دوره و شماره: دوره 14، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-152 
تعداد مقالات: 7

نقد و بررسی نسخۀ خطی زبدة الإعراب تألیف عبدالله بن محمد

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.311326.612289

فائزه صفائیه، عبدالحسین فقهی

چکیده نسخه‌های خطی، میراث مکتوب و برجای‌مانده گذشتگان است و ارزش و اهمیت حفظ این آثار بر کسی پوشیده نیست. نسخۀ خطی زبدة الإعراب تألیف عبدالله بن محمد، کتابی است حاوی مباحث صرفی و نحوی که به‌طور ویژه به اعراب و شرح مختصر کتاب إظهار الأسرار فی النحو نوشتۀ محمد بن پیرعلی بن اسکندر بِرکَوِی می‌پردازد. این اثر، گذشته از ارزش فنی، آموزشی و علمی‌اش، از آن جهت که نخستین اعراب نگاشته‌شده بر کتاب إظهار الأسرار است شایسته توجه و تصحیح و نقد است. شایان ذکر است إظهار الأسرار از مهم‌ترین کتب علمی و آموزشی نحوی در مدارس دینی ترکیه به شمار می‌آید. از زبدةالإعراب چهار نسخه در کتابخانه‌های سراسر دنیا به دست آمده است که یکی از آنها در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود. نسخه‌های دیگر این اثر، در کتابخانه‌های بزرگی چون کتابخانۀ ملی فرانسه و کتابخانۀ دانشگاه ملک فیصل عربستان موجود است. این مقاله با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، ضمن بیان شرح حالی از مؤلف إظهار الأسرار و مؤلف زبدة الإعراب، نسخۀ زبدة الإعراب را کامل و جامع معرفی می‌کند. سپس از محاسن، معایب و ویژگی‌های فنی آموزشی این نسخه که در جریان مقابله، تحقیق و تصحیح به دست آمده است، گزارشی ارائه خواهد داد. از آنجا که تاریخ کتابت دو نسخه از نسخه‌های موجود نامعلوم است و تاریخ کتابت دو نسخۀ دیگر نیز با زمان تألیف کتاب فاصلۀ زیادی دارد، تشخیص نسخۀ نخست و اصل دشوار است؛ از همین‌رو، از مهم‌ترین نتایج این مقاله، دریافت بهترین روش تصحیح این نسخۀ خطی است.

تمهیدات فراداستان و بازی در رمان لعبة النسیان

صفحه 21-41

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.320833.612372

راضیه صدری خانلو، علیرضا شیخی، عبدالعلی آل بویه لنگرودی، مصطفی پارسایی پور

چکیده فراداستان شیوۀ نگارش نویسندگانه و سبک به بازی گرفتن آگاهانه و عامدانۀ ساختارهای روایی و دستخوش ترفندکردن فنّ نویسندگی است. فراداستان می­کوشد به‌واسطۀ انحراف یا گریز از هنجارهای تثبیت­شدۀ روایت­پردازی سنتی و حتی تهکم به آن، ادبیّت و خودآگاهی پیشین را به‌مثابۀ یک کج­روی میان­تهی معرفی کند و ترفندهای روایی مدعی حقیقت­نمایی به غرض ناراستین حقیقت­دانی مطلق را برملا سازد تا اثبات کند حل­وفصل کشمکش آواها و ایدئولوژی‌ها، با انقیادشان زیر آوای مؤلفی همه­چیزدان و خداگونه، محال است و محال­بودگیِ درک غایی حقیقت در سایۀ سیطره­مندی تک­سویه­نگر را شادمانه به­نمایش گذارد. خرده­ژانر فراداستان، با تمهیداتی برآمده از حسابگری­های ذهنی و با حاشیه­نگاری­های خود­ارزیابانه و دیالکتیکی، می‌کوشد با تأملی روشن‌بینانه در فرآیندهای برساخته‌شدن داستان، و با تکیه بر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، در کنار شفاف‌سازی سرشت داستان، حقیقت‌جویی نماید. درآمیخته با مفهوم نسبیتْ‌محوری، نظریۀ بازی به‌مثابۀ شیوه درک درست روال‌های جهان، در فراداستان به‌عنوان فعالیتی خودبنیاد و واجد ارزشی قطعی در جهان واقعی، یاریگر دستاوردهای حقیقت‌بین ادبیات می‌شود. صفت ناساختمندی و دلبخواهگی بازی، با دست‌مایه‌کردن وانمودگرانۀ نقش‌ها و قراردادهای بازی، به فراداستان کمک می‌کند ضمن کنکاش در کارکردها و طبیعتِ ظاهراً بازشناخته، ولی عملاً ناشناختۀ داستان، سنت‌های ناکارآمد و جهان‌نگری نخ‌نماشده را در هم شکند. در بازشناسی این نگرگاه‌های پارادایم نوشناخته در فراداستان‌ها، در این کوشش برآنیم به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و ‌با پردازش داده­های تئوری فراداستان، به‌ویژه از منظر «پاتریشیا وَو»، به درک کارایی ‌مؤلفه­های فراداستان و تبیین کیفیات آن و نقش بازی در پیشبرد فراداستان­سازی، در رمان لعبة النسیان محمد برادة بپردازیم تا نوآوری‌های نخستین گام عرب را در هجرت از انگاره‌های مطلق‌اندیش مدرنیسم در حقایق‌شناسی داستانی بازشناسیم. در این پژوهش دریافتیم براده در کاربست شگردهای اتصال کوتاه، آشکارسازی شگرد، شورشگری شخصیت‌ها، کولاژ فراداستانی و نام­گذاری دلبخواهی، همواره بازیگرانه وام‌دار اصل نسبی‌نگری و چندچهرگی حقیقت است و این‌گونه برای فراداستان­نویسی عربی بنیانی استوار می‌آفریند.

