دوره و شماره: دوره 12، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 1-184 
تعداد مقالات: 9

کاربرد طرح‌واره‌های تصویری در سروده‌های سهراب سپهری و خلیل حاوی (بر اساس نظریه معناشناسی شناختی)

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.242402.611791

شهریار باقرآبادی، علی سلیمی، تورج زینی وند

چکیده زبان به عنوان مهم­ترین کنش انسانی برای انتقال مفاهیم ذهنی محسوب می­شود. تحلیل این مجموعة بی­منتها از نمادها که در قالب واژگان نمود پیدا می­کنند یکی از دغدغه­های قابل اعتنا در ادبیات و زبان‌شناسی محسوب می­شود. معناشناسی شناختی، یکی از شیوه­های مطالعة زبان است که به کمک آن می­توان رابطه­ای قابل استناد میان زبان، تجربیات بیرونی، اندیشه­ها و تجارب اجتماعی برقرار نمود. فهم و تعلیل کاربست گونه­های مختلف طرح­واره­های تصویری، یکی از مباحث پایه­ای در این اسلوب تحلیل زبانی به شمار می­آید. با چنین رویکردی می­توان، به تعبیری روشمند از مفاهیم انتزاعی نهفتة زبان و ساخت اندیشگی صاحب اثر دست یافت. پژوهش حاضر، به شیوه­ای توصیفی-تحلیلی، به مقایسة کاربرد و بسامد انواعی از طرح­واره­های تصویری در سروده­های سهراب سپهری و خلیل حاوی پرداخته است. اغلب سروده­های سهراب سپهری تلفیقی از باورهای متنوّع عرفان اسلامی و باورهای شرقی مانند بودیسم است که بی هیچ تزاحمی در کنار هم گرد آمده­اند. سروده­های این شاعر را می­توان شکل خاصّی از شعر عرفانی جهان­شمول با زبانی امروزی دانست. سروده­های خلیل حاوی نیز، تجلی‌گاه عرصه‌های متفاوتی از باورهای دو خاستگاه فلسفة شرقی و غربی بوده­است. شعر او علاوه بر موضوعات و دغدغه­های میهنی جولانگاه مفاهیم ذهنی خاصّی است که فهم همة آن‌ها در پاره­ای موارد ساده نیست. این پژوهش تلاشی است برای پاسخ به این پرسش­ها که سهم هر یک از طرح­واره­ها، در شعر دو شاعر به چه میزانی بوده­است و نیز مبانی فکری سرایشگران چه تأثیری در بهره­گیری از نوع طرح­واره­ها و بسامد آنها داشته است. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که هنر نقاشی سپهری، درون‌مایة عرفانی سروده­ها و نیز عزلت شاعرانة وی، موجب شده­است تا «طرح­واره­های حجمی» بسامد بیشتری در اشعارش داشته باشد. از سوی دیگر، به دلیل پاره­ای از نابسامانی­های اندیشگی و اندوه حاکم بر قصاید خلیل حاوی، بیشترین فراوانی «طرح­واره­های قدرتی» که بیانگر شکست در مسیر فعّالیّت­های اجتماعی هستند، در قصاید این شاعر به چشم می­خورد.

بررسی سبک‌شناختی لایه‌ای سازه‌های گفتمان‌مدار در شعر امل دنقل (مطالعۀ موردی قصیدۀ «مقابلة خاصة مع ابن نوح»)

