دوره و شماره: دوره 16، شماره 4 - شماره پیاپی 42، پاییز 1403، صفحه 1-160 
تعداد مقالات: 7

تحلیل کاربردشناختی سازوکارهای ادب ورزی در مفاهیم اخلاقی نهج البلاغه

صفحه 1-24

https://doi.org/10.22059/jalit.2024.370667.612779

سید مهدی مسبوق، اکرم ذوالفقاری

چکیده کاربردشناسی یا پراگماتیس مطالعه ای دربارۀ ارتباط میان ساختار زبان و کاربرد آن است. یکی از مهمترین مؤلفه ها برای تحلیل کاربردشناختی متون، شناسایی شاخص‌های ادب ورزی است که هدف آن کشف شیوه‌های ادب‌ورزی و به‌گویی و نقش آن‌ها در انعکاس مفاهیم ضمنی است. از آنجا که مفاهیم ضمنی در کاربرد زبان پدیدار می‌شود بنابراین فهم آن‌ها در شناخت دو عامل بیرونی و درونی شکل می گیرد. پژوهش پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کاربردشناختی، سی و یک پاره گفت نهج البلاغه در مقوله بخشندگی، بخل و صبر را بر اساس دسته بندی کتاب «المعجم الموضوعی لنهج‌البلاغه» مورد مطالعه قرار داده و شیوه های ادب ورزی در این پاره گفت ها را نقد و تحلیل نموده است. با بررسی راهبردهای ادب ورزی در موضوعات یادشده در نهایت این نتیجه حاصل شد که امام (ع) ضمن رعایت سازوکارهای ادب ورزی، مخاطب را آگاه نموده و به او اطمینان می دهد تا کلام ایشان را پس از سنجش، ارزیابی، تعقل، تدبر و استدلال بپذیرد. در این راستا ایشان از راهبردهایی از قبیل ایجاد اشتیاق، اشاره به قدرت اختیار انسان، منعطف کردن ذهن، تلطیف سخن، همسوسازی هدف خود با هدف گوینده، افزایش آزادی عمل و غیره معانی افزوده ای مانند تذکر و یادآوری، هشدار دادن، آگاه‌کردن، بازداشتن، ترغیب کردن، بزرگداشت شأن مخاطب و مواردی از این قبیل، درخواست تجدید نظر دربارۀ یک مساله را به مخاطب القا کرده است بدون اینکه کوچک ترین خدشه ای به شخصیت مخاطب وارد کند.

شورش روایت در کتاب خاطرات احمد‌بن‌بُله (رهیافتی به ویژگی‌های فراهنجاری روایت در خاطره‌نویسی)

صفحه 25-42

https://doi.org/10.22059/jalit.2023.353730.612634

امید جهان بخت لیلی، شهرام دلشاد

چکیده خاطرات از گونه‌های روایی مدرن‌ است و از ظرفیت‌های قابل توجه روایی برخوردار می‌باشد. در این آثار، روایت با شاکله‌ها و فرم‌های مخصوصی به کار می‌رود و از جهات مختلف قابل مقایسه با نوع برتر گونه‌های روایی- داستانی یعنی رمان است. جستار حاضر بر آن بوده تا با کاربست روش توصیفی- تحلیلی با برشمردن سه مؤلفه مهم روایت در ژانر خاطره یعنی «استفاده از من روایی»، «برجسته‌سازی راوی به جای قهرمان-پروری» و «افزایش حجم توصیفات به جای رویدادها و حوادث»، چگونگی خروج روایت از این قاعده مرسوم را در کتاب مذکرات احمد بن‌بُله، مبارز مشهور الجزایری مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد. گفتنی است که هر یک از ژانرهای مختلف داستانی از مختصات خاص روایی برخوردارند و استعارۀ مختصات دیگر ژانرها در خاطره در ضمن پژوهش‌های بینارشته‌ای قابل تحلیل است. در واقع در دوره معاصر با بررسی تداخل ژانرها عاریت‌گرفتن ویژگی‌های یک ژانر و سبک ادبی در نوع ادبی دیگر، قضیه‌ای پرکاربرد در راستای در هم شکستن مرزها و خطوط میان انواع جلب توجه می‌کند و در این بین خاطره نیز ویژگی‌های روایی دیگر ژانرها را به عاریت می‌گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که روایت در خاطرات احمدبن‌بله از ساختار متعارف آن فراتر رفته و به سمت شاکله رمان در روایت و حماسه حرکت کرده و این تَرانَهِش به دلیل پویایی شخصیت، مضمون مبارزه و کوتاهی زمان در خاطره است.

