دوره و شماره: دوره 5، شماره 2، زمستان 1392، صفحه 1-290 
تعداد مقالات: 12

بینامتنیت دینی در غزل‌های مادّی الشابّ الظریف

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50255

محمود حیدری، نادیا دادپور، مریم السادات میرقادری

چکیده «الشاب الظریف» از شاعران غزل ­سرای عصر انحطاط, یکّه ­تاز عرصة وامگیری دینی در چارچوپ غزل مادّی به شمار می­رود، که غزل­های او بافتی تأثیر پذیرفته از قرآن، متون دینی و تصوّف پدرش    «عفیف الدین تلمسانی» است. این پژوهش با بررسی اشعار این شاعر غزل سرا, روابط بینامتنی فوق را مورد کنکاش و واکاوی قرار می­دهد و چگونگی قدرت شاعر را در امتزاج متون دینی با غزل صریح که به ظاهر متناقض می­نماید، آشکار می­سازد و نشان می­دهد که او در غزل­های مادّی خود در وهلة نخست بیشترین تأثیر را از قرآن کریم، شعائر و مناسک و سپس اصطلاحات علوم دینی و مضامین صوفی و شخصیت­های تاریخ دینی گرفته است. شاعر به طرز خارق العاده­ای میان مضامین دینی و غزل مادی ارتباطی عمیق برقرار می­سازد و به بالاترین مرتبة بینامتنیت که نفی کلی است، دست می­یابد. استخراج و کشف این لایه­های تنیدة متون، به خوانش عمیق و رسیدن به درک نوینی از اثر ادبی کمک شایانی می­کند.
 

واکاوی کارکرد اسطوره‌های یونانی در اشعار عبدالعزیز مقالح

صفحه 23-46

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50256

رسول دهقان ضاد، آزاده میرزایی تبار

چکیده عبدالعزیز مقالح شاعر معاصر یمنی از جمله شاعرانی است که در بیان تجارب و مفاهیم شعری خویش از اسطورة ملل مختلف، بهرة فراوان گرفته است. در این میان بهره­گیری شاعر از اسطوره­های یونانی، جلوه­ای بارز و خاص یافته است. هر چند در ابتدای بهره­گیری از این عنصر شعری، مقالح نیز همچون بسیاری از شاعران تنها به نقل سادة اسطوره پرداخته و کارکرد اسطوره در شعر وی جنبة اشاری یافته است، اما دیری نمی­گذرد که شاعر موفق می­گردد بر تن اسطوره، تجربه­های معاصر خویش را بپوشاند و با تقویت بعد نمادین و سمبولیک اسطورة مورد نظر خویش، آنچنان که می­خواهد از دغدغه­ها و آمال خویش، داد سخن سر دهد. شاید بتوان گفت که مهمترین هدف شاعر در بهره­گیری از اسطوره این است که مردم خویش را از ظلم بی حد و حصر حکومت آگاه ساخته، در راه بیداری مردم گام بردارد و بدینسان خویشتن را نیز از گزند حکومت در امان دارد.
در این جستار برآنیم تا پس از نگاهی گذرا به چگونگی ورود اسطوره به دنیای شعری عرب و ارتباط تنگاتنگ آن با ادبیات، به بررسی و تحلیل اسطوره­های یونانی به کار گرفته شده از سوی شاعر و میزان موفقیت شاعر در این بهره­گیری بپردازیم.

کارکرد لفظی و معنوی تکرار در شعر احمد مطر و عمران صلاحی

صفحه 47-68

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50257

فرهاد رجبی

چکیده پس از کم­رنگ شدن حضور سنتی وزن و قافیه در شعر و ورود مسائل و دغدغه­های جدید به این عرصه، ضرورت استفاده از ظرفیت­ها و ابزارهای مختلف برای بیان مفاهیم، بیش از گذشته احساس گردید.شاعران کوشیدند با استفاده از عناصر متعدد، مفاهیم را به شکلی مطلوب به مخاطبان خود منتقل کنند؛ از جملة­ این عناصر، استفاده از عنصر موسیقی برآمده از تکرار بود که در شعر احمد مطر عراقی و عمران صلاحی پارسی­گوی، نقشی برجسته به خود می­گیرد.در این جستار برآنیم تا با تمرکز بر همین مبنا ضمن نگرش در شعر دو شاعر و کارکرد موسیقی در شعر امروز، سهم مقولة تکرار را از این رهگذر در ارتباط با معنابخشی، مورد توجه قرار دهیم. نتایج برآمده نشان می­دهد پدیدة تکرار در شکل­های مختلف خود نه تنها به ملموس­تر و عمیق­تر شدن انتقال معنا کمک می­کند، بلکه دو شاعر، از این طریق، در گسترش دادن به حدود معنای واژگان نیز توفیق یافته­اند.

