکلات و مسائل زندگی از علم و ادب فاصله گرفته و با روزمرگی و مرگ تدریجی رو به رو هستند ترسیم می‌گردد. زندگی از نظر او معنایی عمیق دارد. او معتقد است مرگی که مایة نجات دیگران است مرگ نیست بلکه زندگی واقعی است. مرگِ مرگ است. او شهادت را عین بقا می داند شهید نه تنها نمی‌میرد بلکه جاودانه می‌شود. دسته‌ای دیگر نیز که در جدال مرگ و زندگی جانب زندگی را می‌گیرند و تسلیم مرگ نمی شوند در یک پارادوکس جدی و چالش برانگیز نه تنها مورد تحسین «غادة» بلکه نمایندة وی در داستان‌هایش هستند. و این نگرش همان عنصری است که ادب مقاومت را پویا و زنده می‌دارد.

استشهاد به حدیث در نحو عربی

استشهاد به حدیث در نحو عربی

صفحه 163-186

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30324

علی رضا فرازی

چکیده منطقی آن است که کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، در عرصة استشهاد‌های نحوی بر کلام سایر عرب چه نثر و چه شعر آن، مقدم شود. چرا که زبان عربی پس از قرآن کریم، هیچ سخنی شیوا‌تر از کلمات نبوی در بلاغت عبارات، صحت الفاظ، قوام معانی و تأثیر‌گذاری بر مخاطبان، به خود ندیده است. امّا نحویان متقدم از این منبع فیاض بلاغت و فصاحت در زمینة استشهاد در نحو، به هیچ وجه آن گونه که شایسته است استقبال نکرده‌اند و احادیثی که به آن استشهاد کرده‌اند، غالباً انگشت شمار است. در پژوهش حاضر کوشش شده است که ضمن اشاره به ابعاد استشهاد نحویان به حدیث، با نقد استدلال‌های رایج در باب چرایی روی گردانی نحویان متقدم از استشهاد به حدیث، دلایلی برای این مسأله بدست داده شود که با حقایق تاریخی سازگارتر باشد.

تحلیل انتقادی دیدگاه‌ها دربارة چیستی مفهوم «مجاز» و اقسام آن

تحلیل انتقادی دیدگاه‌ها دربارة چیستی مفهوم «مجاز» و اقسام آن

صفحه 187-222

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30325

عبدالهادی فقهی زاده، نرجس توکلی محمدی

چکیده بررسی مفهوم مجاز، به دلیل وقوع آن در متون دینی، از دیرباز توجه علمای اسلامی را برانگیخته و از این رو در کتب ادب و اصول، به آن پرداخته‌اند. گرچه به ظاهر، در چیستی مفهوم مجاز اختلافی میان علمای اسلامی نیست، اما با دقت در آثار ادبی و فقهی، وجود اختلاف در حدود و مبانی «مفهوم» و «اقسام» آن آشکار می‌گردد. بنا براین، نظر به وقوع مجاز در متون دینی و اختلاف نظرهای برخاسته از آن، تنقیح چیستی مجاز و تبیین اقسام آن ضروری می‌نماید. در میان علمای ادب و اصول، سه دیدگاه در این حوزه وجود دارد؛ دیدگاه نخست، از دیرباز دیدگاه مشهور و مورد تایید جمهور علمای ادب و اصول بوده است. دیدگاه دوم، رأی سکاکی است که ضمن پذیرش کلیات دیدگاه اول، استعاره را نوعی مجاز عقلی و نه لغوی بیان می‌کند؛ دیدگاه سوم که از سوی گروهی از فقهای متأخر شیعه از جمله آیة‌الله اصفهانی و امام خمینی(ره) بیان شده است، به نقد و بررسی دو دیدگاه پیشین پرداخته، مجاز را صرفاً عقلی و آن را به اقسام مفرد، مرکب، کنایی و اسنادی منقسم می‌داند. این دیدگاه به دلیل تکیه بر «عقلگرایی» و «معناگرایی»، و رفع اشکالات و تناقضات دو دیدگاه نخست، در این مقاله «دیدگاه برگزیده» شناخته شده است.

بررسی تطبیقی دو قصیدۀ تائیۀ دعبل خُزاعی و طلائع بن رُزّیک در مدح اهل بیت (ع)

بررسی تطبیقی دو قصیدۀ تائیۀ دعبل خُزاعی و طلائع بن رُزّیک در مدح اهل بیت (ع)

