دوره و شماره: دوره 6، شماره 2، زمستان 1393، صفحه 1-342 
تعداد مقالات: 14

معرفی کتاب «الفوائد الضیائیة» تألیف عبدالرحمان جامی

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54190

حسین ارجمند، غلامعباس رضایی هفتادُر، مجتبی عمرانی پور

چکیده کتاب «الفوائد الضیائیة» اثر جامی، پارسی سرای قرن نهم هجری، شرحی است بر کافیة ابن­الحاجب.
جامی کتاب کافیه را برای مطالعة فرزندش ضیاءالدین یوسف که در آن تاریخ به تحصیل
مقدمات زبان عربی اشتغال داشته است، شرح کرده و به همین مناسبت آن را
«الفوائد الضیائیة»
نام نهاده است. وی به سبب مهارت و تبحرش در زبان عربی، برای توضیح عبارات کافیه، شرح
مزجی را انتخاب کرده است. جامی در توضیح و تفسیر مباحث نحوی، فردی متعصب نبوده و در
شرح خود با ذکر آثار و صاحبان آن،
جانب
امانت را رعایت کرده است. وی در شرح خود فقط ناقل آرای نحویان نبوده است، بلکه
استقصائات خود را نیز ذکر کرده است. در نقد خود جانب ادب را رعایت کرده و هرگز رای
و نظر ابن­الحاجب را رد نکرده است و اگر گاهی آرای ابن­الحاجب مورد قبول او نبوده
است، آرای دیگر نحویان که­ اندیشة ابن­الحاجب را رد می­کنند آورده است. با بررسی
آراء وی در این کتاب، می­توان او را از طرفداران مکتب نحوی بصره دانست. نوشتة حاضر
به بررسی و تحلیل پاره­ای از مشخصات این کتاب می­پردازد.

سوررئالیسم در شعر اُنسی الحاج، مجموعه «لن»

صفحه 27-48

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54192

عدنان طهماسبی، ادریس امینی

چکیده انسی حاج شاعر لبنانی، از پرچمداران مدرنیسم ادبی و از بنیانگذاران شعر منثور در جهان عرب است. شعر او به نگارش خودکار، غلبة فضای گسست و رؤیا و چیرگی ساحت ذهن، ممتاز  است. انسی حاج خصوصاً در مراحل نخست شعری خود در فضایی سوررئالیستی سیر می‌کند، اما به دلیل تحول و التهابی که شعر منثور به پیشگامی او و شاعران هم­مشربی چون ادونیس در روند شعر عربی ایجاد کرد سبک­شناسی و زیبایی­شناسی شعر او چندان مورد توجه و اهتمام ناقدان واقع نشد. بر همین اساس، این پژوهش کوشیده است مؤلفه‌ها و مشخصه‌های سوررئالیستی نخستین و جنجال­برانگیزترین مجموعة شعری او، «لن» را با رهیافت تحلیل توصیفی، بررسی و نقد کند. نتایج، بیانگر تاثیرپذیری عمیق شاعر از زیبایی شناسی سوررئالیستی و منابع معرفتی این مکتب است؛ بگونه­ای که وفور مفاهیم سرکش و خردگریز، تصاویر متناقض­نما، آشنایی زدایی­های نامتعارف، گسست رشتة زمان و شکست منطق زبان در این مجموعة شعری، نشانگر روایت شاعر از جهان رؤیا است که سوررئالیست­ها آن را واقعیت برتر می‌نامند.

شعر جواهری از منظر تحلیل ساختاری (بررسی موردی دو قصیده دینی شاعر)