آشنایی زدایی و نقش آن در خلق شعر

صفحه 69-88

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50258

غلامعباس رضایی هفتادر، ابراهیم نامداری، علی اکبر احمدی

چکیده آشنایی­زدایی خروج از مألوف و آشناست، خروجی که در پی آن برای خواننده یا شنوندة سخن، شگفتی حاصل شود، یعنی شاعر یا ادیب با زدودن تکرار از صورت زبان، سخنی زیبا و تأثیرگذار خلق کند، شگرد شاعر و ادیب در این است که عادت را از زبان می‌زداید و زبانی نو می­آفریند؛ زبانی که مهم­ترین هدفش برجسته­سازی گفتار عادی است و این همان زبان شعر است. شاعر یا ادیب برای رسیدن به این مقصود، ابزارهای زبانی می‌خواهد که مهم‌ترین آن‌ها استعاره است، آشنایی زدایی دو نوع است: 1- جایگزینی (که محور اصلی آن استعاره است) 2- ترکیبی یا ساختاری (که در تقدیم و تأخیر، التفات، حذف و اضافه پیش می‌آید). البته هر عدولی، آشنایی­زدایی به شمار نمی­آید، مگر آن که جنبة رسانگی زبان نیز در نظر گرفته شود و صرف این که در زبان، استعاره بیاوریم، شعر به وجود نمی‌آید بلکه باید آن عدول، در مخاطب تأثیر بگذارد و نیز زیبا باشد تا مخاطب از آن لذت ببرد. آشنایی­زدایی هدف شعر نیست، بلکه به عنوان یکی از شگردهایی است که فضای شعر را ابهام آمیز می‌کند تا خواننده برای دریافت معنی به زحمت بیفتد و در نتیجه با درک معنی هیجان زده شود و از آن لذت ببرد.

بررسی شخصیت مسیح (ع) در شعر خلیل حاوی

صفحه 89-112

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50259

هادی رضوان، نسرین مولودی

چکیده به کار گیری اسطوره در شعر شاعران عرب سابقة طولانی دارد، اما شاعران معاصر با اثر پذیری از ادبیات غرب، اسطوره‌ها را به شیوه‌ای متفاوت و در قالب‌هایی نو به کار گرفتند و از آن در تعبیر از مقاصد و اغراض گوناگون بهره بردند.
عیسی مسیح (ع)، در شعر معاصر عرب کارکردی نمادین دارد. این شخصیت در شعر خلیل حاوی، با اسطوره در می‌آمیزد و چهره‌ای اسطوره­ای می‌یابد.
حاوی در پی شرایط نابهنجارِ سرزمین عرب، در آرزوی رستاخیز به سر می‌برد. رستاخیزی عظیم که حیات بهتری را برای ملّت عرب به ارمغان آورد. او با زنده کردن فرهنگ ایثار و از خود گذشتگی، راه رسیدن به این تحول و دگرگونی را در نزد همگان، روشن‌تر جلوه داده است. مسیح (ع) در شعر او، جلوه‌گاهی از جانبازی و فداکاریِ باشکوهی است که حیات مجدد را به مردم محروم و ستمدیده هدیه می‌دهد. مسیح (ع) در نزد این شاعر، در کنار تموز، اسطورة رستاخیز، قرار می‌گیرد و با آن در می‌آمیزد. با معانیِ والایش یکی می‌شود و وجودی یگانه می‌یابد؛ آنچنان که گویی مسیح (ع)، خودِ  تموز است که در قالبی متفاوت ظاهر شده است.