صفحه 223-246

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30326

سید مهدی مسبوق، اعظم دریا دل موحد

چکیده دعبل خزاعی از نامدارترین شعرای متعهّد اهل بیت (ع)، در قرن سوم هجری است که در عصر عباسی می‌زیست. او چندین قصیده در مدح اهل بیت (ع) دارد؛ ولی شهرتش را بیشتر مرهون قصید? تائیه‌ای است که بعدها به نام «مدارس آیات» مشهور شد. موضوع قصید? او مدح اهل بیت (ع) ، رثای سید الشهدا (ع) ، هجو دشمنان آنان و دفاع از حقوق پایمال شده آن‌ها به دست خلفای عباسی و اموی است. طلائع بن رزّیک نیز از جمله شعرای نه چندان مشهور قرن ششم است که در دور? فاطمیان می‌زیست، او قصاید فراوانی در مدح و رثای اهل بیت (ع) از خود به جا گذاشته است. از آن جمله قصید? تائیه‌ای است که در معارضه با تائی? «مدارس آیات» دعبل و در همان وزن و روی سروده است. نوشتار حاضر در پی آن است که این دو قصیده را از نظر ساختار و محتوا بررسی و تحلیل نموده، وجوه اشتراک و افتراق و نقاط قوت و ضعف و شیوه‌های تصویرگری و واژه‌گزینی دو قصیده را بازگو نماید و میزان تأثیرپذیری طلائع از دعبل را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی و واکاوی قرار دهد.

نمود مراحل روان شناختی سوگ در دل سروده های مادران سوگوارعصرجاهلی واسلامی

نمود مراحل روان شناختی سوگ در دل سروده های مادران سوگوارعصرجاهلی واسلامی

صفحه 247-272

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30327

وصال میمندی، فاطمه جمشیدی

چکیده سوگ فرآیندی است که آدمی به عنوان موجودی اجتماعی، ناگزیر از تجربة ناخواستة آن بوده و هست و مهم‌ترین عاملی که زمینه‌ساز این حالت روانی است، مرگ است. مرگ بیش از آن که پدیده‌ای بیولوژیک و مورد توجه زیست‌شناسان و پزشکان باشد، موضوعی اجتماعی، فرهنگی و روانی است که حزن و اندوه را برای فرد یا افرادی از جامعة بشری به همراه دارد و در این میان، شاعران به دلیل ذوق هنری سرشار خود، در درک این احساس و انعکاس و بازگو کردن آن، بسیار موفق‌تر از سایر طبقات جامعه ظاهر شده‌اند. امّا با وجود این، نباید تلاش‌های متخصصان سایر علوم – ازجمله روان‌شناسان - را در آشکار سازی این فرآیند نادیده گرفت. پژوهشی که هم‌اکنون فراروی شماست، بیانگر مراحل برخورد مادران سوگوار عصر جاهلی و آغازین سال‌های ظهور اسلام، در غم فقدان فرزندان خویش است و این مهم از طریق بیان اجمالی حالت‌های روانی فرد داغ‌دیده در مراحل مختلف سوگ - که توسط روان‌شناسان به اثبات رسیده است - و سپس نمود این حالت‌ها در سوگ سروده‌های این زنان‌‌سخن سرا، مورد کنکاش قرار گرفته است.

بررسی تطبیقی بسامد کاربرد رنگ در اشعار نیمایوشیج و بدر شاکر سیاب

بررسی تطبیقی بسامد کاربرد رنگ در اشعار نیمایوشیج و بدر شاکر سیاب

صفحه 273-306

https://doi.org/10.22059/jalit.2012.30328

طیبه سیفی، کبری مرادی

چکیده نیمایوشیج و بدر شاکرسیاب، دو شاعر پرآوازة شعر نو در ایران و عراق، با بهره‌گیری از مفاهیمی که رنگ‌ها القا می‌کند، به تصویرسازی از زندگی شخصی و اجتماعی خود در شعر پرداخته‌اند. بی-شک تجارب شخصی هر شاعر و حیات ادبی و محیط اجتماعی و سیاسی پیرامون او از عوامل زمینه-ساز حضور رنگ‌ها در اشعار او است.حوادث تلخ و شیرین مشابهی که در زندگی خصوصی و اجتماعی نیما و سیاب رخ داده است، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده و موجب نزدیکی دلالت رنگ‌ها و بسامد به‌کارگیری آن، در اشعار این دو شاعر شده است. در این پژوهش کوشش شده است بسامد کاربرد رنگها و جایگاه آن، در تصاویر شعری این دو شاعر بررسی شده، موارد دلالت‌های مشترک و متفاوت رنگ‌ها استخراج شود و اندیشه‌های مشابه آنها در به‌کارگیری این پدیدة زیبایی شناسی تبیین گردد. براساس این پژوهش مشخص شد که رنگ سیاه، پرکاربردترین رنگ در اشعار نیما و سیاب است که نشان از غلبة سیاهی بر ذهن و روح شاعر دارد. دلالت‌های مشترک این رنگ در اشعار هر دو شاعر، گواه شباهت زمینه‌های اندیشه‌ای آنها به یکدیگر است. بررسی همه جانبة اشعار دو شاعر، مؤید اشتراکات قابل توجه در تجارب فردی و اجتماعی و سیاسی آنها دارد. علاوه بر این، بسامد کاربرد و مفاهیم و دلالت‌های رنگ‌های سفید، سرخ و زرد نیز در اشعار آنها مشابه است.