صفحه 49-70

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54194

نرگس انصاری، طیبه سیفی

چکیده امروزه روشن شده است که ادبیات، رویدادی است که در متن زبان جنبة پیدایی به خود می­گیرد؛ چرا که زبان به ادبیات شکل می­دهد و بدان هویت می­بخشد. در واقع زبان یک نظام آوایی، دستوری و واژگانی برای بیان اندیشه و احساس است.  با مطرح شدن مکتب صورتگرایی و پس از آن
ساخت­گرایی، ناقدان بر این عقیده شدند که  اثر ادبی را بدون هرگونه پیش زمینه‌ای باید نگریست و در نقد و تحلیل متن ادبی، باید تنها به خود اثر پرداخت، نه به حوزه‌های بیرون از قلمرو ادبیات.
 بر این اساس، مقالة حاضر ضمن روشن کردن شیوة تحلیل ساختاری- که جزئی از تحلیل زبان­شناسی است -به صورت نظری در آثار منظوم، ‌با پیاده کردن این نظریة  علمی بر دو قصیدة برجستة شاعر معاصر عراقی محمد مهدی جواهری، به دنبال کشف ساخت مشترک و در نتیجه ویژگی‌های زبانی شاعر است، هرچند رسیدن به ساخت مشترک و ثابت، با تحلیل مجموعه­ای وسیع از آثار، ممکن خواهد بود. برخی از یافته های پژوهش، حاکی از آن است که وزن و بحر در هر دو قصیده با مفهوم و محتوای آنها هماهنگ است، هم حروفی و هم آوایی اندک در این دو قصیده، باعث ضعف موسیقی درونی آن­ها شده است. پس، از یک سو ساختار واژگانی و کلمات محوری در دو قصیده به خوبی در خدمت اندیشه و عاطفة شاعر قرار گرفته و از سوی دیگر، هنجارگریزی و آشنایی­زدایی، موجب برجسته­سازی زبان شعری هر دو قصیده شده است.

صفات خداوند بین حقیقت و مجاز از منظر تفسیر کلامی

صفحه 71-88

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54197

وریا حفیدی

چکیده سرآغاز دین، معرفت خداوند است که اوصافش به کامل‌ترین شیوه در قرآن بیان شده است. قرآن نیز به عنوان اصلی‌ترین منبع معرفت‌شناختی دینی، مورد قبول همة مسلمانان است. تلاش برای
بدست ­دادن قواعد و ضوابط تفسیر کلام خداوند، سبب تدوین علوم ادبی در زبان عربی گردید؛ و مفسران،  این علوم را اساس و مبنای تفسیر آیات قرآن قرار دادند. مکاتب کلامی و متکلمان، در مقام اثبات آراء گوناگون، به اصول ادبی استناد کرده و از آیات واحد، عقاید مختلفی را استنباط می‌کنند، به گونه‌ای که با مبانی فکری آنها سازگار باشد. در تحلیل ادبی آیاتِ صفات خداوند، دیدگاه‌های مختلفی همچون حمل بر حقیقت یا مجاز،‌ کنایه، مشاکله،‌ حذف و ... وجود دارد که مقایسة تحلیل‌های ادبی مفسران با گرایش‌های فکری آنان، می‌تواند بیانگر میزان پایبندی آنها به مبانی فکریشان باشد. مقالة حاضر به بررسی تأثیر پیش‌فرض‌های کلامی مفسّران در تحلیل ادبی آیاتِ صفات پرداخته است.

نقد و بررسی نحو سنتی و نحو جدید

صفحه 89-108

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54201

مهدی خرمی

چکیده پیچیدگی‌های نحو و آراء متفاوت نحویان، از نخستین قرن­های انتشار زبان عربی، آموزش نحو را با مشکلاتی مواجه ساخته است، به همین جهت بسیاری از صاحب نظران با طراحی مدل­های نو و تألیف آثار جدید، سعی کرده‌اند مشکلات آن را برطرف کنند، یکی از این آثار، کتابِ «احیاءالنحو» است که در سال 1937م توسط ابراهیم مصطفی، در مصر تألیف گردید. انتشار کتاب در ابتدا جنجالی به پا ساخت و مورد نقدِ موافقان و مخالفان قرار گرفت، در سال 1938م وزارت فرهنگ مصر به مشاورت طه حسین و جمعی از زبان­شناسان، انجمنی  تشکیل داد تا آسان سازی نحو و آراء ابراهیم مصطفی مورد بررسی قرار گیرد، پس از آنکه انجمن،آراءِ ابراهیم مصطفی یعنی کتاب احیاءالنحو را تصدیق کرد، وزارت در صددِ تعمیم و توزیعِ آن در میان کشورهای عربی برآمد تا در این باره از نظر علمایِ نحویِ آن دیار مطلع گردد، دولتِ عراق، نقد و بررسیِ این طرح را به شیخ محمد جواد جزائری سپرد، ولیکن
گرایش­های حوزویِ جزائری به نحوِ قدیم، موجب شد تا طرح جدید را بکلی به دیده عیب و نقص بنگرد و به دلایل مختلف در برابر هر یک از بندهای آن جواب ردی بدهد و در نتیجه نحوِقدیم را بر نحو جدید ترجیح دهد. اما بیشتر انتقادات وی سطحی و جزئی‌اند، درحالی که طرحِ انجمن نحوِ مصری، آموزش نحو را با مدل­های امروزیِ آموزشِ یک زبان بیگانه در آمیخته و از وسعت نظر مناسبی نسبت به زبان عربی و  چگونگی آموزش آن نیز برخوردار است.