بازنمایی خشونت در رمان علی مائدة داعش با تکیه بر نظریۀ اسلاوی ژیژک

صفحه 43-64

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.319022.612358

زینب قاسمی اصل، حسین الیاسی مفرد

چکیده از آنجا که خشونت، ناظر بر وجه سرکوبگر قدرت است، لاجرم در یک رابطۀ خشونت‌آمیز، طرفین فرادست و فرودست وجود دارد. ژیژک با ترکیب مفاهیم فلسفی و زندگی روزمره، توانسته است ابعاد مختلف امر خشن را ترسیم کند. رمان علی مائدة داعش، روایت رنج‌ مردمان ایزدی است که با هجوم و نسل‌کشی داعش مواجه شدند. این پژوهش با هدف تبیین لایه‌های مختلف خشونت داعش علیه ایزدیان از الگوی ژیژک بهره گرفت تا نشان دهد نویسنده چگونه ابعاد مختلف خشونت را لابه‌لای حوادث داستان بازنمایی کرده و از مسئلۀ خشونت به‌عنوان درون‌مایۀ روایی بهره جسته است. نتایج تحقیق نشان داد تمام انواع خشونت در رمان، تحت تأثیر خشونت خدایگانی که ژیژک بدان اشاره کرده، صورت گرفته است. داعش با اعمال خشونت سیستمی، قصد نهادزدایی از خانواده و دیگر بنیان‌های اجتماعی را  دارد. شیوه‌های داعش برای سرکوب زنان، کنش‌گرانه و نمادین است و در عین حال، از روش‌های کنش‌پذیرانه مانند به‌کارگیری زنان علیه زنان نیز غافل نبوده است. داعش در توجیه خشونت برای اعضای خود از تکفیر «دیگری» استفاده کرده و ایزدیان به‌عنوان جلوه‌ای از کفر که مانع تحقق اهداف خلافت‌اند محکوم به نابودی شدند. در رمان حاضر، زنان بزرگ‌ترین قربانیان خشونت‌اند و جایگاه فرودست آنها از منظر تاریخی، به قدرت داعش برای اعمال خشونت سیستمی و خدایگانی علیه زنان، افزوده است. 

خوانش جامعه‌شناختی رمان شرفة العار با تکیه بر سرمایه و منش کنشگران اجتماعی در میدان تولید فرهنگی

