کلیدواژه‌ها = نمایشنامه
تعداد مقالات: 3
بررسی کهن‌الگوهای یونگ در نمایشنامه عاشورایی معاصر(مورد پژوهی نمایشنامه الحر الریاحی)

بررسی کهن‌الگوهای یونگ در نمایشنامه عاشورایی معاصر(مورد پژوهی نمایشنامه الحر الریاحی)

دوره 15، شماره 1، بهار 1402، صفحه 129-148

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.345214.612560

زهرا سلیمی، نرگس انصاری

چکیده نقد آثار ادبی مبتنی بر نقد کهن‌الگویی، یکی از انواع نقد روان‌شناختی است که بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ مطرح‌شده است. وی فراورده‌های ناخودآگاه جمعی را نمونه‌های کهن‌الگو می‌داند که در مواردی چون خویشتن، سایه، آنیما، آنیموس و. ظهور می‌یابد؛ نمود جنبه‌های روحی و روانی شخصیت‌های نمایشنامه و جایگاه ناخودآگاه درونی در نمایشنامه الحر الریاحی سبب شد، نوشتار حاضر با هدف تحلیل کهن‌الگوهای موجود در این اثر مبتنی بر نظریات یونگ و با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی با نگرشی جدید این اثر عاشورایی را مورد مطالعه قرار دهد. کهن‌الگوی خویشتن، سایه، عنصر مادینه (آنیما) و کاربست رنگ‌های متفاوت از جمله کهن‌الگوهای موجود در این نمایشنامه است. تحلیل نمایشنامه الحر الریاحی بر اساس نظریه یونگ یکی از راه‌های نفوذ و درک عمیق محتوای نمایشنامه است و آگاهی از ناخودآگاه شخصیت‌های نمایشنامه سبب شناخت اسرار نهفته و مفاهیم عمیق این نوع آثار می‌شود. از میان کهن‌الگوهای به کار رفته در این نمایشنامه می‌توان به خویشتن و سایه اشاره نمود که تقابل دو حالت روانی در این نمایشنامه بیانگر تقابل این دو کهن‌الگوست. حر ریاحی نمادی از خودآگاهی و بیداری (خویشتن) است و شمر بن ذی‌الجوشن نمادی از غفلت و تسلیم‌شدگی (سایه) در برابر نفس است، یعنی تقابل خوبی و بدی یعنی آنچه در تمام جهان مورد توجه مذاهب متعدد بوده است. کهن‌الگوی رنگ نیز در این نمایشنامه جلوه‌گر درون شخصیت‌های نمایشنامه است. بهره‌گیری از رنگ سیاه برای بیان مفاهیم خاصی چون کدورت و دشمنی به کار گرفته شده است  که کهن‌الگوی سایه  با آن مکرر درگیر است و رنگ سفید القاگر مفهوم پاکی و معصومیتی است که در  بیان حالات مرتبط با کهن‌الگوی خویشتن  مشاهده گردیده و در نهایت رنگ سرخ تجلی حیاتی همیشگی و جاودانی وصف ناپذیر است که در خون پاک امام حسین علیه‌السلام معنا می‌یابد

نشانه‌شناسی لایه‌ای مکان در نمایشنامۀ خارج السرب محمد الماغوط با نگاهی به نظریۀ فرزان سجودی

نشانه‌شناسی لایه‌ای مکان در نمایشنامۀ خارج السرب محمد الماغوط با نگاهی به نظریۀ فرزان سجودی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 67-86