صفحه 19-38

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.262952.611949

آزاده قادری، سیدحسین سیدی، بهار صدیقی

چکیده زبان به مثابة فرایندی اجتماعی در خدمت تولید معنا و در سطوح مختلفش دارای بار ایدئولوژیکی است و در تعامل با روابط قدرت به کار گرفته می­شود. زبان شعری و آفرینش ادبی بستری مناسب جهت تحلیل­های زبانی و سبکی به شمار می­آید و فردیت، تجربیات و ارزش­آفرینی در این حوزه از زبان به خوبی قابل اجرا است. از آنجایی که سبک‌شناسی، مطالعۀ روش‌های آفرینش معنا در ادبیات و دیگر متون از طریق زبان می­باشد، کارکرد الگوهای زبان‌شناختی با رویکرد لایه‌ای روشی کارآمد در تحلیل سبکی به شمار می‌آید. این پژوهش با تکیه بر ابزارهای تحلیل انتقادی گفتمان، نشانه‌شناسی گفتمانی و مبانی نظریۀ نقش‌گرایی به بررسی سبک‌شناختی قصیدۀ «مقابلة خاصة مع ابن نوح» امل دنقل می پردازد تا بیانگر این مهم باشد که شاعر این گفتمان شعری را ابزاری اجتماعی در نظر گرفته و خردلایه‌های واژگانی، نحوی و بلاغی را در ارتباط با کلان‌لایه‌‌های ایدئولوژی، قدرت و بافت موقعیت گزینش کرده و به زیرساخت‌ها نیز هویت ‌بخشیده است تا به بحران سیاسی-اقتصادی حاصل از قرارداد کمپ دیوید بپردازد. شاخص‌های سبکی شعر وی (گزینش‌های واژگانی، ساختارهای نحوی نشان‌دار، شگردهای بلاغی معنامند) سازه‌های گفتمان‌مداری هستند که دارای بار ایدئولوژیکی‌اند و بر اساس مناسبات قدرت به برجسته‌سازی گفتمان خودی و حاشیه‌رانی گفتمان رقیب منجر می‌شوند. مؤلفه‌های سبکی دنقل بیانگر نگرش خاص وی به مسائل سیاسی-اجتماعی کشورش است که از طریق گزینش واژگان به‌مثابة نشانه‌هایی اجتماعی، شاخص‌گذاری گفتمانی، وجهیت در ساختارهای نحوی، صدای دستوری متن و فرایندهای بلاغی مثل استعاره، مجاز، نماد، سخریه و تکرار نمود می‌یابد تا بیانگر ایدئولوژی مقاومت در برابر دشمنان و عدم پذیرش شرایط کنونی کشور مصر و مبازره علیه سیاست‌های حاکم وقت (انورالسادات) باشد. لذا این قصیده خوانشی سیاسی و اجتماعی است که زبان شعری­اش کنشی اجتماعی می­باشد  و متن قصیده، هم سازنده و هم ساخته شده از روابط اجتماعی است که شاعر با توجه به ایدئولوژی خودش و قدرت مسلط، به واسطه گزینش سبک­های بیانی متفاوت به بیان باور­ها و عقایدش پرداخته است.

بازتاب باورهای عامیانه در دیوان متنبی

صفحه 39-58

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.233517.611721

حدیث شیخ اسدی، صادق سیاحی، حسن دادخواه تهرانی

چکیده باورها یکی از مهم‌ترین عناصر تصویرسازی و مضمون‌آفرینی‌های شاعرانه است. ادبیات عامه چون آیینه‌ای است که از رهگذر ضرب المثل‌ها، قصه‌ها، اساطیر، ترانه‌ها و آداب و رسوم آن می‌توان ویژگی‌های روحی یک ملت و پیشینة آن‌ها را شناخت. گاه شاعران، این باورها را چنان زیبا و ظریف به تصویر می‌کشند تا بتوانند به یاری آن‌ها در هویت‌بخشی به شعرشان بهره جویند. در این میان شاعران عصر عباسی همچون متنبی، شریف رضی و مهیار دیلمی توانسته‌اند در پرتو دانش‌های رایج زمانه و آمیختگی آن‌ها با باورهای عامیانه شعر خویش را بارور و زیبا نمایند. احاطة شاعران عصر سوم عباسی به فرهنگ خود و کثرت اشارات آنان به امثال و لغات و اصطلاح عامیانه و بهره‌گیری از فرهنگ اساطیری کهن، باورها و اعتقادات، آداب و رسوم و... زمینه را برای ورود فرهنگ عامه در آثارشان مساعد ساخته است. وجود نمونه‌های بی‌شمار باورها در شعر شاعران عصر عباسی، نشانگر دید واقع‌گرایانة آنان به زندگی و بیانگر ارتباط تنگاتنگ شاعران با مخاطبینشان در حوزة‌ مسائل اجتماعی است. این مقاله با تکیه بر شیوة وصفی-تحلیلی در صدد آن است که باورهای عامیانه‌ای چون اعتقاد به چشم زخم، اشک خونین، اعتقاد مفرط به بخت و سرنوشت و پرداخت فدیه و خون‌بها را دراشعار متنبی بررسی نماید. با درک صحیح باورها، فهم اشعار متنبی بسیار راحت می‌شود و به گوشه‌ای از باورها و اعتقادات مردمی عصر وی نزدیک می‌شویم. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که متنبی با به‌کارگیری بسیاری از این باورهای عامیانه، در غنابخشی به شعر خود موفق بوده است. همچنین، نشان می‌دهد که بهره‌گیری وی ازاین باورها نه تنها از شکوه شخصیت وی نکاسته بلکه زیبایی بلاغی اشعار او را دوچندان نموده است. افزون بر این، بازتاب این باورها در گسترة شعر او بعد جمع‌گرایی و توده‌اندیشی او را نیز نمایان می‌سازد.

