دوره و شماره: دوره 14، شماره 3 - شماره پیاپی 33، پاییز 1401، صفحه 1-162 
تعداد مقالات: 7

واکاوی تطبیقی شعر «لحظات میتة» از ودیع سعادة و «چیزی بگو، از عشق...» از حافظ موسوی (بر اساس نظریۀ نشانه‌شناسی رولان بارت)

صفحه 1-25

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.324983.612397

هدیه قاسمی فرد، ناصر زارع

چکیده نشانه‌شناسی به عنوان یکی از شاخه‌های نسبتاً جدید معرفت بشری در پی آن است تا با تکیه بر متن و  رمزگشایی نشانه‌ها و چگونگی کارکرد آن‌ها، افق‌هایی نو از متن را به روی مخاطب بگشاید. اشعار روایی «ودیع سعادة» شاعر معاصر لبنانی و حافظ موسوی شاعر معاصر ایرانی دارای لایه‌های درونی و معنایی پربسامدی است که با زبانی تصویری به شرح حوادث می‌پردازد.  نظر به تعدد سطوح رمزگانی در اشعار روایی این دو شاعر، این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و از منظر مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی به نشانه‌شناسی رمزگان‌های موجود در شعر «لحظات میتة» از ودیع سعادة و «چیزی بگو، از عشق...» از حافظ موسوی بر اساس نظریۀ «رمزگان‌ پنج‌گانۀ» رولان بارت (1915-1980)، نشانه‌شناس فرانسوی می‌پردازد و ابعادی از ظرفیت‌های تأویل‌پذیری این دو شعر را به دست می‌دهد. نتایج به دست داده‌شده از این پژوهش چنین است که رمزگان‌های ‌به کار رفته در این دو شعر سوای استفادۀ شکلی، یکی از شگردهای موفق دو شاعر در خلق متنِ باز محسوب می‌گردد؛ این موضوع در عنوان هر دو شعر که تأویل‌پذیر بوده و در حیطۀ رمزگان معمایی قابل بررسی است، نمود بیشتری دارد. رمزگان معنایی این دو شعر ‌با دلالت‌های ضمنی، رمزگان‌ نمادین آن با تقابل‌های آشکار و قابل ادارک، رمزگان‌ کنشی به عنوان پربسامدترین رمزگان این دو شعر با پی‌رفت‌های مرتبط با یکدیگر و رمزگان فرهنگی با  بُعدی ایدئولوژیک و تبیینی بینامتنی جهت بازنمایی حوادث جنگ و مطلوب نهایی سعادة و موسوی موفق بوده و عامل پیشبرد حرکت روایی متن محسوب می‌گردد.

نقد و تحلیل سنت نوشتاری زنانه در چهار رمان زنانه الجزایری ‌بر نظریه الین شوالتر

صفحه 27-48

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.325356.612402

سنا غلامی، محمد جرفی، ابراهیم اناری بزچلوئی، قاسم مختاری

چکیده الین شوالتر، نظریه‌پرداز فمینیست آمریکایی، با ارائه نظریه «نقد وضعی زنان» و با تکیه بر مدلی تکرارشونده در خرده‌فرهنگ‌های (1) ادبی، لزوم بررسی آثار داستانی نویسندگان زنِ هر کشور را در تأیید این نظریه مطرح می‌کند؛ بدین شکل که نوشتار زنان، با گذر از دو مرحله تقلید (مرحلۀ زنانه) و اعتراض به هنجارهای مسلط (مرحله فمینیستی)، در نهایت به مرحلۀ سوم یعنی دست‌یابی به هویت فردی (مرحله مؤنث) می‌رسد. پژوهش حاضر بر این است تا با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی وبا تکیه بر مراحل سه‌گانۀ مطرح شده، به بررسی چهار اثر داستانی از نویسندگان زن الجزایری بپردازد و بتواند سیر تحول تقلید زنانه نویسندگان زن الجزایری به اعتراض و شورشی آگاهانه و در نهایت نائل آمدن به خودآگاهی، همچنین میزان موفقیت آنان را در انعکاس صدای زنان در رمان نشان دهد. در نهایت می‌توان، نمود الگوی نظریه شوالتر را به‌‌صورت مشترک و هم‌زمان، در آثار مورد بررسی مشاهده کرد که علت این امر، تأخیر فعالیت زن الجزایری در حیطه نویسندگی است؛ با ذکر این مهم که تنها احلام مستغانمی در رمان «الأسود یلیق بک» موفق شد فاتحانه به مرحله سوم ورود کند. بدین شکل، این اثر به عنوان سرآغازی از سنت نوشتاری مؤنث برای دیگر نویسندگان زن به شمار می‌رود تا خودآگاهی زنانه را در نوشتار زنانه متجلی سازند. به طور کلی با توجه به اینکه هر کدام از این آثار یک سنت مشخصی هستند. با توجه به شرایط مستعد اجتماعی حاکم این نویسندگان جز به‌ندرت نتوانسته‌اند وارد مرحله خودآگاهی شوند و بیشتر با مؤلفه­های مراحل اول و دوم در تعامل بودند.