صفحه 65-86

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.319016.612357

محمدنبی احمدی، ادریس محمدی

چکیده رمان شرفة العار، روایتگر زندگی شخصیّت­هایی با سرمایه­ها و استعدادهای ذاتی و اکتسابی متفاوت است که در میدان مشترک تولید فرهنگی بر اساس خصلت و سرمایه­ای که در اختیار دارند، در کنار هم یا در نفطۀ مقابل هم، به رقابت و ایفای نقش می‌پردازند تا در فضای اجتماعی به منزلتی نمادین دست یابند. روش انجام این پژوهش به‌صورت توصیفی-تحلیلی، با تکیه بر مفاهیم جامعه­شناختی بوردیو است. نتایج این پژوهش حاکی از این است که شخصیّت­های رمان شرفة العار از حیث مالکیّت سرمایۀ فرهنگی و اقتصادی ضعیف هستند و تنها منار است که از تحصیلات دانشگاهی، مطالعه و حضور در اماکن فرهنگی از سرمایۀ فرهنگی نسبتاً مناسبی برخوردار است و این سرمایه را با اشتغال، به سرمایۀ اقتصادی زیادی تبدیل می­کند؛ امّا در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ نمادینِ شهرت، با بحران داغ ننگ روبه‌رو می­شود. گفتمان کژآئین از نظر مالکیّت بر سرمایۀ اجتماعی و نمادین، به‌شدّت غنی است؛ به­ طوری که امین و سالم در اکثر کنش­های خویش، نگران قضاوت‌شدن از سوی اطرافیان و همسایگان هستند و با بازتولید سرمایه­های منفی بی­اعتمادی، خیانت و خشونت و بر اساس قاعدۀ مشروعیّت «قتل برای دفاع از حیثیّت»، در مسیر سیر صعودی منار (قهرمان زن) قرار می­گیرند و او را از میدان حذف می‌کنند تا سرمایه به نفع امین و عمو سالم، نمایندگان گفتمان کژآیین، به دستاورد معنوی «حیثیّت و غیرت» تبدیل ­شود.

پیوستار نمادپردازی آوایی در اشعار نزار قبانی؛ بر پایۀ نظریۀ هینتون

صفحه 87-108

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.315419.612322

شهلا شکیبایی فر، روح الله صیادی نژاد

چکیده تصویرگونگی که پیوند انگیختۀ دال و مدلول را نشان می­دهد، به‌عنوان عاملی برون­زبانی، ساختار زبان را متأثر از ادراک حسی انسان از جهان خارج می­داند. این اصل نشانه­شناختی، از مهم­ترین ارکان زیبایی­شناسی و عمده­ترین ابزارهای انتقال معنا در شعر نزار قبانی به شمار می­رود؛ بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر آن است که در چارچوب نظریۀ نمادپردازی آوایی هینتون و همکارانش، سطوح گوناگون تصویرگونگی آوایی در اشعار قبانی بر روی پیوستاری از بالاترین تا پایین­ترین درجۀ شفافیت ترسیم شود. نتایج پژوهش نشان می­دهد گونه­های مختلف نمادپردازی آوایی در سروده­های این شاعر عبارت‌اند از: عینی، تقلیدی، ترکیبی و قراردادی. در قصاید او نشانه­های عینی شامل اصوات عاطفی و عبارت­های ندا، تعجب و ...، دارای بیشترین میزان تصویرگونگی هستند. پس از آن به‌ترتیب، نمادهای تقلیدی در قالب الفاظ نام­آوا، نشانه­های ترکیبی که به‌صورت تکرار واکه یا همخوانی خاص مشاهده می­شوند و نمادهای قراردادی که با توالی واج­های معین شکل می­گیرند، در جایگاه­های دوم، سوم و چهارم پیوستار قرار می­گیرند.