تحلیل روانکاوی شخصیت و باورها در رمان النهایات عبدالرحمن منیف

صفحه 59-79

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.257558.611904

نعیم عموری، زهرا احمدیان، عباس یداللهی فارسانی، یدالله زرگر

چکیده بیش از یک سده است که تحلیل روانشناسی به عنوان یکی از دانش­های نوین مورد توجه قرار گرفته است. فروید بنیانگذار مکتب روانکاوی، پایه­های این علم را بنا نهاد و شاگردانش این دانش را به رشد و بالندگی رساندند. با توجه به ظرفیت والای ادبیات، پیوند این دانش با روانشناسی شایان توجه است. رمان­های عبدالرحمن منیف از آثار ارزشمند و برجستة ادبیات عرب هستند که می­توان آن­ها را با استفاده از شیوه­های تحلیلی و نقادانة نوین مورد بررسی قرار داد و بدین ترتیب جوانب پنهان آن‌ها را آشکار، شرح و تفسیر کرد. بدین منظور در پژوهش حاضر با انتخاب رمان النهایات عبدالرحمن منیف تلاش شده با توجه به نقش شخصیت­ها و باورها، به روانکاوی فردی و جمعی و مفاهیم برجستة روانی موجود در آن­ها پرداخته شود. رمان النهایات از رمان‌های شناخته­شده و اثرگذار در کشورهای عربی بوده که وی در تألیف آن به نقد اوضاع جامعه­اش پرداخته است. در این پژوهش، شخصیت­ها با توجه به جنبه­های روانی و آسیب­هایی چون ترس، اضطراب، مرگ‌اندیشی، ماتم، مالیخولیا و جنون و دیوانگی تحلیل شده­اند. همچنین باورها و کنش­های عامیانه مانند مادر زمین، توتم، تابو، نوستالژی و مکانیزم­های دفاعی مورد واکاوی قرار گرفته­اند. امّا جنبه­های روانی شخصیت­هایی چون عساف و مردم طیبه و انسان‌گرایی آن­ها، برجستگی بیشتری داشته­اند. شخصیت عساف فضای ناگوار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی روستای طیبه را به نمایش می‌گذارد. در واقع او مشکلاتی را که مردم این جامعه با آن درگیر هستند به خواننده منتقل می‌کند و بازتاب این شرایط نامساعد را می‌دهد. این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی به بررسی حوادث داستان پرداخته است. نتایج حاصل از بررسی رمان النهایات­ مُنیف از منظر روانی نشان می­دهد که کشمکش درونی و نبرد دائمی میان مرگ و زندگی از جمله مهم­ترین مواردی هستند که منیف به آن‌ها پرداخته است. او در رمان خود سعی می‌کند بی‌نظمی، آشفتگی جامعه و فقر و بدبختی مردم را به نمایش درآورد و مرگ عساف را عامل تغییر وضع موجود شمرد.