خوانش انتقادی تقابل های پسا استعماری در رمان «الربیع و الخریف» اثر حنا مینه (با نگاهی بر شرق‌شناسی ادوارد سعید)

صفحه 49-69

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.335444.612486

علی کریمی نیا، مریم جلیلیان

چکیده نقد پسا استعماری با بررسی رابطۀ تقابلی استعمارگر و استعمار زده، به واکاوی شیوه­های تأثیر امپریالیسم بر ادبیات می­پردازد. مهم­ترین ویژگی این رویکرد، نقد و تغییر اندیشه­های استعماری است، و منتقدان پسا استعماری در تلاش­اند که به خوانش یک‌جانبه گفتمان استعماری پایان دهند. یکی از ارکان اصلی نقد پسا استعماری، کتاب شرق­شناسی «ادوارد سعید» است که به وضعیت استعمار زده و عملکرد استعمارگر از منظری متفاوت می­پردازد. سعید معتقد است که شرق­شناسان به جای بررسی خود واقعی شرق، تصـویری تقلـیل یافته و جعلی از آن ارائه می­دهند. بدین ترتیب او در قالب یک شرق­شناسی وارونه، این الگوبرداری غلط را تغییر داده و شرق را به گونه­ای دیگر معرفی می­کند. «حنا مینه» رمان­نویس سوری، در بیشتر آثار خود رویکردی سیاسی داشته و محور اصلی آثار او مبارزه با استعمار و پیامدهای آن است. او رمان الربیع­ و­ الخریف را در همین راستا به رشتۀ تحریر درآورده است. حنا مینه در این اثر چندلایه، پس از توصیف چالش­های زندگی در غرب برای مهاجران شرقی، و به‌ویژه در بعد فرهنگی، از منظر یک استعمار زده به بازخوانی مناسبات میان مهاجر استعمار زده و استعمارگر می­پردازد و گفتمان استعماری را به چالش می­کشد. پژوهش حاضر می­کوشد تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مؤلفه­های تقابلی نقد پسا استعماری نظیر شرق و غرب، خود و دیگری، مرد شرقی و زن غربی و در نهایت فرادست و فرودست را در رمان مذکور، بر اساس نقطه نظرات ادوارد سعید واکاوی نماید. نتایج این پژوهش حاکی از نقش محوری تقابل شرق/غرب و مؤلفۀ جنسیت در این اثر و تلاش­های نشأت ‌گرفته از انتقادات جدی حنا مینه بر هژمونی غرب، در جهت بازبینی و وارونه­سازی انگاره­های تقابلی در شرق­­شناسی غربی است.

