دوره و شماره: دوره 12، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-133 
تعداد مقالات: 6

بررسی جایگاه نحوی عزالدین کاشی (با تکیه بر کتاب نسخه خطی شرح المفصّل)

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.280338.612061

دانا طالب پور، محمدحسن فوادیان

چکیده کتاب المفصّل زمخشری به دلیل برخورداری از ویژگی‌های خاص سبکی آن تاکنون توسط عالمان بسیاری شرح داده شده است. یکی از شروح مشهور این اثر، نسخه خطی شرح عزالدین عبدالعزیز کاشی، شاعر، مؤلف و کاتب ایرانی اواخر قرن هفتم و ابتدای قرن هشتم هجری است. وی علاوه بر آثار متعددی که در عرصه‌ نظم و نثر فارسی و عربی به جای گذاشته است، شرح مبسوطی نیز بر کتاب المفصّل نوشته است. مقاله حاضر سعی دارد تا به بررسی جایگاه نحوی او در خلال کتاب شرح المفصل بپردازد و بتواند نقش او را به عنوان یک شخصیت ایرانی برجسته به اثبات برساند. بهره‌گیری از زبانی ساده و بی‌تکلف برخلاف زبان ادبی ابن یعیش و عقلی-منطقی ابن حاجب، توجه دقیق به مسائل لغوی، توجه به مسأله عامل، تعلیل، تبیین حدود و دایره اصطلاحات نحوی و بهره‌گیری از اسلوب محاوره در بیان مباحث نحوی یکی از ویژگی‌های برجسته این کتاب است. وی در شرح خود عمدتا از پیروان مکتب بصری است اما گویا نخواسته است تنها نقش یک ناقل را بازی کند و تسلیم بی چون چرای آرای نحویان شود، بلکه در برخی موارد به نقد آرای برخی از آنها مخصوصا زمخشری و ابن حاجب پرداخته است و از شخصیت مستقل علمی خویش، در آن پرده برداشته است. این مسأله نشانگر آشنایی شارح ایرانی با زبان عربی و علوم آن و همین طور هوش و ذکاوت بالای او در درک عمیق مسائل زبانی عربی است.

تراگونگی محتوای رمان فرانکشتاین فی بغداد احمد سعداوی در تطبیق با فرانکنشتاین مری شلی

صفحه 23-46

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.268460.611985

صدیقه حسینی، مهین حاجی زاده، حمید ولی زاده

چکیده بیش‌متنیت بر هر گونه رابطة برگرفتگی یا اقتباس دلالت دارد؛ بنابراین این اصطلاح در ادبیات بیانگر نوعی از روابط میان متون می‌باشد.رمان فرانکشتاین فی بغداد (2013) احمد سعداوی تحت تأثیر رمان فرانکنشتاین (۱۸۱۸) مری شلی نوشته شده است که نشانه‌های لایه‌های پاک‌شدة پیش‌متن شلی در بیش‌متن سعداوی دیده‌ می‌شود. همین امر، رابطة بیش‌متنیت یعنی دیده شدن لایه‌های متن تأثیر‌گذار در لابه‌لای متن تأثیر‌پذیر را سبب می‌گردد. این روند از طریق تغییری هدفمند در بیش‌متن اتفاق می‌افتد که تراگونگی نام دارد و از تقلید به دور است. تغییر و گسترش معنا در بیش‌متن از طریق جایگشت انجام شده است که نوعی تغییر جدی در پیش‌متن می‌باشد، اما می‌توان برخی روابط پارودیک و دگرپوشی یعنی طنز به قصد تخریب پیش‌متن را در این رمان مشاهده نمود که البته شامل کل رابطة بیش‌متنیت نمی‌گردد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی رابطة تراگونگی در برخی ویژگی‌های محتوایی این دو رمان و تغییرات ایجاد شده در محتوای بیش‌متن از نوع جایگشت می‌پردازد. جایگشت بدون این که به تفسیر رمان مری شلی بپردازد به تغییر جدی در ابعاد مختلف آن دست می‌زند. عنوان، اسامی، مکان‌ها، مضمون، نمادها، زبان و دین و اعتقادات از جمله مواردی هستند که دچار تراجایی در متن درجة دوم یعنی رمان سعداوی می‌شوند. این جایگشت، حضور شبح‌وار فرانکشتاین و فضای حاکم بر بیش‌متن را توجیه می‌کند که چگونه گذشته با حضور خود باعث غیاب معنا می‌شود.

