کلیدواژه‌ها = معتزله
تعداد مقالات: 2
کتابشناخت: روزنامجه صاحب بن عباد و گزارش روزانه او از شهر بغداد

کتابشناخت: روزنامجه صاحب بن عباد و گزارش روزانه او از شهر بغداد

دوره 11، شماره 2، مهر 1398، صفحه 317-338

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.274522.612021

حسین ایمانیان

چکیده شکی نیست که بیش­تر میراث کهن ایرانیِ پس از اسلام چه به زبان فارسی و چه به زبان عربی، همچنان به شکل نسخه­های خطی است و راهی به بازار تصحیح و چاپ نیافته است؛ بگذریم از اینکه بسیاری از این میراثِ چاپ و تصحیح­شده به زبان عربی نیز، هنوز به فارسی برگردانده نشده و خوانندة ایرانیِ ناآشنا به زبان عربی، از آن­ها بی­بهره است. یکی از این نوشته­هایی که اتفاقاً بیش از نیم­سده از تصحیح (گردآوری) آن می­گذرد و اندیشه­های یکی از شخصیت­های بزرگ ایرانی یعنی صاحب بن عباد را آینگی می­کند، کتاب روزنامجه است که از دو جهت ارزشمند است: یکی اینکه گویا صاحب، از نخستین کسانی است که واژة روزنامجه را به معنای امروزینش به کار برده است، دیگر اینکه این کتاب او، احوال و اندیشه­های باوری و اجتماعی صاحب بن عباد را در دوره­ای که کمابیش بیست سال داشته و هنوز به وزارت نرسیده بوده، بازتاب می­دهد. در جستار پیش رو نخست به کاربرد واژة «روزنامه» در متون کهن عربی و علت حضور صاحب بن عباد در بغداد و نگارش یادداشت­های روزانة او برای استادش ابن عمید، چشم­زد داریم؛ سپس به بررسی تصحیح محمدحسن آل‌یاسین از این کتاب و بخش­هایی را که گمان کرده­ایم وی در کتاب خود نیاورده است می­پردازیم. از آنجا که گویا صاحب بیش از یک­بار به بغداد سفر نکرده است، می­توانیم همة گزارش­هایی را که در پیوند مستقیم او با بغدادیان ذکر شده، بخشی از روزنامجة مفقود او به شمار آوریم. به دلیل دلبستگی صاحب بن عباد  به معتزله، فقیهان و متصوفه و گرایش به حضور در مناظره­های علمی و ادبی، وی در بغداد بیش از همه، با این سه گروه نشست­و­برخاست داشته است.

بررسی کنایه در تفسیر کشاف زمخشری

بررسی کنایه در تفسیر کشاف زمخشری

دوره 7، شماره 2، زمستان 1394، صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.58100

غلامعباس رضایی هفتادری، سمیه برزین

چکیده کنایه، یکی از فنون بلاغی است که بیشتر از مجاز و استعاره کاربرد دارد. به همین منظور بلاغیان در تعریف و تبیین اقسام آن در طول قرن­ها - با وجود اختلاف نظرهایی که داشته­اند – تلاش­های برجسته­ای کرده و آثار ماندگاری از خود به جای گذاشته­اند.
تفسیر کَشّاف، مشهورترین منبع تفسیری بلاغی است که در فهم زیبایی­های ادبی و معانی بلند قرآنی، بدان ارجاع داده می­شود. نظر به اهمیت زیاد کنایه در تفسیر کشاف، در پژوهش حاضر به مفهوم کنایه در این تفسیر، نوآوری‌های زمخشری در باب کنایه، اسلوب­های وی برای بیان کنایات قرآنی و نحوة تأثیر مذهب زمخشری در بحث کنایه پرداخته می­شود.
از رهگذر این جستار مشخص می­گردد که زمخشری برای نخستین بار بحث مجاز از کنایه، کنایه در مفرد و تفاوت میان کنایه و تعریض را مطرح کرده و از دو اسلوب مستقیم و غیر مستقیم برای بیان کنایات قرآنی، استفاده نموده است. دیگر اینکه مذهب اعتزالی او تأثیر زیادی در بحث کنایه داشته، بدین صورت که برخی از تصاویر کنایی قرآن که در تعارض با اصول معتزله بوده، حمل بر مجاز، تمثیل و تصویر کرده است.