نقش انگارۀ روان شناختی بریدگی و گسست در شکل گیری مشکلات نخستین شخصیت رمان «برید اللیل»

صفحه 71-88

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.329694.612442

طاهره جهانتاب، احمدرضا حیدریان شهری، بهار صدیقی، سیدحسین سیدی

چکیده برید اللیل روایت جامه برکشیدن از نشخوارهای فکری کاراکترهایی است که شرایط نابسامان اجتماعی و فرهنگی محیط پیرامونی­شان، زمینه­ساز پدیدآیی روان­ پریشی­ های متعددی در آن­ها گشته است. دقت و نکته ­سنجی فراوان نویسندۀ رمان، هدی برکات، در پرداخت افکار شخصیت ­ها و نیز کنش­ های فردی و بین­فردی آن­ها، ضرورت انجام پژوهشی با رویکرد روان­شناسی را آشکار می­کند. در پژوهش پیش‌رو که به شیوۀ تحلیل محتوا نگاشته شده است، بر آنیم تا با رویکردی این‌چنینی، از مجموعه عوامل دخیل در شکل­ گیری حوزه طرح­وارۀ طرد و بریدگی در وجود نخستین شخصـیت پرداخته‌شده در این رمان پرده برداشـته و طرح­واره­ های شکل­ گرفته در ذهن او و سبک­ های مقابله ­ای به کار گرفته‌شده برای رویارویی با این طرح­واره ­ها را بررسی کنیم و مشکلاتی که از برخورد این طرح­واره ­ها و سبک­ های مقابله ­ای رخ نموده را تحلیل و واکاوی نماییم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: نویسندۀ رمان برای به تصویر کشیدن نحوۀ پدیدآیی حوزۀ طرح­وارۀ طرد و بریدگی، سوژۀ مناسبی را برگزیده است، شخصیتی با عواطف و احساسات سرکوب‌شده که در کودکی رهاشده و در تنهایی به گذران زندگی پرداخته است. این شرایط سبب شده که طرح­وارۀ رهاشدگی بیشترین بخش از فضای ذهنی او را اشغال کند. الگوبرداری از رفتار مادر نیز، او را ترغیب کرده که جهت مقابله با طرح­واره­ هایش، بیشتر از سبک مقابله­ ای جبران افراطی بهره بجوید. مجموعۀ این طرح­واره­ ها و سبک­ های مقابله­ای، منجر به بروز مشکلاتی در حیطه ­های شناختی، عاطفی و بین- فردی وی شده است.

واکاوی ساحت‌های وجودی پست‌مدرن در نمایشنامۀ «ابن الرومی فی مدن الصفیح» اثر عبدالکریم برشید

صفحه 89-107

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.326981.612415

علی خوش گفتار، عباس گنجعلی، سید مهدی نوری کیذقانی

چکیده فراداستان از برجسته‌ترین اشکال ادبی در ادبیات پست‌مدرن محسوب می‌شود. در این میان ویژگی وجودشناسی در فراداستان این امکان را فراهم می‌آورد تا به مسائل فلسفی-وجودی با رویکردی پسامدرن و بدون نظم در طرح افکار نویسنده نگریسته شود و ارتباط تنگاتنگی با ویژگی‌هایی همچون عدم قطعیت، تصنع‌گرایی، تشویش زمانی و ورود نویسنده به متن به عنوان مرکز اصلی تشویش وجودی در داستان، برقرار گردد. این پژوهش بر آن است تا مشخصۀ فراداستانیِ وجودشناسی را در نمایشنامۀ پسامدرن «ابن الرومی فی مدن الصفیح» اثر عبدالکریم برشید، مورد واکاوی قرار دهد. لذا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که چگونه مرزهای وجودی در نمایشنامۀ «ابن الرومی فی مدن الصفیح» تحت تأثیر پسامدرنیسم قرار گرفته‌اند؟ رهیافت اولیۀ تحقیق نشان می‌دهد عبدالکریم برشید بیش‌ترین تأثیر را در آرای وجودی متن داشته و توانسته مرزهای وجودی را گاهی با دید دانای کل تغییر دهد. عدم قطعیت و تشویش زمانی نیز در مرز بین هستی و نیستی بسیار نقش داشته‌اند تا جایی که تاریخ‌نگاری نویسنده با شخصیت‌های درونی متن به تشویش و شکست زمانی نیز منجر گشته ‌است. همچنین، بیان واضح نویسنده از طریق یک متن ساختگی منجر به قرار دادن خواننده بین دو مرز واقع و خیال شده و مرزهای وجودی نیز باری دیگر برهم‌خورده‌اند.