تحلیل سروده «رسالة إلی سیف بن ذی یزن» عبدالعزیز مقالح بر اساس رویکرد کنش‌محور گرمس

صفحه 43-67

https://doi.org/10.22059/jalit.2024.369159.612765

حسین الیاسی مفرد، زینب قاسمی اصل

چکیده حضور پدیدار شناختی در نشانه معناشناسی، به حضور جسمانه شَوِشگر و کنش پرداز در موقعیت گفتمانی اشاره دارد. بر اساس نشانه معناشناسی شوشگر در عملیات گفتمان در کانون حضور قرار دارد و تحت تأثیر شرایط گفتمانی گفتمان در وضعیت‌های مختلفی شکل می‌گیرد. برخلاف نشانه‌شناسی این رویکرد جدید ابعاد مختلف حسی، ادراکی، عاطفی و زیباشناختی را در تولید معنا سهیم می‌داند. پیکره گفتمانی بر پایه نظام‌هایی استوار است که گرمس آنها را به کنشی، شوشی، تنشی و بوشی تقسیم کرده و نشانه معناشناسی بر اساس فرآیند تولید معنا به مطالعه آنها می‌پردازد. پژوهش حاضر بر اساس رویکرد تحلیل کنش‌محور  گرمس، سروده «نامه‌ای به سیف بن ذی یزن» را مورد مطالعه قرار داده است. بر اساس این رویکرد کنش در مرکز عملیات روایی قرار دارد و برخورد کنش‌های مختلف هویت یک گفتمان را شکل می‌دهد. وضعیت کنشی در واقع تلاشی برای به دست آوردن ابژه ارزشی و برطرف کردن نقصان ارزشی است. نگارندگان با تکیه بر رویکرد تحلیل کنش‌محور، به دنبال شناخت و تبیین روند تولید معنا در این قصیده هستند. شاعر این قصیده را بین سال‌های 1961 تا 1971 سروده است. سال‌هایی که بعد از شکست اعراب، جهان عرب از هرج و مرج نابسامانی رنج می‌بُرد و یمن نیز در نتیجه ستیز بین ناصریست‌ها و سلطنت‌طلبان از یک‌سو و کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها در بحران بود. نتایج پژوهش بیانگر این است که قصیده با ترسیم یک فضای تنشی آغاز می‌گردد. گفته‌پرداز، تحت تأثیر شرایط حسی و ادراکی پذیرای این شرایط نیست و «سیف بن ذی یزن» را به مقابله و رویارویی دعوت می‌کند. به اقتضای نظام  استعلاییِ غالب بر گفتمان حاکم، در سیر روایی رخداد، گفته‌پرداز به دنبال وادار ساختن گفته‌پذیر به حرکت و خیزش است. شاعر واقعیتی از جامعه رکود زده و مصیبت‌دیده را به تصویر می‌کشد و با به کارگیری طرحواره‌های حرکتی و زیباشناختی، به دنبال انتقال حس و ادراک تنیده در وجود خود، به گفته‌پذیر و خلق مرحله کنشی است. سیر روایی بر اساس نظام گفتمانی از سکون به سمت پویایی و خیزش گام برمی‌دارد. در مرحله تنشی فقدان کنش متقابل ترسیم می‌شود و در پایان، حضور کنشگرانه از سوی سیف بن ذی یزن تثبیت می‌گردد. کنشی که رهایی و خلاص و زندگی را برای وطن و سرزمین به بار آورده و تصاحب مجدد وطن و سرزمین را به عنوان ابژه ارزشی به تصویر کشیده است

شیوه‌های بازنمایی کنشگران اجتماعی در رمان «سیّدات زحل» اثر لُطفیة الدُلیمی بر اساس رویکرد گفتمان انتقادی ون‌لیوون