نقد و بررسی مضامین خمریات عربی شعرای خراسان در قرن چهارم و پنجم هجری

صفحه 109-132

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54202

حسن خلف، محمدباقر حسینی

چکیده یکی از مضامین شعری که تقریباً در همة دوره‌های تاریخ ادب عربی حضوری چشمگیر داشته، خمریه‌سرایی است. در طی قرن چهارم و پنجم هجری، در سرزمین خراسان بزرگ، شاعران زیادی به زبان عربی شعر می‌سرودند که با مطالعة اشعار آن‌ها به راحتی می‌توان دریافت که خمریه‌سرایی در میان آن‌ها رشد بسیار چشمگیری داشته است. آنان در خمریات خود، بسیاری از جزئیات شراب را از جمله رنگ، بو، طعم، جام شراب، ساقی، و تأثیر شراب در روح و روان باده نوش با ظرافتی خاص بیان کرده‌اند که این امر بیانگر جایگاه خاص خمر (شراب) و خمریه‌سرایی و رواج زیاد آن در میان شاعران این سرزمین است؛ اما این رشد و گسترش به لحاظ کمّیّت بوده، نه کیفیّت؛ زیرا آن‌ها در این نوع از اشعارشان، معانی جدیدی را به خمریات شاعران پیش از خود ( اعشی، اخطل و ابونواس) نیفزوده­اند؛ بلکه همان معانی را در لباسی از صنایع ادبی همچون تشبیه، استعاره، جناس و ردّ العجز‌ علی‌ الصدر عرضه ‌کرده­اند.

سبک‌شناسی سروده های محمود درویش

صفحه 133-156

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54203

حسن رحمانى راد، مرضیه آباد، میثم ایمانیان بیدگلی

چکیده محمود درویش، سرایندة معاصر شعر مقاومت فلسطین، بسان سرایندگان شعر سپید و آزاد فارسی، با رهایی از پایبندی به وزن و قافیة شعر سنتی، سخن رانده است؛ او که دفاع از مردم ستمدیده و دشمنی با رژیم صهیونیستی بر قصایدش سایه افکنده، به اشعارش روح حماسی و مقاومت بخشیده است. در این مقاله، سروده­های درویش، از نگاه سبک­شناسی سیروس شمیسا و بر اساس سطوح سه گانة زبانی، فکری، و ادبی مورد بررسی قرار می­گیرند؛ موسیقی برخاسته از تکرار به جای واژگان، واج آرایی و توجه به اصوات حروف، دقت در وزن و تفعیلة درخور، آوردن کلمات آهنگین و گاه هم‌قافیه، آرایه‌های لفظی، نوآوری در ترکیبات دلنشین، به کارگیری الفاظ غیرعربی، وفور افعال در جهت فضای پرتکاپوی شعری، ژرف‌نگری در تداعی معانی و اصوات برخاسته از واژگان، بازی هنرمندانه با ضمایر، تنوع در موضوعات شعری با محوریت دفاع و مقاومت، رمزگرایی، گرایش به استعاره و تشبیه در آفرینش فضای خیال­پردازی، دقت نظر در طبیعت و بهره‌­گیری از عناصر آن، از جمله مهم‌ترین
شناسه­های سبک او هستند که به آنها اشاره می­گردد.