بررسی ارتباط اجزای سه ‌گانۀ نشانه های مربوط به مفهوم عشق در اشعارفاروق جویده با تکیه بر نظریه پیرس

صفحه 109-128

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.330358.612451

علی اسودی، پرویز خیری

چکیده نشانه‌شناسی به عنوان یکی از روش‌های نقد ادبی به تحلیل ساختار دلالتی شعر می‌پردازد. الگوی سه‌گانۀ پیرس برای نشانه به عنوان یکی از الگوهای دقیق برای شناخت رابطۀ نشانه‌های زبانی در بافت متن شعر است که منجر به کشف داده‌های پنهان در سطوح زیرین و ژرف متن می‌شود. فاروق جویده جزء شاعران رمانتیکی است که مفهوم عشق در قاموس واژگانی و چارچوب اندیشگانی او دارای بار معنایی و دلالت‌های ضمنی متعدد و متنوعی است و او کوشیده که با زبانی ادبی و غیرمستقیم و از طریق شبکه‌ای از تصاویر شعری و نشانه‌های زبانی اغراض و مضمون‌های شعری خود را بیان کند. لذا پژوهش حاضر می‌کوشد تا بر اساس شیوۀ توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ پیرس به نشانه‌شناسی الفاظ دلالت‌کننده بر مفهوم عشق بپردازد و چگونگی ارتباط بخش‌های نشانه یعنی نمود، تفسیر و موضوع را در خلق نشانه‌های مربوط به عشق را واکاوی کند. بر اساس یافته‌های پژوهش جویده در قالب رمزگان‌های زیبایی‌شناسی، مکانی و زمانی و محور افقی و عمودی کلام نشانه‌های شعری مربوط به مفهوم عشق را پدید آورده و با بارگذاری معانی و دلالت‌های ضمنی متعدد برای الفاظ دلالت‌کننده بر مفهوم عشق ظرفیت معنایی واژگان شعرش را بالا برده است و با زبانی مجازی و پوشیده مقصود خود را بیان داشته است.

زیست قدرت در ادبیات علمی تخیلی عربی، خوانشی فوکویی از رمان «السید من حقل السبانخ» اثر صبری موسی

صفحه 129-149

https://doi.org/10.22059/jalit.2022.341612.612539

زهره ناعمی، فرهنگ مفاخری

چکیده ادبیات علمی- تخیلی یکی از انواع ادبی است که پس از جنگ جهانی دوم و صنعتی شدن جوامع در ادبیات داستانی مطرح شده است. یکی از مهم‌ترین درون‌مایه‌های این نوعِ ادبی، پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی است که در ادبیات عربی جلوه ویژه‌تری یافته است. ادبیات علمی- تخیلیِ عربی پیرامون موضوع قدرت مفهوم‌سازی می‌کند که به نظر می‌رسد تا حدی نزدیک به تئوری «زیست­قدرت» در اندیشۀ میشل فوکو است. رمان «السید من حقل السبانخ» اثر صبری موسی یکی از برجسته‌ترین آثار علمی- تخیلی عربی است که این تحقیق در تلاش است با تکیه بر تئوری «زیست ­قدرت»، به خوانش جدیدی از این رمان بپردازد تا مشخص شود که چگونه یک اثر علمی- تخیلی عربی دربارۀ «قدرت» مفهوم‌سازی می‌کند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- نقدی به بررسی این رمان پرداخته و نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که این رمان تا حد زیادی منطبق با تئوری زیست­قدرت است؛ نویسنده در این رمان قدرتی را به نمایش می‌گذارد که نه‌تنها در یک قالب نرم اعمال می‌شود بلکه همانند هوایی که تنفس می‌شود و در تمامی روابط اجتماعی جاری و ساری است و بر تمام جنبه‌های زندگی شهروندان تأثیر می‌گذارد و اعمال قدرت نه بر کشتن بلکه بر زندگی بخشیدن تکیه دارد و رژیم حاکم تضمین‌کننده زندگی سالم و امن برای تمامی شهروندان است. این نوع از قدرت در بطن جامعه بروز پیدا کرده است که همه شهروندان را هم به شکل فردی نظارت می‌کند و هم جمعیت را به‌مثابۀ یک موجود زنده تحت نظارت خود دارد.