تأمّلی در شاخصه های قصه در قرآن

صفحه 113-134

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50260

ولی الله شجاع پوریان

چکیده قصه، در عرصة فرهنگ و انتقال مفاهیم انسانی قدمتی کهن دارد و سازگارترین فرم کلامی با ذهن بشر است. از همین روی دامنة مخاطبانش وسیع­تر و قدرت نفوذش بیشتر است. گرچه زبان اصلی قرآن، زبان دین و هدایت معنوی است، امّا در کامل‌ترین وجه خود از شیوة داستان سرایی برای ابلاغ پیام خویش بهره برده است.
این مقاله کوشیده است با استفاده از آثاری که تاکنون در زمینة قصه­های قرآن نگارش یافته است، وجوه امتیاز و تفاوت قصص قرآنی را با قصه­های بشری به اختصار بررسی کند و در عناوین چهاردهگانة: «درستی گزاره­ها، واقعی بودن داستان، فشردگی گفت­وگوها، گزینشی و انتخاب گرایانه، شکسته شدن وحدت زمانی، پردازش پایه پایه، گره افکنی و مبهم گویی، تکرار و مکرر گویی، گفت­وگوهای میان قصه­ای، داستان در داستان، تنوّع و تفنّن در داستان پردازی، طرح ناگهانی قصه، پرده پوشی و عفیف­گویی و حضور حداقلی زن در قصه­های قرآنی»، تنظیم کرده و بدست دهد. پیش از آن، نیز به تبارشناسی کوتاهی از واژة قصه و ساختار اختصاصی قصص قرآنی اشارت رفته است.

گذار محمود تیمور از سنّت به تجدّد

صفحه 135-154

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50288

حبیب‌الله عبّاسی، شهره معرفت

چکیده عصر نهضت، روزگار تجدید زندگی عرب بود. تحوّل و دگردیسی در ساختار زندگی سیاسی- اجتماعی عرب، پس از عصر نهضت، دگرگونی در عرصة ادبیّات را نیز در پی داشت. با دگرگونی‌های ادبی، داستان در معنای امروز آن به عنوان یک نوع ادبی جدید وارد ادبیّات شد و گونه‌های مختلفی را آفرید که پیش از آن یا وجود نداشت یا شکلی متفاوت داشت. یکی از گونه‌های نو آفریدة این نوعِ ادبی، داستان کوتاه بود. محمود تیمور، از پیشگامان داستان کوتاه در مصر، در این گونة داستانی خوش درخشید و به عنوان پدر داستان کوتاه عرب شناخته شد. در این پژوهش پس از بیان زمینه‌های سیاسی-‌ اجتماعی- ادبی عصر نهضت، با روش ساختاری به بررسی و تحلیل دگرگونی‌های ذهن، زبان، شکل و ساختار دو داستان «الشیخ جمعه» و «عم‌متولی»، از نخستین داستان‌های تیمور پرداخته می‌شود. داستان اوّل «الشیخ جمعه» با تعلّق به گونة داستان کوتاه واقع‎گرا، در شکل و محتوا ویژگی‌های یک قصّة رمانتیک کهن را نیز در خود دارد و جلوه‌های سنّت در آن بیشتر است، حال آن‌که در داستان دوم، «عم‌متولی»، به داستان‌های کوتاه واقع‎گرای جدید، نزدیک‌تر است.

سیمای خلافت امام علی (ع) در شعر دیک الجن حِمْصی

صفحه 155-174

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50321

محمدحسن فؤادیان، مرتضی قدیمی

چکیده دیک الجن حمصی یکی از معدود شاعران عصر عباسی است که به جای مدح این و آن، شعرش را تنها در راه بیان احساسات و عقاید خویش قرار داده است. یکی از مهم­ترین باورهای این شاعر علوی، اعتقاد به حق مسلّم امام علی (ع) در جانشینی پیامبر (ص) است که در دیوانش هرچه زیباتر به تصویر کشیده شده است. وی برای اثبات خلافت امام علی (ع)، دو دسته از دلایل نقلی و عقلی را مطرح می­کند. در بخش دلایل نقلی، واقعة غدیر خم، حدیث منزلت، و حدیث قرطاس را بیان می­کند، و در بخش دلایل عقلی نیز از شاخص­هایی چون قرابت امام علی (ع) و پیامبر (ص)، دانایی، سخنوری، شجاعت، ثبات قدم و خیرخواهی آن حضرت سخن می­گوید که هر مخاطب منصفی با شنیدنِ مجموعة این دلایل، به حقانیت امام علی (ع) در جانشینی پیامبر (ص) ایمان می­آورد.