بررسی گزاره‌های رئالیسم جادویی در رمانهای«عزاداران بَیَل» غلامحسین ساعدی و «شبهای هزار شب» نجیب محفوظ

صفحه 157-178

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54204

رضا ناظمیان، علی گنجیان خناری، داوود اسپرهم، یُسرا شادمان

چکیده «رئالیسم جادویی» از شیوه‌های جدید داستان‌نویسی است که در آن نویسنده از شاخصه‌هایی همچون «سحر و جادو» و «وهم و خیال» در بستر «واقعیت»، چنان ماهرانه استفاده می‌کند که شخصیت‌ها و رخدادهای داستان برای خوانندگان کاملاً طبیعی و باورپذیر می‌نماید.
«غلامحسین ساعدی» و «نجیب محفوظ» از جمله پیشگامان این سبک داستان‌نویسی در ادبیات داستانی فارسی و عربی به شمار می­روند. رمان­های «عزاداران بیل» ساعدی و «شبهای هزار شب» محفوظ از نمونه‌های برجستة این شیوة داستان‌نویسی­اند، که در مقالة حاضر تلاش شده این دو اثر از نظر به‌کارگیری گزاره‌های رئالیسم جادویی، مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند.
از میان مؤلفه­های رئالیسم جادویی، «سحر و جادو» و «وهم و خیال»، در «شبهای هزار شب» حضوری
پررنگ­تر و برجسته­تر دارد. در عین حال در «عزاداران بیل»، نمونه­های بیشتری از عناصر «دوگانگی»، «اسطوره» و «صدا و بو» دیده می­شود. ضمن آنکه غلامحسین ساعدی از «توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی» نیز بهره برده است.

راوی و کانونی شدن در رمان «ما تَبَقَّی لکم» اثر غسان کنفانی

صفحه 179-200

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54205

احمدرضا صاعدی

چکیده رمان «ما تبقی لکم» اثر غسان کنفانی، شاعر و داستان نویس معاصر فلسطینی، بر اثر کاربست تکنیک‌های جدیدِ داستان نویسی، در زمرة نخستین رمان‌های مدرنی به شمار می‌رود که توانسته است در روند نوآوری و شکوفاییِ ادبیات داستانی عربی  سهم بسزایی داشته باشد؛ از آن جا که این رمان در زمرة ادبیات داستانی جریان سیلان ذهن قرار می‌گیرد، گسستگی زمان حاکم بر این نوعِ داستانی موجب شده است که روایت داستان در صحنه های مختلف توسط­ راویان متعدد و از زاویه های گوناگون روایت ‌شود، بنابراین؛ انتظار می‌رود که فرم و شکل غالب سنتی زاویة دید و راوی در این رمان برخلاف داستان‌های کلاسیک، پیوسته در نوسان و تغییر باشد؛ به همین علت در این مقاله سعی شده است تا از میان عناصر داستان، راوی و کانونی سازی، بر اساس برخی از دیدگاه های منتقدان ساختارگرا مانند ژرار ژنیت و تودوروف، مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

مضامین تعهد ادبی در اشعار فاروق جُوَیده

صفحه 201-222

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54206

مرتضی قائمی، فرامرز میرزایی، مجید صمدی

چکیده تعهد ادبی مفهومی وارداتی از نقد ادبی غرب است که در دهه­های گذشته در میان ادبا و ناقدان عرب جایگاهی درخور یافت، چرا که شرایط نابسامان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دنیای عرب و حاکمیت استبداد و استعمار، شاعران و نویسندگان را واداشت که با قیام ملت­های ستم­دیده همنوا گردند. فاروق جویده، شاعر مصری، از آن دسته شاعرانی است که با شگردهای شعری، از نبود آزادی، بی­عدالتی، فقر و محرومیت سخن گفته و مخاطبانِ شعرش را تحریک می­کند تا با سرافرازی و احساسات انسانی در برابر ظلم و استبداد ایستادگی کنند و تخت دیکتاتوران تحت سلطه را به لرزه درآورند. وی همواره در صف شاعران مبارز قرار دارد و منادی اتحاد کشورهای همزبان و همکیش خود است و با سحر قلم و جادوی خیال، شعر و سیاست را به هم آمیخته و در مسیر آزادی و مبارزه با استبداد گام برمی­دارد. مضامین تعهد ادبی­ شاعر، دارای گرایش­های عربی ـ اسلامی و وطن­دوستانه است و به دور از هر نوع شعارزدگی، خوانندگانش را شیفته می­کند. هدف این مقاله، تحلیل جنبه­ها و مضامین تعهد ادبی فاروق جویده در حوزه­های سیاسی، اقتصادی، قومی و دینی است.

