کلیدواژه‌ها = زمخشری
تعداد مقالات: 3
بررسی جایگاه نحوی عزالدین کاشی (با تکیه بر کتاب نسخه خطی شرح المفصّل)

بررسی جایگاه نحوی عزالدین کاشی (با تکیه بر کتاب نسخه خطی شرح المفصّل)

دوره 12، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.280338.612061

دانا طالب پور، محمدحسن فوادیان

چکیده کتاب المفصّل زمخشری به دلیل برخورداری از ویژگی‌های خاص سبکی آن تاکنون توسط عالمان بسیاری شرح داده شده است. یکی از شروح مشهور این اثر، نسخه خطی شرح عزالدین عبدالعزیز کاشی، شاعر، مؤلف و کاتب ایرانی اواخر قرن هفتم و ابتدای قرن هشتم هجری است. وی علاوه بر آثار متعددی که در عرصه‌ نظم و نثر فارسی و عربی به جای گذاشته است، شرح مبسوطی نیز بر کتاب المفصّل نوشته است. مقاله حاضر سعی دارد تا به بررسی جایگاه نحوی او در خلال کتاب شرح المفصل بپردازد و بتواند نقش او را به عنوان یک شخصیت ایرانی برجسته به اثبات برساند. بهره‌گیری از زبانی ساده و بی‌تکلف برخلاف زبان ادبی ابن یعیش و عقلی-منطقی ابن حاجب، توجه دقیق به مسائل لغوی، توجه به مسأله عامل، تعلیل، تبیین حدود و دایره اصطلاحات نحوی و بهره‌گیری از اسلوب محاوره در بیان مباحث نحوی یکی از ویژگی‌های برجسته این کتاب است. وی در شرح خود عمدتا از پیروان مکتب بصری است اما گویا نخواسته است تنها نقش یک ناقل را بازی کند و تسلیم بی چون چرای آرای نحویان شود، بلکه در برخی موارد به نقد آرای برخی از آنها مخصوصا زمخشری و ابن حاجب پرداخته است و از شخصیت مستقل علمی خویش، در آن پرده برداشته است. این مسأله نشانگر آشنایی شارح ایرانی با زبان عربی و علوم آن و همین طور هوش و ذکاوت بالای او در درک عمیق مسائل زبانی عربی است.

معرفی، تحلیل و بررسی نسخة خطی شرح المفصل عزالدین عبدالعزیز کاشی

معرفی، تحلیل و بررسی نسخة خطی شرح المفصل عزالدین عبدالعزیز کاشی

دوره 9، شماره 2، اسفند 1396، صفحه 37-54

https://doi.org/10.22059/jalit.2017.204773.611453

محمدابراهیم خلیفه شوشتری، رقیه خرمی

چکیده نسخة شرح المفصل کاشی به زبان عربی برجای مانده از قرن 7 و 8 هجری است که نویسنده در آن با نثری روان و به گونه­ای علمی و دقیق به شرح کتاب المفصل زمخشری پرداخته است. این نسخه سرشار از نقل­قول­ها و نظرات بزرگان نحو است، امّا نویسنده تنها به ذکر نظرات ایشان اکتفا نکرده، بلکه در موارد بسیاری با تکیه بر استدلال­های سماعی و قیاسی به اظهارنظر می­پردازد. این نویسندة ایرانی مسلط به زبان عربی از منابع سماع همچون قرآن، حدیث، شعر و مَثَل بسیار بهره برده است که این امر نشانگر جایگاه علمی والای اوست. او در اکثر موارد با زمخشری هم­عقیده است و در اثبات نظرات زمخشری از شیوه­ای روشن و به دور از اصطلاحات پیچیدة منطقی بهره برده است، اما در موارد اندکی که با زمخشری اختلاف نظر دارد، با عباراتی متواضعانه و مؤدّبانه بر نظرات وی ایراد می­گیرد. می­توان با بررسی موضع­گیری­های کاشی دریافت که پیرو مکتب بصره بوده است. این جستار به معرفی نسخة مذکور و مؤلف آن، بررسی سبک نویسندگی و گرایش نحوی مؤلف و استدلال­های به­کار رفته می­پردازد.

بررسی کنایه در تفسیر کشاف زمخشری

بررسی کنایه در تفسیر کشاف زمخشری

دوره 7، شماره 2، زمستان 1394، صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.58100

غلامعباس رضایی هفتادری، سمیه برزین

چکیده کنایه، یکی از فنون بلاغی است که بیشتر از مجاز و استعاره کاربرد دارد. به همین منظور بلاغیان در تعریف و تبیین اقسام آن در طول قرن­ها - با وجود اختلاف نظرهایی که داشته­اند – تلاش­های برجسته­ای کرده و آثار ماندگاری از خود به جای گذاشته­اند.
تفسیر کَشّاف، مشهورترین منبع تفسیری بلاغی است که در فهم زیبایی­های ادبی و معانی بلند قرآنی، بدان ارجاع داده می­شود. نظر به اهمیت زیاد کنایه در تفسیر کشاف، در پژوهش حاضر به مفهوم کنایه در این تفسیر، نوآوری‌های زمخشری در باب کنایه، اسلوب­های وی برای بیان کنایات قرآنی و نحوة تأثیر مذهب زمخشری در بحث کنایه پرداخته می­شود.
از رهگذر این جستار مشخص می­گردد که زمخشری برای نخستین بار بحث مجاز از کنایه، کنایه در مفرد و تفاوت میان کنایه و تعریض را مطرح کرده و از دو اسلوب مستقیم و غیر مستقیم برای بیان کنایات قرآنی، استفاده نموده است. دیگر اینکه مذهب اعتزالی او تأثیر زیادی در بحث کنایه داشته، بدین صورت که برخی از تصاویر کنایی قرآن که در تعارض با اصول معتزله بوده، حمل بر مجاز، تمثیل و تصویر کرده است.