اگزیستانسیالیسم در شعر یوسف‌الخال

صفحه 175-192

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50322

حسن گودرزی لمراسکی

چکیده انسان به ‌عنوان اشرف مخلوقات، مورد توجّه فیلسوفان پیشا سقراطی بود؛ ولی با ظهور سقراط این توجّه، کمرنگ‌ شد چون که وی به نسبی بودن‌ برتری‌های انسان اشاره نمود. بعد از گذشت‌ قرن‌های متمادی، فیلسوفان بزرگی چون کیرکگارد، مارتین‌هایدگر، ژان‌پل‌‌سارتر و... ظهور کردند که انسان را محور توجهشان‌ قرار داده و مکتب اگزیستانسیالیسم را بنیان نهادند. این مکتب‌ در مورد انسان و اصالتش سخن گفته، بر تقدم وجود بر ماهیت‌ تأکید ورزیده و همه‌چیز را از آنِ‌ انسان‌ می‌داند‌. اگزیستانسیالیسم در  ادبیات جهانی به خصوص ادبیّات معاصر عربی نفوذ‌ کرده و شاعران و ادیبانی چون أدونیس، سیاب و... از آن‌ تأثیر پذیرفتند. یکی از آن‌ها، یوسف‌الخال، از شاعران بنام مدرنیسم‌ در شعر معاصر عرب است که در این جستار، با روش تحلیل محتوا و تکیه بر ابیات او، به تأثیر اگزیستانسیالیسم در شعر او با محورهای انسان، آزادی و تعهد پرداخته می‌شود؛ چرا که وی برای انسان و اصالت‌ او ارزش و اهمیت‌ زیادی قائل است تا جایی ‌که از نظام‌‌های کمونیستی به ‌دلیل نادیده‌ گرفتن نبوغ انسان‌ و استعدادهای فردی او، شدیداً انتقاد می‌کند. از نظر او انسان همه‌ چیز است و آزادی حق مسلم‌ اوست؛ آزادی‌ای که به شناخت او از حقیقت و تشکیل‌ جامعه‌ای آزاد، کمک‌ کند. او ادبیّات را در خدمت‌ انسان دانسته و ادیبی‌ را ارزشمند می شمارد که نسبت به فرد و جامعه‌، تعهد داشته و حاضر باشد جانش را در راه میهن خود فدا کند.

نقد روانشناسی شخصیت در اشعار متنبی

صفحه 193-216

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50323

یحیی معروف، مسلم خزلی

چکیده نقد روانشناسی یکی از حوزه‌‌های جدید نقد ادبی به شمار می‌رود که ناقد در آن بر اساس اصول علم روانشناسی به نقد و تحلیل اثر ادبی می‌پردازد. پژوهش حاضر به نقد روانشناسی شخصیت در اشعار متنبی تحت عنوان نبرد، تعارض و کشمش بین سطوح سه گانة شخصیت: نهاد، خود و فرا خود، می‌پردازد. اهداف این گفتار عبارتند از: الف) پرهیز از قلم فرسایی و دخالت دادن سلیقة شخصی در امر نقد مطالب و استناد مطالب به علم روانشناسی. ب) بیان کشمکش و تعارض بین سطوح سه گانة شخصیت. ج) بیان نقش مهم خود "ego" در ساختار شخصیت متنبی به عنوان عامل نظم دهنده در شخصیت. د) بیان مکانیسم‌های دفاعی- روانی بکار گرفته شده توسط متنبی. این نوشتار با شیوة تحلیل محتوا و بر اساس نظریة شخصت فروید (بدون توجه به مسائل جنسی) و به روش کتابخانه‌ای انجام گرفته ‌است. از نتایج به دست آمدة این پژوهش، تعارض و کشمکش در سطوح سه­گانة شخصیت متنبی است. این تعارض به شکل نبردِ «فرا خود» با نهاد و فراخود با «خود» نمود پیدا می‌کند. همچنین «خود» نقش بسیار مهمی در ساختار شخصیت متنبی ایفا می‌کند، از یک طرف خواسته‌های نهاد را برآورده می‌سازد و از طرف دیگر «خود» را با اهداف آرمانی «فرا خود» هماهنگ می‌کند. و به این دو بخش شخصیت برای رسیدن به اهدافشان کمک می‌کند. از نتایج دیگر این پژوهش مکانیسم‌های دفاعی- روانی متعددی است که متنبی برای رهایی از فشار روانی آنها را به کار برده است.