صفحه 69-96

https://doi.org/10.22059/jalit.2024.367098.612747

سپیده باقری اوزان، علی صیادانی، پرویز احمدزاده هوج، عبدالاحد غیبی

چکیده تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی میان رشته ای است که از طریق تجزیه و تحلیل زبان و تمرکز بر ساختارهای فراتر از جمله، می کوشد روابط پنهان قدرت، سلطه، نابرابری اجتماعی و فرایندهای ایدئولوژیک را آشکار سازد. الگوی ون لیوون (2008) یکی از مهمترین رویکردها در زمینۀ تحلیل گفتمان انتقادی است که با تاکید بر نقش کنشگران اجتماعی، روابط زیرین گفتمان را نمایان می سازد. این رویکرد متشکل از دو مؤلفۀ اصلی حذف و اظهار است که هر کدام زیرشاخه های متعددی را دربرمی گیرد. رمان «سیدات زحل» از مشهورترین آثار لطفیة الدلیمی نویسندۀ معاصر عراقی است که در آن مسائل سیاسی و اجتماعی عراق در دهه‌های اخیر را مورد بحث قرار داده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس مؤلفه‌های جامعه‌شناختی و معنایی الگوی ون‌لیوون به بررسی رمان مذکور پرداخته است تا نشان دهد نویسنده به وسیلۀ معرفی شخصیت های این رمان چگونه ایدئولوژی خود را مطرح کرده است. بر اساس نتایج این پژوهش، نحوۀ بازنمایی کنشگران اجتماعی در رمان سیدات زحل متأثر از دیدگاه‌های فکری و اجتماعی دلیمی است. در این رمان زنان به عنوان کنشگرانی فعال و پویا بازنمایی شده اند و در مقابل، کنشگران مرد به عنوان چهره هایی منفعل و با ارزش دهی منفی به تصویر کشیده شده اند که این امر حاصل تفکرات فمینیستی دلیمی است. همچنین رژیم بعث، نیروهای آمریکایی و گروه‌های تکفیری به دلیل جنایات گسترده علیه مردم عراق و به عنوان عاملان اصلی فضای پرآشوب عراق فعال نمایی شده اند.

بررسی و تحلیل مؤلفه‌های برجستۀ دیستوپیا در رمان «حرب الکلب الثانیة» اثر ابراهیم نصرالله

صفحه 97-116

https://doi.org/10.22059/jalit.2023.365397.612728

عاطفه بازیار، شهریار همتی، علی سلیمی قلعه ای، تورج زینی وند

چکیده دیستوپیا یا ویران­شهر، روایت جامعه­ای شوم و پلید است. این اصطلاح، در تقابل با اتوپیا یا آرمان­شهری است که شاعران و نویسندگان از دیرباز رویای آن را در سر داشتند. به باور کلی‌تر غلبۀ پلیدی‌ها در جامعۀ انسانی و افزایش معضلات اجتماعی و فرهنگی را می‌توان دیستوپیا نامید. مفهوم ویرا‌نشهر با جوامع عربی رابطۀ تنگاتنگی دارد و اخیراً تعدادی از شاعران و نویسندگان آن را در آثار خویش به تصویر کشیده ­اند. رمان «جنگ دوم سگ» (حرب الکلب الثانیة) برندۀ جایزۀ بوکر عربی، یک اثر علمی - تخیلی نوشتۀ ابراهیم نصرالله است. او در این رمان با چرخش مفاهیم و با مدد قوۀ خیال، به‌جای ترسیم کشوری که قربانی صهیونیسم شده، تیغ نقد را به سمت جامعۀ خود گرفته و دنیایی وانفسا و فاجعه­ آفرین خلق می­کند. این رمان با روایت شهرهای در حال زوال آینده، اختلاف­ های درون یک جامعۀ در حال فروپاشی و اشغال را ترسیم می­ کند که فنّاوری در آن پیشرفت­ های قابل توجهی داشته است؛ اما این پیشرفت­ها در نهایت سبب پلیدی و سقوط شده و ویرانشهری می­ آفریند که به نابودی بشر می­ انجامد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی، بارزترین عناصر دیستوپیایی در این رمان را بررسی و در پی کشف دلایل ظهور آن است. در نتیجه خواهیم دید که پیشرفت دیوانه ­وار فنّاوری و ماشینی شدن انسان، زیاده­­خواهی انسان مدرن و انحطاط خصلت­ های والای انسانی از مهم‌ترین دلایل ظهور این ویرانشهر است که با به تصویر کشیدن شهری خیالی و بی­نام ونشان، ترسیم و نقد یک جامعۀ منفی، چرخش و ایستایی زمان و مکان، از هم­گسیختگی هویت و ... در رمان بازتاب یافته است

تحلیل گفتمان انتقادی رمان (حرب الکلب الثانیة) ابراهیم نصرالله با تکیه بر الگوی هاج و کرس

