نویسنده = صلاح الدین عبدی
تعداد مقالات: 4
تحلیل شعر در نظریۀ جهان‌های متن بر پایۀ نظریۀ ورث (مطالعه موردی قصیدۀ «الخیول» أمل دنقل)

تحلیل شعر در نظریۀ جهان‌های متن بر پایۀ نظریۀ ورث (مطالعه موردی قصیدۀ «الخیول» أمل دنقل)

دوره 17، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 63-88

https://doi.org/10.22059/jalit.2024.377989.612837

صلاح الدین عبدی

چکیده نظریۀ جهان های متن  الگوی پردازش زبانی انسان است و تنها به مطالعۀ کل متن اکتفا نکرده، بلکه به بررسی بافت­های پیرامون تولید و تعبیر متن نیز می­ پردازد. فرض اصلی در این نظریه مبنی بر این است که انسان، گفتمان را از طریق باز نمایی­ هایی ذهنی پردازش و درک می­ کند.این نظریه به ترتیب متشکل از جهان گفتمان، جهان­های متن با دو مؤلفۀ عناصر جهان ساز و گزاره ­های نقش گستر می­باشد و جهان­های زیر شمول که خود متشکل از جهان زیر شمول اشاره­ای، نگرشی و معرفتی است. هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی سازه‌های سازنده  شعر «الخیول» اثر أمل دنقل، شاعر مصری که به عنوان امیرالشعرای انکار شناخته می‌شود، می‌باشد. این پژوهش براساس روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رویکرد نظریه  جهان‌های متن پل ورث و نظریه  تکمیلی آن توسط استاک‌ول و گاوینز انجام می‌شود. یافته­ های پژوهش نشان می­دهد در جهان گفتمان، فحوای قصیده با نوعی تمسخر و تناقض همراه است و شیوۀ گفتمان، گزنده و سرزنشی است و در زمینۀ جهان­های متن، عناصر جهان ساز شخصیت و شیء، اسب است و زمان فاعلیت اصلی دارد که در گذشته و حال در نوسان است و در زمینه گزاره­ های نقش گستر جهان­های خرد در درون جهانی کلان درونه گیری شده که با امر و دستور همراه است و هیچ نوع گسستی در این جهان ها مشاهده نشده است.جهان­های زیر شمول از نوع اشاره­ای آن بیشتر گذشته سپس به زمان حال تغییر موضع داده و بسامد جهان زیر شمول نگرشی، جهان هدف ها است وجهان معرفتی چندان بروز و ظهور ندارد.

ملتقى أدب المقاومة والأدب التنبّؤی دراسة مقارنة فی شعر سمیح القاسم وعبدالله بَشیو

ملتقى أدب المقاومة والأدب التنبّؤی دراسة مقارنة فی شعر سمیح القاسم وعبدالله بَشیو

دوره 14، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 71-89

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.349698.612594

سید مهدی مسبوق، ناصح ملایی، صلاح الدین عبدی

چکیده الأدب التنبّؤی أو ما یسمى بأدب آخرالزمان ونهایة العالم أو الأدب الأبوکالیبسی یتناول النصوص الأدبیة التی تتنبأ بحدوث أمور مختلفة فی المستقبل سواء أ کانت مفرحة أم محزنة. قد اختصت هذه النصوص التنبؤیة فی بادئ الأمر بالطقوس الدینیة، لکنها وجدت المجال فی الأدب ولاسیما أدب المقاومة. یوظّف أدب المقاومة أسالیب مختلفة وینشد طرقا تقرّبه إلى أهدافه المنشودة خطوة أو خطوات، ومن هذه الأسالیب والطرق هی الاستشراف والتنبؤ بمستقبل زاهر للمقاومة والحرکات الانتفاضیة ضد الأعداء. للشاعرین سمیح القاسم العربی وعبدالله بَشیو الکردی باعتبارهما من رکائز أدب المقاومة فی الأدبین العربی والکردی أشعار تنبؤیة. لقد خاب الشاعران من الأجیال السابقة بسبب ظروف مؤسفة وویلات مخزیة حلّت بوطنهما وشعبهما فوجدا ضالتهما فی أجیال قادمة تأمل فی أیام جمیلة تتحقّق فیها آمالهما. اختیر فی هذه الدراسة ثلاثة دفاتر من أعمال کلا الشاعرین وهی «أغانی الدروب»، و«اِرَم»، و «فی انتظار طائر الرعد» لسمیح القاسم و «  12 وانه بو منالان»، و«برووسکه جاندن»، و«براکوجی» لعبدالله بَشیو، فأجریت مقارنة مواطن الائتلاف فی رؤیتهما الخیالیة عن هذا الموضوع بالاعتماد علی المنهج الوصفی-التحلیلی. توصلت الدراسة إلی أن الشاعرین یتنبّآن فی مضامین مشترکة بغد مشرق یحقّق فیه الأجیال القادمة آمال الشعب، ویستعرضان مقدراتهما الأدبیة والفنیّة بهذه الطریقة، فیصبح هذا التنبّؤ والتبصّر بالمستقبل أسلوبا شعریا فی أدبهما المقاوم حیث یلتقی مع أدب المقاومة فیمتزج به. تأثر الشاعران بأسلوب القرآن التنبؤیّ کثیرا فی طریقتهما الشعریة هذه