بررسی تطبیقی مضامین هستی شناسانه عبدالله البَرَدونی و جلال الدین مولوی

صفحه 223-242

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54207

ابوالحسن امین مقدسی، اویس محمدی

چکیده عبدالله البردونی و جلال الدین مولوی، مضامین هستی شناسانة مشترکی در اشعارشان دارند؛ از جملة این مضامین، آزادی، حیرت، غربت و مرگ است. در سه مفهوم آزادی، حیرت و مرگ، شباهت­های فراوانی میان دو شاعر دیده می­شود و دو شاعر با یک رویکرد عرفانی محض  این مفاهیم را مطرح کرده­اند، مفهوم غربت در شعر مولوی بار عرفانی دارد و در شعر بردونی گاه عرفانی است و گاه با رویکردی اگزیستانسیالیستی مطرح می­شود. آزادی در شعر دو شاعر به معنای آزادی از دنیای خاکی است و در این میان دنیا به خاک، گِل و زندان تشبیه می­شود. در خصوص مضمون حیرت نیز باید گفت که در شعر این دو شاعر، بار عرفانی دارد و دو شاعر در آن به مسائلی می­پردازند که انسان از کجا آمده و به کجا می­رود و هردویشان پیوسته حیران و سرگردانند و تنها صدا و پژواک و جرسی را می­شنوند که آنان را به سوی خود فرا می­خواند. دیگر مضمون مشترک میان این دو، غربت است که در شعر بردونی با دو رویکرد اگزیستانسیالیستی و عرفانی مطرح می­شود، اما در شعر مولوی تنها رویکرد عرفانی دارد؛ دو شاعر در دنیا احساس غربت می­کنند و سودای سفر و رحیل به دنیایی موسوم به لامکان را مطرح می­کنند. مرگ نیز دیگر مضمونی است که در شعر دو شاعر برگرفته از اندیشة زهد و عرفان اسلامی است.

اشاره به دور به مثابه ابزار حفظ وجهه در قرآن و شیوه برخورد مترجمان با آن

صفحه 243-264

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54208

حسن مقیاسی، مهدی مقدسی نیا

چکیده از آنجایی که یکی از مهم­ترین عرصه­های تکریم و حفظ وجهه، زبان است، هر زبانی برای خود از مکانیزم­های مشخصی جهت تحقق این امر استفاده می­کند و از جملة این مکانیزم­ها، بهره­گیری از صفات و ضمایر اشاره است. پژوهش پیش رو در صدد است تا کاربرد صفات و ضمایر اشاره را در عرصة حفظ وجهه در قرآن کریم بررسی نماید و شیوة برخورد مترجمان با این پدیدة زبانی را
ارزیابی کند.
در این پژوهش که با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته، نگارندگان از نظریة استعاره­های مفهومی یا شناختی که از سوی لیکاف و جانسون مطرح شده، مدد جسته­اند و در بررسی نُه آیه­ای که در ابتدای سوره­های بقره، یونس،‌ یوسف، رعد، حجر، شعراء، نمل، قصص و لقمان قرار دارند، به این نتیجه رسیده­اند که در قرآن از صفات و ضمایر اشاره به دور به عنوان ابزاری برای حفظ وجهه استفاده شده که اساس آن یک استعارة جهتی است و در آن «شیء خوب، قدرتمند و با ارزش، دور است» که البته این دوری می­تواند در عرض یا طول باشد. برخی مترجمان قرآن در برخورد با این پدیده، با
بی­توجهی از کنار آن گذشته و به ترجمة تحت اللفظی بسنده نموده­اند و برخی دیگر نیز از راهکارهای متفاوت به پدیدة فوق الذکر توجه نموده و در جهت بدست دادن ترجمه­ای صحیح برآمده­اند.