تحلیل رمان أَقُودکَ إلی غَیری از عائشة اَرناؤوط بر اساس نظریۀ حسّ مکان

صفحه 109-128

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.321344.612373

عبدالاحد غیبی، مهین حاجی زاده، امیر فرهنگ دوست

چکیده در دورۀ معاصر، انسان همسو با اندیشه و احساسات پرپیچ و تاب خود، داستان­نویسی را نیز دستخوش تغییر کرد و برخلاف گذشته، معنا را در لایه­های زیرین روایت پنهان ساخت. در این میان، از جمله ظرفیت­هایی که با کاوش در زوایای آن، می­توان عناصر گوناگونی از داستان را رمزگشایی کرد، مکان و بازتاب­های معنابخش آن است. پدیدارشناسی با نظریه­پردازی­های گسترده، بیش از دیگر علوم، این عنصر معنابخش را در کانون توجهات خود قرار داده­ است. از پرنمودترین نظریه­هایی که پدیدارشناسان دربارۀ مکان ارائه داده­اند، نظریۀ «حسّ مکان» است. حس مکان به معنای ادراک ذهنی از محیط است که شخص را در ارتباطی درونی با مکان قرار می‌دهد. این حس، فضا را به مکانی با خصوصیات حسی ویژه تبدیل می‌سازد و عاملی مهم در هویت­یابی افراد تلقی می­شود؛ عاملی که امروزه نویسندگان را برآن داشته است تا موقعیت­بخشی­های هدفمندی در آثارشان نسبت به آن لحاظ کنند. در رمان روان‌شناختیِ أقُودکَ إلی غَیری از عائشة ارناؤوط، شاعر و نویسندۀ سوری-آلبانیایی، مکان، محمل معانی و مفاهیم نوینی است که با نظریۀ حسّ مکان قابل تطبیق است. جستار حاضر می­کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایۀ نظریۀ مذکور، رمان یادشده را بررسی و تحلیل کند تا از این رهگذر، به لایه‌های معنایی نهفته در عنصر مکان این داستان پی‌ ببرد. برخی از یافته­های پژوهش، ناظر بر حضور مدلول­های جدید­ در مکان­هایی چون خانه، مدرسه، نمایشگاه و ... است که نویسنده با دریافت حسّ درونی مکان، زمینه را برای خوانشی نو از آنها فراهم ساخته است.

واکاوی شگردهای فرمیِ پست‌مدرن در مجموعۀ عذابات المتنبی فی صحبة کمال أبودیب والعکس بالعکس

صفحه 129-152

https://doi.org/10.22059/jalit.2021.331943.612459

فاطمه پیری، علی اکبر احمدی چناری، عبدالباسط عرب یوسف آبادی

چکیده نمود پست­مدرنیسم در متون تنها به محتوا و موضوع محدود نمی­شود؛ بلکه بخشی از تمهیدات پست‌مدرنیستیِ آثار ادبی، مربوط به عناصر فیزیکی متن، یعنی صفحۀ کاغذ، خطوط، حروف، واژگان و حاشیۀ متن است. این تمهیدات در راستای اصل پست­مدرنیستیِ عدم قطعیت و ایجاد تردید و شبهه­افکنی در هستی­شناسی مخاطب صورت می­گیرد. این امر به درهم­ریختن ژانرها، فروپاشی نظم هندسی متن و ایجاد هرج‌ومرج و آشفتگی در سنت­های نویسندگی و شاعری، به‌ویژه نحوۀ چینش واژگان و سطرها و همچنین کاستن از مرکزیت متن اصلی و تمرکز بر حاشیۀ متن منجر می­شود. کمال ابودیب نویسندۀ معاصر سوری با رویکردی پست‌مدرنیستی، اثر عذابات المتنبی فی صحبة کمال ابودیب والعکس بالعکس را به رشتۀ تحریر درآورد. او در این اثر تلاش می‌کند روایت­ها، جریانات و حوادث مختلف زندگی متنبی را که در متون پیشین آمده است، با ذهنیتی پست­مدرنیستی بازنویسی کند. جستار حاضر تلاش می­کند با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی و تحلیل این سازوکارها و نقش آنها در معناآفرینی در اثر یادشده بپردازد. این اثر به اقرار خود نویسنده نه در زمرۀ داستان قرار می‌گیرد و نه شعر؛ زیرا تلفیقی است از تمامی ژانرهای ادبی و هنرهای شکل‌محور. نتایج پژوهش نشان می­دهد ابودیب تلاش دارد در این اثر، تنش‌های جهان درونی خود و فلسفۀ زندگی شخصی و اجتماعی را در کشورهای عربی، با تأکید بر شگردهای فرمی پست‌مدرنیستی به تصویر کشد. وی با تأکید بر شگردهای فرم‌محور قصد دارد ذهن مخاطب را به زوایای پنهان شکل‌گیری داستان خود با متنبی معطوف نماید تا اقتدار کلان‌روایت‌ها را در سطح دیداری به چالش بکشد. او برای رساندن این پیام به مخاطب، از سازوکارهای شکل­محور همچون سپیدنویسی، نقاشی، اشکال هندسی، عمودنویسی، تجزیه‌نویسی و تغییر فونت بهره می­برد که هرکدام نقشی برجسته در ایجاد تردید در ذهن مخاطب دربارۀ امور واقعی و الگوهای ثابت­شدۀ فکری و معرفتی وی دارند.