همسنجی خوانش سمیح القاسم و ادونیس با اسطوره یونانی اولیس

صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.277019.612038

علی نجفی ایوکی، بهرعلی رضایی

چکیده یکی از مشخصه­های اصلی شعر معاصر عربی این است که در بیان مفاهیم جمعی و در ترسیم ناهمگونی­های سیاسی و اجتماعی از اسطوره بهره می­گیرد. اساطیر یونانی، یکی از اجتماع‌پذیرترین اسطوره­هاست؛ از همین رو از سوی شاعران معاصر مورد اقبال فراوان قرار گرفته است. یکی از این اسطوره­ها، اسطورة اولیس است که در نزد شاعران برجسته شعر معاصر عربی جایگاه ویژه­ای یافته است. از جملة این شاعران می­توان به سمیح القاسم شاعر معاصر فلسطین (1939-2014) و ادونیس شاعر معاصر سوریه (1930) اشاره نمود. در پرتو توجه ویژه دو شاعر یاد شده به اسطورة اولیس و نقش محوری آن اسطوره در شیوة القای مفاهیم مورد نظر، پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوة توصیفی-تحلیلی در گام اول، خوانش سمیح القاسم و در گام دوم، خوانش ادونیس از اسطورة اولیس را به صورت جداگانه با بُعد کهن آن مورد تحلیل و همسنجی قرار دهد و رویکرد هریک از شاعران را با اصل اسطورة یونانی اولیس بسنجد. در بخش نتیجه نیز ضمن توجه به اصل اسطوره، خوانش دو شاعر از اسطورة یادشده نسبت به یکدیگر مورد همسنجی قرار گرفته است. اهمیت و ضرورت تحقیق در این امر نهفته است که انجام چنین پژوهش­هایی به کشف دغدغه­های شاعران می­انجامد و در پی آن می­توان به فهم دقیق­تر و مناسب­تری از شعر معاصر عربی دست یافت. از همسنجی و تحلیل متن اسطوره­ای دو شاعر چنین استنباط می­شود که هریک از این شاعران توانسته­اند با الهام­گیری از این روایت اسطوره­ای، به اسطوره‌سازی روی آورند و از رهگذر آشنایی­زدایی و حمل تجربه جدید بر آن، ادیبانه­تر اوضاع نابه‌سامان و ناهمگون زندگی فردی و اجتماعی خود را به تصویر بکشند و آن را فرادید مخاطب قرار دهند. تلاش برای دستیابی به هویت از دست رفته، ابراز وفاداری به پنه­لوپه معاصر، امید به رستاخیزی نوین و تاکید بر ضرورت تغییر و تحول در جامعة عربی از مهم­ترین محورهای مورد بحث این دو شاعر بوده است.

مؤلفه‌های پسانوگرایی در داستان یوم قتل الزعیم اثر نجیب محفوظ

صفحه 101-120

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.275786.612030

صادق عسکری، ناهید خدادادیان، پرویز جهانشاهلو

چکیده پست­‌مدرنیسم به مجموعة آرا و نظریات مختلف و گسترده‌ای اطلاق می‌گردد که از نیمه دوم قرن بیستم پا به عرصه ظهور گذاشت. داستان یوم قتل الزعیم (روز قتل رئیس جمهور) نوشتة نجیب محفوظ داستان­نویس معاصر مصری، نمونه­ای از یک داستان پست­مدرنیسم و فراداستان است که در صدد گشودن عرصۀ داستانِ خود بر فضای تاریخی مصر می‌باشد. هدف این پژوهش بررسی داستان یاد شده، در پرتو تکنیک فراداستان با ماهیتی پسانوگرایی می‌باشد. این داستان با وجود اینکه جلوه‌هایی از واقعیت و رئالیسم را در خود گنجانده، اما داستانی است که ماهیتی تخیلی دارد و حاوی برخی از واقعیتهای معاصر مصر نیز می­باشد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نجیب محفوظ در این اثر با تأثیر­پذیری از مکتب پست­مدرنیسم، به دنبال توصیف اضطراب‌ها، سرگردانی‌های انسان معاصر و مبارزۀ منفی بر ضد شرایط بوده است. از بین مؤلفه­های متعدّد پست‌مدرنیسم، از تناقض، اتصال کوتاه، عدم قطعیت و بینامتنیت بیش از سایر مؤلفه­ها استفاده نموده است. بازتاب بینامتنیت بویژه در صحبت­های محتشمی زاید به دلیل ایمان مثال­زدنی او بیشتر آشکار شده است. اتصال کوتاه، مؤلفۀ قابل‌توجه دیگری است که محفوظ در حین بیان وقایع تاریخی از آن مدد جسته است. عدم انسجام و قطعیت از دیگر پیامدهای این نظریه است که در جای‌جای داستان «یوم قتل الزعیم» بیان شده است. آثار نجیب محفوظ آیینۀ جامعۀ مصر است به‌گونه‌ای که زمان و مکان و شخصیت­های تاریخی در داستان وی پررنگ­تر از سایر شخصیت­های داستانی دیده می­شوند. وی با بهره گرفتن از مؤلفه‌های متعدد پسامدرن، در پی آن است تا به­ طور غیرمستقیم شرایط نامناسب اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعۀ مصر را توصیف و نقد نماید و در نتیجه پیوند انداموار ادبیات با جامعه و تبلور نابسامانی­های اجتماعی را در این نوع داستان­ها به تصویر کشد. وی با گزینش مؤلفه­های پست‌مدرن توانسته تا حدودی بی­کفایتی فرمانروایان و شرایط نامناسب اقتصادی-سیاسی کشور مصر و به‌ویژه مسئلۀ فقر را به تصویر بکشد.

