بررسی و تحلیل طرحوارههای استعاریـ تصوری در حماسه «العلویة» اثر محمد عبدالمطلب بر مبنای نظریۀ لیکاف و جانسون
دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 125-148
https://doi.org/10.22059/jalit.2024.376434.612827
زینب آذربو، سید مهدی نوری کیذقانی، عباس گنجعلی، حجت الله فسنقری
چکیده از نظر علمای بلاغت و زبانشناسان سنتی و کلاسیک، استعاره، لفظمحور است و محدود و منحصر به لفظ است. از نظر آنها، استعاره فقط در ادبیات به کار برده میشود و جنبه زیباشناختی دارد؛ اما در زبان شناسی شناختی، نگاه به استعاره، بسیار گسترده است و استعاره مفهوم محور است نه لفظ محور. از منظر زبان شناسی شناختی، نهتنها ادبیات بلکه زبان و ازجمله زبان ادبی، نمود و تجلیگاه ساختارهای مفهومی مانند استعاره، مجاز و طرحوارههای تصوری موجود در ذهن بشر میباشد. از نظر جورج لیکاف و مارک جانسون، استعاره، وسیله تفکر و اندیشه است که در رفتارهای انسان ازجمله رفتارهای زبانی وی جاری است. مقاله حاضر در صدد است با توجه به نظریه لیکاف و جانسون، به واکاوی و تحلیل طرحوارههای تصوری در قصیدۀ بلند العلویة اثر شاعر مصری محمد عبدالمطلب (1871-1931 م) بپردازد. نتایج حاکی از آن است که شاعر با به کارگیری طرحوارههای سهگانه (حجمی، قدرتی و حرکتی) بهخوبی مفاهیم انتزاعی و مجرد را به وسیله مفاهیم عینی، مفهومسازی کرده و مفاهیم غیرقابل لمس و انتزاعی را به زیبایی به تصویر کشیده است. پس از بررسیهای انجام گرفته، مشخص شد؛ از مجموع طرحوارههای تصوری به کار رفته در این علویه، ۶۵ در صد حجمی، ۱۸ درصد حرکتی و ۱۷ در صد قدرتی هستند و این طرحوارهها تأثیر بسزایی در پویایی تصاویر، به ویژه تصاویر حماسی دارند