مطالعه‌ی مولفه‌های معنایی واژه‌ی قرآنی «حمیم» بر مبنای روابط همنشینی و جانشینی

مطالعه‌ی مولفه‌های معنایی واژه‌ی قرآنی «حمیم» بر مبنای روابط همنشینی و جانشینی

دوره 10، شماره 2، دی 1397، صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.204671.611449

مرتضی قائمی، صلاح الدین عبدی، ابراهیم احمدی

چکیده معناشناسی دانشی است که به بررسی معنا می­پردازد و معناشناسی تاریخی – توصیفی از جمله مهمترین و رایج­ترین روش­های این علم به شمار می­رود. یکی از شیوه­های یافتن معانی دقیق واژه در معناشناسی تاریخی- توصیفی، استفاده از روابط همنشینی و جانشینی درون ساختار زبانی است. این روش بر نظریة ساختارگرایی استوار است. بدون شک کاربرد این روش در مطالعه­ و فهم قرآن که دارای لایه­های پیچیدة معنایی است، نقش عمده­ای ایفا می­نماید. مطالعة حاضر با هدف شناخت و معرفی معنا و مفهوم واژه حمیم در نظام معنایی قرآن کریم انجام شده و تلاش کرده است نقش واژگان همنشین و جانشین در کشف معنای «حمیم» بررسی نماید. بنابراین سوال اصلی پژوهش حاضر آن است که کدام یک ار واژگان همنشین و جانشین واژه حمیم در کشف معنای این واژه بیشتر کمک می­کنند و مهمترین مولفه­های معنایی واژه مذکور به عنوان شرایط لازم و کافی کدامند؟ نتایج این مقاله نشان داده است  که مهمترین مؤلفه­های معنایی واژة «حمیم» عبارت­اند از اختصاص به حوزة عذاب، مایع بودن، دردناک و خشن بودن، ذوب کنندگی، مهلک بودن، ازبین بردن اعضا، و حرارت زیاد. علاوه بر این لفظ «حمیم» بر محور همنشینی با ماده­های فعلی «صَبّ»، «ذاقَ»، «سَقَی»، «قطع»، «سحب»و «صهر» و با مفردات اسمی «ماء»، «غسّاق»، «سموم»، «عذاب» و بر محور جانشینی با واژه­های «عذاب» ،«آنیة» و«نار» روابط معنایی دارد و غالب آیاتی که در آن­ها واژه­ی «حمیم» به کار رفته است، به حوزه­ی معنایی کافران، منکران و خصومت گران دین اختصاص یافته است.

أسلوبیة الموسیقی فی أشعار نزار قبانی مجموعتا «الرسم بالکلمات» و «هکذا أکتب تاریخ النساء» نموذجاً

أسلوبیة الموسیقی فی أشعار نزار قبانی مجموعتا «الرسم بالکلمات» و «هکذا أکتب تاریخ النساء» نموذجاً

دوره 9، شماره 1، تابستان 1396، صفحه 211-230

https://doi.org/10.22059/jalit.2017.133134.611334

صلاح الدین عبدی، جواد محمدزاده

چکیده الموسیقی عنصر أساسی من عناصر الشعر، ومن أبرز التقنیات التی یستخدمها الشعراء فی بناء قصائدهم، من هنا، تناول هذا البحث هذا العنصر بالمنهج الوصفی – التحلیلی فی قصائد نزار قبانی، لاسیما مجموعتی "الرسم بالکلمات وهکذا أکتب تاریخ النساء"؛ مما عالجنا الظواهر الإیقاعیة علی المحورین: المحور الأول ما یسمّی بالموسیقی الخارجیة، حیث قمنا بتحلیل الأوزان والقوافی، وتبیّن لنا أنّ الشاعر استثمر إیقاع بحر "الکامل" وحلاوته ونظم فیه کثیراً من تجاربه الفنّیة؛ لأنّه من أکثر بحور الشعر غنائیة، ولیناً وانسیابیة، واتضح أیضاً أنّ القوافی المطلقة- مردوفة موصولة بلین – هی غالبة علی القوافی المقیّدة فهی تمیزت بأصوات (ألف، والواو والیاء) المهموسة التی هی أکثر الأصوات مناسبة لغرض الوصف والتغنّی به. أمّا بالنسبة إلی المحور الثانی الموسوم بالموسیقی الداخلیة فقمنا بدراسة القضایا الإیقاعیة التی قد أکثر الشاعر فی استخدامها کالتدویر والتکرار والانزیاح، مما تدلّ النتائج علی أنّ التدویر لم یستخدم إلا لغرض الوحدة العضویة ووحدة الجوّ النفسی، کما أنّه لجأ إلی تقنیّة التکرار لیعزِّز البنیة الإیقاعیة لنصوصه الشعرّیة أمّا الغرض الرئیس للموسیقی الفکریة المتمثلة بالانزیاح، فهو یکمن فی تحقیق حالة من الابداع.