نقد تطبیقی اسطورۀ سندباد در شعر خلیل حاوی و بدرشاکر السیاب

صفحه 265-290

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54210

علی نجفی ایوکی، الهام بوجاریان

چکیده سندباد یکی از شخصیت‌های مهم «هزار و یک شب» است که در شعر معاصر عربی، فراخور تجربه‌های متعدد آن شاعران، چهره‌های گوناگونی پیدا کرده است. از جمله شاعرانی که در شعر خود توجه ویژه‌ای به این شخصیت اسطوره­ای نشان داده‌اند خلیل حاوی (1919 -1982م) شاعر معاصر لبنان، و بدرشاکرالسیاب (1926 – 1964م) شاعر معاصر عراقند؛ آنان سعی کرده­اند با بازآفرینی این شخصیت اسطوره­ای به صورت نمادین و غیر مستقیم، به ابراز اندیشه‌های خود بپردازند. سندبادِ آنان، آرزوی انسان برای ماجراجویی و خروج از جریان موجودِ زندگی را به تصویر می‌کشد. نگارندگان در این مقاله برآنند تا ضمن بازگویی سفرهای سندباد، به بررسی، نقد و تحلیل تطبیقی آن اسطوره در سرودة «السندباد فی رحلته الثامنة» از خلیل حاوی و سرودة «رحل النهار» از بدرشاکرالسیاب بپردازند. آنچه در این مجال برایمان مهم می‌نماید بیان دلالت یا دلالت‌های این اسطوره، نحوة فراخوانی و بکارگیری آن، واکاوی ویژگی‌های زبانی، ادبی و هنری، و مهم‌تر از همه کارکرد این اسطوره در شعر دو شاعر یاد شده است. برداشت این است که دو شاعر به قصد جاودان ساختن دغدغه‌های شخصی و اجتماعی- سیاسی، دست به «اسطوره زدایی» یا «ساختارشکنی اسطوره» زده و به نحوی به «اسطوره‌سازی» روی آورده­اند. دیگر آنکه با کاربست شگرد «تکرار» بر آن بوده­اند تا علاوه بر تقویت موسیقی زبان، در محور عمودی، بر معنی و مفهوم مورد نظرشان تاکید کنند.

محتوا پذیری مکان کنعان و دلالت های متعدد آن در اشعار عزالدین المناصرة

صفحه 291-312

https://doi.org/10.22059/jalit.2015.54211

صغرا فلاحتی، محمدصالح شریف عسکری، محمد یعقوبی

چکیده مکان، عنصری تأثیرگذار بر حیات انسان و بر انگیزانندۀ احساسات او در قبال گذشته و اکنون است. مکان در شعر غایت نیست، چرا که در این صورت پرداختن به مکان، جغرافیای سیاسی می شد، بنابراین، مکان در شعر ابزار است و حقیقتش در شعر بیش از آن که عینی باشد، غالباً روانی و هنری است که سرشار از بارهای متفاوت معنایی می­شود. ارزش­ها و افکار مختلف از جنبه­های متعدد و متناسب با تحولات زمانی، به مکان، رمزهای معنا دار می­دهند. از مکان­های پر بسامد در شعر عزالدین المناصرة، کنعان است. هدف این نوشتار آن است که دلالت­های متفاوتی را که این واژه­ در زبان شعری مناصره در طول تاریخ بر خود گرفته بررسی کند. ضرورت انجام این تحقیق، بررسی دگردیسی های معنایی و تنوعات مفهومی واژۀ کنعان در اشعار مناصره است. شیوۀ تحقیق، ذکر کنعانیات و تحلیل معرفت­شناختی این واژۀ مکانی با بارهای معانی متعدد آن است. در این پژوهش ابتدا به نظریه­های صاحب­نظران پرداخته و سپس آن را تحلیل می کنیم. در اشعار مناصره گاهی کنعان همان سرزمین اجدادی می­شود که یهودی­های قدیم به آن حمله کرده­اند، و گاه شاعر با  کنعان، هویت خود را معرفی می­­کند. در پاره­ای موارد کنعان اسطوره­ای است که شاعر با کمک آن به تعمیق شعریت کلام خود و فربه کردن محتوایش می­پردازد. در جایی دیگر، فلسطین را با رنجهای آوارگی به تصویر می­کشد. این سیالیت تداوم می­یابد، و معانی درمعیت واژۀ  کنعان، ­متکثر می­شود. در هر صورت، شاعر از اختلاط قدیم و اکنون، هویتش را جسته و خواننده را فرا می­خواند تا در شعر به دیرینه شناسی این سرزمین بپردازد.