نشانه‌شناسی ثانویّۀ اسطوره‌های برساخته در الطّریق

صفحه 47-68

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.281647.612074

نعیمه غفارپور صدیقی، وحید مبارک، محمد ایرانی

چکیده گونۀ ادبی رمان در روزگار ما، با تصاحبِ جایگاهِ اسطوره، کارکردهای آن را بر عهده گرفته است. از همین روی، رمان می‌تواند مانند اسطوره دارای لایه‌های معنایی نهفته‌ای باشد که گاه هدفِ اصلی نویسنده نیز انتقال آن‌ها به مخاطب است. برای دریافت این معانی می‌توان از روشِ نشانه‌شناسی ثانویّه کمک گرفت که رولان بارت در بررسی نظام‌های اسطوره‌ای آن را به کار می‌برد. در این شیوه، نشانه‌های برآمده از نشانه‌شناسی اوّلیّه در مرحلۀ دوم به مرتبۀ دال فرو می‌کاهند و دوباره نشانه‌شناسی می‌شوند. هر متن یا نظامی که بتوان آن را نشانه‌شناسی ثانویّه کرد، به تعبیر رولان بارت، اسطوره نامیده می‌شود. بر این اساس، در این مقاله، نخست، سعی کرده‌ایم به نظام اسطوره‌ای رمان الطّریق نجیب محفوظ راه یابیم؛ یعنی نشانه‌هایی را که قابلیّت نشانه‌شناسی ثانویّه دارند، از این رمان استخراج کرده‌ایم. در نشانه‌شناسی اوّلیّۀ الطّریق به سه نشانۀ محوری یا سه اسطورۀ برساختۀ «جست‌وجوی پدر»، «عشق» و «سرگردانی» رسیدیم که مهم‌ترین مفاهیمِ این رمان هستند و روایت را به سوی جدال خیر و شرّ و سرگردانیِ بشر در این جدال سوق می‌دهند. در مرحلۀ بعد برای کشف لایه‌های معنایی پنهان و یافتنِ معانیِ ضمنی الطّریق سه نشانۀ پیشین را به مرتبۀ دال فرو کاستیم و مجدداً نشانه‌شناسی کردیم. تلاش برای یافتن مدلول‌های این سه دال ما را به مفاهیمِ متنوعی ‌رساند که بارت آن را مفهوم اسطوره ‌نامیده است. این مفاهیم دریچه‌های جدیدی از متن می‌گشایند و خواننده را به جهان‌های معنایی نهفته‌ای پیوند می‌دهند که در رُویۀ روایت دیده نمی‌شوند.

مضامین فمینیستی در آثار میرال الطحاوی (مطالعه مورد پژوهانه سه رمان الخباء، الباذنجانة الزرقاء و بروکلین هایتس)

صفحه 69-91

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.264123.611961

الهام مریمی، احمد رضا حیدریان شهری، بهار صدیقی

چکیده میرال الطحاوی نویسنده مهاجر مصری در رمان‌هایش، با برگزیدن قهرمانان زن و شخصیت‌های متعدد زنان که همگی در یک وضعیت مشابه به سر می‌برند، به قصه پر رنج زنان سرزمینش که در سیطره سنت‌های گذشته گرفتار آمده‌اند، اهتمام ورزیده است. از این رو  رمان‌های الطحاوی می‌تواند  از منظر مضامین  فمینیستی مورد بررسی قرار بگیرد تا درک درستی از آنان به مخاطب القا شود. سؤال اینجاست که این نویسنده تا چه حد درون‌مایة آثارش را به زنان اختصاص داده و با توجه به سیطره میراث گذشته در رمان‌ها بیشتر به کدام طیف از طبقات زنان جامعه توجه نموده است.  برای این مهم، پژوهش حاضر بر آن است که با روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر نقد فمینیستی و در نظر گرفتن مضامینی همچون یأس و ناکامی زنان، فقر و محرومیت و عدم جایگاه اجتماعی، نقش جسم زن در شرایط وی و از سویی پدیده ازدواج و عشق ورزی در جامعه مردسالار و زن ستیز و در نهایت روحیه متمردانه زنان برای دستیابی به شرایط بهتر، به بررسی رمان‌های الخباء، باذنجانة الزرقاء و بروکلین هایتس بپردازد. نتایج پژوهش حاضر، نشانگر این است که الطحاوی عمدتاً نگاهی خوش‌بینانه به زنان ندارد و همواره ناکامی و یأس زن را با نارضایتی از جسمش پیوند داده است. قهرمانان این رمان‌ها که اغلب نمودی از خود نویسنده هستند، در رویارویی با جامعه مردسالار، سرکشی و سنت‌شکنی را در پیش‌گرفته و خواهان توجه و برخورداری از حقوق و جایگاه اجتماعی شایسته در جامعه می‌باشند.