بررسی سبک داستانی محمود تیمور بر پایة نقد رمان « شمس و لیل» (برگرفته از پایان‌نامة ترجمه و نقد رمان « شمس و لیل» )

صفحه 217-238

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50324

مهدی ناصری، اصغر جلالوند

چکیده محمود تیمور(1894- 1973م) یکی از داستان­نویسان بزرگ معاصرِ عرب است که با آفرینش نوشته­هایی پُربار، کمک شایانی به ادب تازی نموده است. این نویسنده را «پدر داستان­نویسی معاصر عرب» گفته­اند. یکی از ره­توشه­های ادبی او، «شمس و لیل» نام دارد که سفرنامه­ای واقعی و آمیخته به خیالِ شگرف نویسنده است. نگارندگان در این جستار بر آن بوده­اند که به نقد این رمان پرداخته و در این میان، آراء، افکار و سبک و اسلوب نویسنده را مورد بررسی قرار دهند. سیر مقاله به گونه­ای است که با روش توصیفی- تحلیلی ابتدا با بیان مقدماتی دربارة نویسنده و بر پایة ساختار و درون­مایه به نقد و بررسی این کتاب پرداخته و در پایان به این نتیجه دست می­یابد که «شمس و لیل» چون آیینه­ای تیمور را شناسانده؛ به گونه­ای که با بررسی مکان و زمان، شخصیت­های دوگانة داستان، ترکیبات هماهنگ و موسیقی شگفت­انگیز، همچنین نگرش به درون­مایه­هایی از جمله عشق و دلبستگی بسیارش به میهن (مکتب رومانسی) و رخداد­های راستین و واقعی داستان (مکتب رئالیسم)، سبک و اسلوب این نویسنده را در آفرینش این رمان به رخسارة تصویر می­کشاند.

همبستگی قرینه ها در فهم معنی از منظر تمّام حسّان نظریه ای جدید یا بازتاب سخن پیشینیان

صفحه 239-262

https://doi.org/10.22059/jalit.2014.50325

شهریار نیازی، نعیم رحمانی

چکیده قرینه­های مختلفی در فهم معنای یک جمله، نقش دارند. نحویان نیز به این امر واقف بوده و در تحلیل­های خود از قرینه­های متفاوتی استفاده کرده­اند. پس از آشنایی نحویان با منطق ارسطویی و ورود مسائل فلسفی در نحو، بیشتر توجه آنان به قرینۀ اعراب معطوف شد و این امر نقش قرینه­های دیگر را کم رنگ‌تر کرد تا جایی که علم نحو، علم اعراب نامیده شد. در عصر حاضر دانشمندانی با در نظر گرفتن این مسأله، در پی تحلیلی نو و علمی از قرینه­های مؤثّر در فهم معنی بوده­اند. تمّام حسّان با ارائۀ نظریۀ همبستگی قرینه­ها در فهم معنی، خواستار توجّه یکسان به همۀ قرینه­ها شد. وی هشت قرینۀ لفظی و پنج قرینۀ معنوی را معرفی می­کند که یکپارچه و منسجم، معنی را به مخاطب منتقل می­سازند. این مقاله می­کوشد با معرفی این نظریه و تبیین جایگاه آن در جامعۀ علمی، رویکرد جدیدی در نگاه به متن ارائه دهد، رویکردی که قرینه­های مختلف را در فهم معنی مؤثّر می­داند. این نظریه بازتابی از قرینه­های مختلف و پراکنده در کتب نحوی به خصوص در دیدگاه­های حازم قرطاجنی و عبدالقاهر جرجانی است که تمّام حسّان آنها را پس از دسته­بندی، بیان کرده است.