مکان و کارکردهای معنایی آن در اشعار یحیی سماوی

صفحه 121-142

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.263664.611956

مهدی شاهرخ، حمیده فقیه عبداللهی

چکیده مکان یکی از مهم‌ترین عناصر کلی شعر است که عناصر دیگر شعر در آن نهفته و نزد بسیاری از شاعران حضوری قوی دارد، به‌طوری که بخشی از زندگی آن‌ها را تحت‌تأثیر خود قرار داده است. شاعران مقاومت با توجه به این عنصر، علاقه زیادی به بهره‌گیری از آن در اشعار خود نشان داده‌اند که این امر، تا حدود زیادی به عواطف و احساسات‌شان نسبت به آن مکان خاص و یا شناخت آن‌ها نسبت به هویّت ملی‌شان ارتباط دارد. زیرا شعر شاعران مقاومت بازتاب حوادث واقعی زندگی و جامعه آن‌ها بوده و چون خودشان دشواری‌های ناشی از مقاومت در برابر ظلم و استبداد را از عمق جان درک کرده‌ و با دشواری‌های تبعید و تعقیب و جایجایی مداوم روبرو بوده‌اند، عنصر مکان در شعرشان جایگاه برجسته‌ای دارد، یحیی سماوی شاعر معاصر عراقی، از پیشگامان شعر عربی و یکی از رزمنده‌های انتفاضه مردم جنوب عراق علیه نظام بعثی در سال 1991م بود که از آن زمان تاکنون درنتیجه موضع سیاسی خود، سال‌ها در تبعید و به دور از میهن خود زیسته است، از همین جهت مکان در شعر وی از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با تکیه بر روش وصفی- تحلیلی، به بررسی مکان و کارکردهای معنایی آن در شعر شاعر مقاوم عراقی، یحیی سماوی می‌پردازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که یحیی سماوی که از بارزترین شاعران معاصر عربی است، اهتمام ویژه‌ای به مکان داشته و این عنصر مجموعه‌های شعری سماوی را از وجوه مختلفی تحت‌تأثیر قرار داده است. حضور شاعر در دوران حکومت بعث عراق در میهنش و مهاجرت از آن و سپس اشغال عراق توسط آمریکایی‌ها، سبب گردید سماوی توجه ویژه‌ای به عراق و شهرهای آن داشته باشد. هدف یحیی سماوی در اشاره به این مکان‌ها، کارکردهای مختلفی چون ابراز عشق، دلتنگی، نفرت و مرثیه‌سرایی برای آن‌ها، بوده و تلاش کرده است تا از این طریق هویت ملی و عواطف و احساسات شخصی‌اش را به تصویر بکشد.

