قصیده «نهج البرده» احمد شوقی در آیینه‌ی آرای نقدی، بلاغی محمود بستانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه شهیدبهشتی

2 دانشگاه شهیدبهشتی

چکیده

مدایح نبوی از جمله اغراض و موضوعاتی است که در زمان حیات پیامبر خدا  و با سرودن قصیده «برده» کعب‌بن‌زهیر ظهور یافت. در قرن هفتم هجری یعنی در دوره انحطاط، این فن با عنوان «بدیعیات» به اوج شکوفایی خود رسید و شاعران، انواع صنایع بدیعی را در مدایح خود به کارگرفتند. در این میان «برده» بوصیری را می‌توان نام برد که آن را به تقلید از برده کعب بن زهیر سرود، تا حدی که شاعران بسیاری بعد از وی این مسیر را ادامه دادند؛ از جمله احمدشوقی که در معارضه با برده‌ی بوصیری، قصیده «نهج البرده » را سرود. وی در این قصیده از صنایع بدیعی به ویژه جناس، تقابل و توازن به وفور استفاده کرده که نقش مهمی در ایجاد موسیقی قصیده داشته‌اند. تجانس و اندامواری متن، ویژگی دیگری است که این قصیده در سایه‌ی روش ساختارگرایی محمودبستانی از آن برخوردار است؛ شیوه‌ای که مبتنی بر عنصرساختار، ساختار کلی یک اثر را به عنوان پیکری واحد مورد بررسی قرار می‌دهد. مفهوم عنصر ساختار که توسط بستانی به عنوان یکی از عناصر تحلیل متن قلمداد شده، تقریبا نزدیک به مفهوم وحدت در اثر ادبی است که در نقد جدید تحت عناوین «وحدت موضوعی»، «وحدت ارگانیک» (وحدت عضوی) و «وحدت منطقی» مورد بحث ناقدان می‌باشد. این مفهوم همچنین قرابت با مفهوم ساختارگرایی دارد که به عنوان یکی از نظریات جدید زبان‌شناسی به حوزه نقد و ادبیات نیز راه یافته است. آنچه در این پژوهش نیز در پی آن بوده‌ایم، بررسی زیبایی‌ها ومعانی ادبی قصیده‌ی نهج البرده با تکیه بر روش ساختارگرایی محمود بستانی و بر اساس چهار عنصر معنایی، صوری، موسیقایی و ساختار است و دریافتیم که موضوعات این قصیده با یکدیگر و نیز با دیگر عناصر لفظی، موسیقایی و صورخیال رابطه‌ای متقابل دارند که نشانگر آن است این قصیده از تجانس و اندامواری متن برخوردار است.

کلیدواژه‌ها