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.289866.612135

شهلا شکیبایی فر، محسن سیفی، علی نجفی ایوکی

چکیده این پژوهش با تکیه بر نقد نشانه‌شناسی و بر اساس نظریۀ فرزان سجودی به خوانش لایه‌ای عنصر مکان پرداخته و چگونگی ارتباط این عنصر را با دیگر سطوح نشانگانی بررسی کرده‌ است. هدف از انجام این پژوهش آن است که ضمن تبیین مهم‌ترین نشانه‌های مکانی و نحوۀ سازمان‌دهی آنها، کارکرد نشانه‌های یادشده در شکل‌گیری نظام‌های رمزگانی متن از قبیل صحنه، شخصیت‌، کشمکش و زمان بیان شود و از سوی دیگر تأثیر  نظام‌های مذکور در بازنمود سطح مکانی شرح داده‌ شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که عنصر مکان به‌عنوان یک نظام رمزگانی در شکل‌گیری گفتمان این اثر  نقش بسزایی دارد؛ همچنان‌که در تنظیم حوادث روایی و آفرینش مضامین ساختاری آن از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار است.  این عنصر در قالب یک لایۀ رمزگانی از سطوح روساختی و ژرف‌ساختی متعددی تشکیل شده ‌است. این لایه به‌صورت عینی و انتزاعی در آفرینش گفتمان نمایشی و بازنمایی معانی فرهنگی اجتماعی  نقش دارد؛ گاهی به شکل فیزیکی در صحنه تجلی می‌یابد، گاهی کارکرد عینی آن‌ تضعیف و جنبۀ ذهنی‌اش افزون می‌شود. می‌توان‌ گفت درک و تفسیر مکان به‌عنوان یک فرآیند نشانه‌شناختی از طریق مطالعۀ نحوۀ همبستگی و تعامل آن با لایه‌های دلالی موجود در نمایشنامه امکان‌پذیر است. میان مکان با لایه‌های دیگر، ارتباطی متقابل وجود دارد. ازسویی مکان، به‌صورت صریح و ضمنی سبب پیشبرد سطوحی همچون دکور، نور، صوت و ...  می‌شود؛ از سوی دیگر، آن سطوح در سامان‌دهی وگزینش مؤلفه‌های مکانی تأثیر بسزایی دارند. همچنین یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در این متن، میان مکان و دیگر لایه‌های‌ نشانه‌ای از قبیل صحنه، شخصیت، کشمکش و زمان همبستگی متقابلی وجود دارد. همچنان‌که رمزگان مکان با این لایه‌ها ادغام شده و در پیشبرد آنها مؤثر است، لایه‌های دیگر هم به‌طور صریح و ضمنی بر مکان دلالت می‌کنند. در واقع این رمزگان به‌‌واسطۀ تعامل با دیگر سطوح دلالی به رمزگشایی آن دسته از معانی ثانویه و نهفتۀ موجود در متن می‌‌پردازد که مرتبط با ارزش‌های فکری، اخلاقی و سیاسی حاکم بر جامعه عربی هستند.

جلوه‌های پایداری در نمایشنامة الحسین ثائراً شهیداً اثر عبدالرحمن الشرقاوی

جلوه‌های پایداری در نمایشنامة الحسین ثائراً شهیداً اثر عبدالرحمن الشرقاوی

دوره 10، شماره 1، خرداد 1397، صفحه 217-235

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.225179.611625

حجت الله فسنقری، بهروز سالمی مغانلو

چکیده در این پژوهش ابتدا به ادبیات مقاومت، فراخوانی تاریخ و میراث کهن، زندگی شرقاوی و آثار او و معرفی نمایشنامة الحسین ثائراً شهیداً پرداخته شده سپس شاخص­های ادبیات مقاومت چون سازش­ناپذیری، مبارزه با ستم، بیدارسازی وجدان­های خفته، دفاع از مظلومان، جهاد و شهادت­طلبی، استقامت و شکیبایی زنان و ادامه دادن راه شهیدان با محوریت حماسة کربلا و قیام امام حسین(ع) مورد تحلیل قرار گرفته است. شرقاوی در این نمایشنامه با الهام از این واقعیت تاریخی و میراث ارزشمند دینی، واقعیت‌های موجود در جامعة مصر را به چالش کشیده و به بیان حوادث و مشکلات اجتماعی و سیاسی جامعة عصر خود می­پردازد. هدف اصلی این جستار تحلیل عناصر پایداری در این نمایشنامه است. یافته­ها حاکی از آن است که شرقاوی با بازگو کردن قیام امام حسین(ع) و نهضت عاشورا و تبیین رسالت آن، ملت خود را به ظلم­ستیزی، شهادت­طلبی، برقراری عدالت، جهاد، مبارزه و ایستادگی در برابر متجاوزان و زورگویان دعوت می­کند.