بررسی تطبیقی اسطوره «زرتشت» در شعر شاعران فارس و عرب

صفحه 143-165

https://doi.org/10.22059/jalit.2020.141126.611404

محمدحسن امرائی

چکیده فراخوانی اسطورة ایران باستان، زردشت و پیامدهای این حضور ادبی در شعر جدید و قدیم فارس و عرب، غالباً به سبب فضای ادبی متفاوت و نیز سلایق شخصی شاعران رویکردهای متفاوتی یافته است، تا جایی که می­توان با رویکرد مقایسه­ای و تطبیقی بدان پرداخت و جایگاه این اسطوره را در شعر هر دو شاعران قدیم و جدید فارس و عرب به طور همگام تبیین نمود. اسطورة زردشت اگرچه در شعر شاعران قدیم عرب غالباً وجود ندارد و شاعران قدیم فارس و عرب غالباً از مفاهیم اسطوره­ای برای اغراضی همانند تفاضل و تفاخر علمی، بیان تجربه­های صوفیانه و دینی، مبالغه در مدح ممدوحان و تقریر اندیشه یا آرایش کلام استفاده ­کرده و قدرت معنایی آن­ها را محدود نموده­اند، امّا برخی شاعران معاصر عرب، با الهام از فریدریش نیچه (1844-1900)، شاعر و فیلسوف آلمانی، در چهارچوب «نقابِ» اسطورة «زردشت» در پی دستیابی به عنصری برای مبارزات سیاسی-اجتماعی و بیداری ملت­هایشان با شعار اَبَرانسان بوده تا بدین وسیله، خیزشی مردمی در برابر اهریمن ظلم و فساد مستکبران معاصر به پا دارند. شاعران معاصر عرب گسترة معنایی وسیعی را در قالب اسطوره­ها خلق نموده و تجربه­ها­ی امروزین را با تجربه­ها­ی کهن باستانی میلیون­ها انسان پیوند زده­اند؛ در مقابل، آنچه در خاطرة شاعران فارسی‌زبان از این اسطوره بر جای مانده، متفاوت بوده و زردشت گاه در جایگاهی آسمانی با ابراهیم پیامبر برابری نموده و گاه در جایگاهی زمینی همانند حقّه‌بازی چابک‌دست یا کافری آتش‌پرست می­نشیند. هدف این مقاله بررسی تطبیقی اسطورة زرتشت در شعر شاعران فارس و عرب، با تکیه بر مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی است تا نشان دهد که اندیشة نمادین و سمبولیک شاعران فارس و عرب دربارة این اسطوره چه بوده و اصولاً هر یک از این شاعران به چه منظور یا منظورهایی از این اسطوره در شعر خود بهره برده‌اند.

کتاب‌شناخت: نگاهی دوباره به کتاب تاج جاحظ

صفحه 167-184

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.229287.611675

وحید سبزیان‌پور، وجیهه سروش

چکیده جاحظ از جمله نویسندگان عرب است که در آثار خود توجه ویژه­ای به ایرانیان، آیین و رسوم ایرانی، پادشاهان ساسانی و سخنان حکیمانة آن‌ها داشته است، به گونه­ای که به سهولت می­توان دریافت که فرهنگ ایرانی از نظر او قابل احترام و گاه برتر از فرهنگ عربی است. جاحظ به وضوح اعتراف می­کند که عرب­ها آیین کشورداری و سیاست را از ایرانیان آموختند. میزان و معیار درستی و صحت هر موضوع را خواست و ارادة شاهان می­داند و به همین سبب در ابتدای بسیاری از موضاعات خود می­گوید: از اخلاق شاهان این است که... بر شاهان جایز نیست که... از حقوق شاهان این است که... در این نوشتار به دیدگاه­های مختلف وی درباره ایرانیان و پادشاهان ساسانی، آداب ‌و رسوم، آداب پوشاک، خوراک، مجالس خوش‌گذرانی، حکمت­ها و... پرداخته شده است. چنانکه وی در آغاز هر باب از کتابش که به موضوعی خاص اشاره دارد، ابتدا به توضیحی کلی دربارة آن می­پردازد و سپس به ذکر دیدگاه­های ایرانیان و پادشاهان ساسانی در آن موضوع خاص می‌پردازد و آنگاه به میان خلفای عرب می­آید و دیدگاه­های آنان را که درواقع تکرار همان آیین و آداب ‌و رسوم شاهان ساسانی است بیان می­کند. این شیوة نگارش به وضوح تأثیرپذیری فرهنگ عربی از فرهنگ ایرانی را نشان می­دهد به‌ویژه در اموری که از سنت­های ایرانی است از جمله جشن مهرگان و نوروز و نیز آیین پرده­داری و تشریفات دربار که در خلافت اسلامی پیشینه­ای نداشته است. می­توان گفت که گسترة نفوذ فرهنگ و آداب ‌و رسوم ایرانی در میان خلفای عرب به حدی بوده است که جزئی جدایی­ناپذیر از زندگی آن‌ها شده و با فرهنگشان عجین شده است و می­توان بسیاری از آداب و رسوم ناشناختة دولت ساسانی را از آیین و رسوم رایج در خلافت عباسی شناخت و این کتاب جای خالی متون پهلوی را که غالبا از میان رفته­اند پر می‌کند.