صفحه 117-138

https://doi.org/10.22059/jalit.2023.365918.612737

رحمان نوازنی، روح الله صیادی نژاد، امیرحسین رسول نیا

چکیده گفتمان به عنوان یک فرآیند کارآمد زبانی از جمله پرکاربردترین ابزارهای مورد استفادۀ نظام سلطه برای رسیدن به اغراض سیاسی اجتماعی به صورت گفتار و یا نوشتار است. تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نظام­مند در راستای مطالعۀ شیوۀ استفاده از این فرآیند است. هاج و کرس از جمله زبان­شناسانی هستند که با تکیه بر همین اصل، الگویی زبان‌شناختی و روش­مند، متشکل از چهار مؤلفۀ نام­دهی، اس­ سازی، مجهول در برابر معلوم و جملات کنشی در برابر اسنادی ارائه کرده­اند. این پژوهش به‌روش تحلیل گفتمان انتقادی و با هدف تبیین جهت­گیری­های ایدئولوژیکی حاکم بر متن  در رمان حرب الکلب الثانیة به بررسی فرآیند ساختارهای گفتمان مدار بر اساس این نظریه پرداخته است. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که نویسنده، ایدئولوژی‌های خود را در مواجهه با نظام سلطه، حاکمیت سرمایه‌داری و شرایط سیاسی اجتماعی فلسطین با نوع به کارگیری زبان و جهت­گیری­های گفتمانی در بافتار زبانی رمان تبیین کرده است. شکل جدید پرداختن به قضایای فلسطین و ساختار گفتمانی رمان مذکور، جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که در مواجهۀ لذت‌بخش و هوسناک با رؤیاهای مدرنیته، همچنان ارزش و آزادی خود را در اشغال سلطۀ بیگانگان قرار می‌دهد و در نهایت با فراگیری شبیه‌سازی انسان‌ها، جهان را به ورطۀ نابودی می‌کشد. ویران شهر آرمانی این کنشگرهای اجتماعی، حاصل گفتمان تخریب­گرای آن­هاست که در خرده رفتارها و خرده گفتارها نمود پیدا می­کند و از آثار کارکردهای زبانی بر متون ادبی به شمار می­رود

واکاوی طرحواره‌های تصویری در ضرب‌المثل‌های لهجه اماراتی (مورد پژوهش: کتاب الرمسة الإماراتیة)

صفحه 163-139

https://doi.org/10.22059/jalit.2024.380805.612858

محمدرضا پهلوان‌نژاد، بلاسم محسنی

چکیده ضرب‌المثل‌ها در فرهنگ و افکار عمومی مردم ریشه دارند. از این رو می‌توان تا حدودی با فرهنگ، اندیشه و آداب و رسوم برخی از ملّت‌ها آشنا شد. از این رو بررسی طرحواره‌های تصوری ضرب‌المثل‌های لهجه اماراتی، سبب آشنایی ژرف‌تر با فرهنگ و آداب و رسوم مردم آن خطه خواهد شد؛ زیرا رابطۀ عمیق‌تر میان زبان و فرهنگ را بررسی می‌نماید و ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که از طریق درک طرحواره‌های تصوری و مفاهیم انتزاعی می ­توان به فهم نسبتاً بهتری از زبان و فرهنگ و برخی از کارکردهای آن‌ها نائل آمد. پژوهش حاضر می‌کوشد با روش توصیفی- تحلیلی، طرحواره‌های موجود در ضرب‌المثل‌های لهجه اماراتی را که از کتاب الرمسة الإماراتیة استخراج شده، بر اساس الگوی طرحواره‌های تصویری لیکاف و ایوانز در چارچوب معنی‌شناسی شناختی بررسی کند و بسامد هر کدام از این طرحواره‌ها را به تصویر کشیده و به تحلیل آن‌ها بپردازد. نتایج این جستار حاکی از آن است که از مجموع 22 ضرب‌المثل انتخاب‌شده از کتاب «الرمسة الإماراتی» طرحواره حرکتی با 30 درصد، طرحواره ظرف بودگی 22 درصد، طرحواره قدرتی 17 درصد، طرحواره انطباق 13 درصد و طرحواره‌های پیوستگی و شکافت هر کدام 9 درصد به ترتیب بیشترین میزان بسامد فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهند که حروف جر «علی و فی» یک معنای پیش نمونه‌ای و کانونی دارند که به ترتیب مفهوم (بر-در) را تبیین می‌کنند و هنگامی که در بافت‌های مختلف به کار می‌روند، دچار توسعه در معنا می‌شوند، به این معنا که در نتیجه تأثیرات واژه‌های همنشین، معانی دیگری غیر از آن معنای کانونی، پیرامونشان شکل می‌گیرند