نویسنده = زینه عرفت پور
تعداد مقالات: 2
خوانشی نقادانه بر رمان شتاء العائلة اثر علی بدر با رویکرد زنانه

خوانشی نقادانه بر رمان شتاء العائلة اثر علی بدر با رویکرد زنانه

دوره 17، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 21-42

https://doi.org/10.22059/jalit.2024.373463.612804

زینه عرفت پور، زهرا ایوری

چکیده جنبش فمینیسم در قرن نوزدهم به دنبال مبارزات زنان اروپایی برای به ­دست آوردن آزادی‌های بیش‌تر و حقوق مدنی ایجاد شد و به­ تدریج گسترۀ بیش‌تری یافت. این جنبش و تبعات آن مانند هر دگرگونی دیگری، به ­ادبیات نیز راه پیدا کرد و نویسندگان و شاعران دغدغه­ مند در آثار خود، به فراخور حال خود، به طرح مسائل زنان و حمایت از حقوق آن‌ها پرداختند. یکی از این نویسندگان، علی بدر رمان­نویس عراقی است که در رمان­های خود از جمله رمان «شتاء العائلة» به­ مشکلات و مسائل زنان  می­پ ردازد. در این پژوهش، رمان «شتاء‌العائله» با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و  بر­مبنای گرایش اول نقد فمینیستی یعنی جلوۀ زنان در آثار مردان، بررسی شده ­است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی بدر در کنار برجسته­ کردن نقش زن و  ویژگی­ های زنانۀ او، جامعۀ مردسالار را نیز به­ طور غیر مستقیم به­ چالش­ می­ کشد. او از طریق ترسیم دو شخصیت زنانه (عمه و برادرزاده)،از یک سو می­ کوشد محدودیت­ های زنان را در کشور عراق در دهۀ شصت و هفتاد به ­تصویر کشد و از سوی دیگر در جریان حوادث رمان، از زنان و حقوق زنان دفاع ­نماید و بر تحصیل و آموزش دختران و زنان، استقلال زنان و قدرت زنانه تأکید­ کند و از همه مهم ­تر، علی بدر در این رمان، بی­ هویتی زنان و دگرجنس­ خواهی اجباری را در فضای جامعۀ مردسالار عراق، زیر سؤال می­ برد.

تحلیل نشانه‌شناختی قصیدة الحزن صلاح عبد‌الصبور بر اساس دیدگاه مایکل ریفاتر

تحلیل نشانه‌شناختی قصیدة الحزن صلاح عبد‌الصبور بر اساس دیدگاه مایکل ریفاتر

دوره 15، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jalit.2023.352697.612622

زینه عرفت پور

چکیده در نشانه ­شناسی معاصر در حوزۀ مطالعات روایت‌شناسی اگر نام­ هایی چون پراپ، گریماس، تودوروف، ژنت و بارت وجود دارد، در عرصۀ شعر باید مایکل ریفاتر را یکی از نظریه‌پردازان روشمند دانست. ریفاتر در سیر اندیشه­ ها و نظریه ­هایش از «سبک‌شناسی ساختاری» به‌سوی نشانه‌شناسی شعر و تولید متن روی­ می­آورد و در این راستا نشانه­ ها و عناصر ایجادکنندۀ ادبیت متن شعری را ارائه می­ دهد. در نظریۀ ریفاتر دو شیوۀ خوانش مطرح است: خوانش اکتشافی یا خطی و خوانش نشانه ­شناختی یا پس‌نگر که خواننده از طریق آن ها، پس از بررسی عناصر ادبیت متن یعنی نادستوری­ ها (دستورگریزی)، منظومه‌های توصیفی، انباشت­ ها (ترادف­ها) و هیپوگرام (تصویر کلیشه­ ای که از طریق کل شعر در ذهن خواننده القا می ­شود)، به ماتریس یا شبکۀ شعر دست می یابد که همان گزارۀ بنیادی شعر است و اسباب وحدت را فراهم می‌کند. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، پس از خوانش اکتشافی و خوانش نشانه ­شناختی قصیدة الحزن به این نتیجه رسیدیم که عناصر نشانه‌شناختی بر مبنای دیدگاه ریفاتر، در خوانش سطح نشانه‌شناختی قصیدة الحزن عبدالصبور به‌خوبی می‌تواند ایفای نقش‌کند؛ قصیدة الحزن از ‌لحاظ واژگانی و نحوی نا‌دستوری‌های اندکی دارد، ولی ازلحاظ معنایی نادستوری های زیادی دارد که از‌طریق تشبیه، استعاره و کنایه خود‌نمایی می‌کنند. از سوی دیگر منظومه‌های توصیفی، انباشت­ ها، هیپوگرام و نهایتاً ماتریس متن، همگی در کنار هم موضوعات کلیدی شعر را به‌تصویر می‌کشند و وحدت شعری را محقق‌می‌سازند