چیستی معنا و زیبایی در اندیشه و شعر ادونیس از منظر مبانی هرمنوتیک فلسفی

صفحه 93-110

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.292664.612145

مرتضی امیری نژاد، فرشید ترکاشوند

چکیده چیستی معنا و زیبایی از مقوله های چالش برانگیز پس از پیدایش شعر نو عربی است که بخش قابل توجهی از پژوهش های ادبی را به خود اختصاص داده است. در گسترة شعر و نقد معاصر عربی، ادونیس یکی از نام آورترین شخصیت های ادبی معاصر عرب به شمار می‌آید که به نظریه‌پردازی در این زمینه پرداخته است. وی معنا و زیبایی را ضمن موضوعاتی چون مفهوم شعر، تعهد، پیچیدگی، سنت و نوآوری در نوشته­های خود مطرح نموده است و در این راه معنا را با خاصیتی هرمنوتیکی و بر محور پویایی دنبال نموده است. این نوشتار در پی آن است تا چیستی معنا را از دیدگاه این شخصیت اثرگذار تحلیل نماید تا از این منظر بخشی از گفتمان حاکم بر چالش معنا در عرصه شعر نو عربی آشکار گردد. ادونیس در باب معنا و زیبایی و پیوند آن با تعهد بر فردیت شاعر تأکید دارد و ماهیت  شعر در اندیشه او با نوعی ابهام و پیچیدگی همراه شده است و در نتیجه چیستی شعر و مفهوم آن در نگاه ادونیس بیشتر جنبه فلسفی به خود گرفته است. در این راه با به‌کارگیری رویکرد هرمنوتیک فلسفی مواردی چون تاریخمندی، اطلاق، پویایی و معناداری در اندیشه و شعر او حضور پویا دارند و عناصری چون وزن و قافیه و صور بیانی معیار کارآمدی برای تحلیل در اندیشه و شعر او نیستند. رویکرد هرمنوتیک فلسفی می تواند عیاری باشد برای سنجش زیبایی در معنا که از جمله مباحث مهم در بلاغت جدید است و از این منظر باید گفت زیبایی در اندیشه و شعر ادونیس را باید در معنا و هویت معنایی اشعار او جستجو نمود.

کنگاشی در شکوفایی فنّ پیامبرستایی در دورۀ ممالیک

صفحه 111-133

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.207854.611472

مهدی شاهرخ، مصطفی کمالجو

چکیده مدح یکی از مهم‌ترین درون‌مایه‌های شعری در ادبیات عربی است. فنّ پیامبرستایی که در ادب عربی به مدایح نبویة مشهور است، به خاطر مضامین والای اخلاقی ادبی که در مدح پیامبر مکرم اسلام (ص) دارد، از جایگاه والایی برخوردار است. این فنّ در دوره‌های مختلف شعر عربی وجود داشته امّا در دورۀ مملوکی توانست به اوج ادبی-هنری خود برسد. این مقاله با تکیه بر شیوۀ وصفی تحلیلی تلاش دارد با واکاوی اسباب شکل‌گیری و شاعران برجسته، انواع زیرمجموعۀ این فنّ ممتاز ادبی و اسالیب آن را بررسی نماید. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به معانی والا مدیح نبوی در دورۀ مملوکی جزء درخشان‌ترین فنّ شعری ادب عربی است. این مدایح ساختار معینی ندارند، امّا قصائد طولانی آن شامل مقدمه‌ای غزلی، متن قصیده و خاتمه است، که به بیان حقیقت محمدیه، معجزات و صفات عالیه پیامبر و شفاعت و توسل به ایشان می‌پردازد. از مهم‌ترین عوامل شکوفایی فنّ پیامبرستایی در دوره مملوکی می‌توان به وقوع جنگ‌های صلیبی، نماد ‏وحدت شدن پیامبر اسلام به عنوان الگویی شایسته پیروی برای مسلمانان، غیر عرب بودن شاهان ‏ممالیک و عدم توجه آنان به مدایح عربی شاعران از آن‌ها، نیاز به این اشعار در مراسم‌های مولد ‏نبوی، شیوع تصوف و عرفان، گسترش قلمرو جهان اسلام و اشتیاق مردم به زیارت اماکن مقدسه در ‏حجاز اشاره کرد.