تحلیل رویکرد جابری به دو مقوله «قیاس» و «نظام استدلالی» جرجانی بر پایه پارادایم های فکری – انتقادی
صفحه 1-24
https://doi.org/10.22059/jalit.2025.387061.612903
عبدالاحد غیبی، الهام بابلی بهمه
چکیده نقدِ فرایند روش شناختی رویکردهای انتقادی جدید در رابطه با میراث فصیح بلاغی، مستلزم شناخت اندیشه های انحرافی حاکم بر بلاغت و شناسایی طرح شبه ها برای پیشگیری از نفوذ چنین دیدگاه هایی به بلاغت است. جابری (۱۹۳۶م) متفکر مراکشی با به رهگیری از علوم انسانی جدید، پروژه فکری «نقدِ عقل عربی» را در طیف وسیعی از میراث عربی رقم زده و به بهانه تعامل با میراث به تحریفِ علوم زبانی از جمله بلاغت پرداختهاست. ایشان، با رویکردی واحد (انتقادی) و دو روش متفاوت (اندیشه های واگرا و همگرا) خوانشی انتقادی از آراء بلاغت پژوهان داشته است و جرجانی (۴۷۱هـ) را ذیل اندیشه واگرا قرار داده تا با تصویرسازی منفی روش عقلانیت وی را برابر با نهادینه کردن تفکر قیاسی بداند که نوعی ایستایی را بر بلاغت حاکم کرد. در پرتو نگاه معرفتی جابری به بلاغت، پژوهش پیشرو کوشیده است با رویکرد کیفی و روش استقرائی به چگونگی خوانش انتقادی و روش شناسی جابری از دو مقوله «قیاس» و «نظام استدلالی» جرجانی بر پایه پارادایم های فکری– انتقادی به پروژه «نقد عقل عربی» بپردازد. جستار کنونی، با این فرض که خوانش جابری بر پایه حذف روش عقلانیت جرجانی از دایره عقل بیانی پیش می رود، به این نتایج رسیده است که مخالفت جابری با مبنای معرفت شناسی جرجانی بوده که عینیت گرا است تا جایی که «قیاس بیانی» و «نظام استدلالی» را شکل دهنده رویکرد معرفتی ایشان می بیند. جابری با تفکیک میان روش فلسفی و دینی همانندی میان جرجانی و ارسطو نمی بیند؛ زیرا به گمان ایشان، روش استدلال و استنتاج های جرجانی با ذات بلاغت بیگانه است. وی در ضمن نظام استدلالی، عقل در اندیشه عبدالقاهر را عقلی مرده در دانش بلاغت دانسته که به دلیل برابری با معانی النحو هویتی مستقل ندارد. بنابراین، صورت بندی استدلالی جرجانی را ذهنی گرا توصیف کرده و قیاس برهانی را در مقایسه با قیاس بیانی برای تعامل با بلاغت ترجیح داده است. در واقع، از نظر جابری، جرجانی براساس ظرفیت های درونی بلاغت به سراغ آن، نرفته است

