صفحه 1-15
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.106061.611132
محمدعلی آذرشب، علی اکبر محمّدی
چکیده آلمیکال، از برجستهترین خاندانهای ایرانی هستند که نیاکان آنها پادشاهی سُغد و سمرقندِ پیش از اسلام را عهدهدار بودند و بعدها با پیوستن به خلافت عباسی، گرایش شدیدی به زبان و ادب عربی پیدا کردند. امیر ابوالفضل میکالی (فوت 436ق) ادیبی برجسته بود که آوازهاش تا دور دستترین مناطق غرب اسلامی پیچید و دیوان شعر و رسائل وی که انباشته از صنعت تجنیس و سجع بود، مورد مطالعه، استناد و تحسین قرار گرفت. با توجه به وجود ابهاماتی دربارة شخصیت و به ویژه آثار او، نگارندگان در این جُستار، کوشیدهاند با تحقیقی تاریخی شخصیت علمی و ادبی او را تبیین کنند و پژوهشی نوین در آثار وی، به خصوص آثار نویافته به دست دهند. معرفی چندین کتاب جدید که دستنوشته هستند و از دید پژوهشگران پنهان بودهاند و نیز بیان مختصرگونهای از محتوای آنها و نیز تبیین ابهامات موجود در آثار میکالی، از نتایج این تحقیق به شمار میرود.
صفحه 17-35
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.125181.611271
سید محمدرضا ابن الرسول، مرضیه قربان خانی، نصراله شاملی
چکیده نظریة نظم جرجانی از نظریاتی است که در بلاغت عربی از اهمیّت ویژهای برخوردار است. علت این امر را میتوان گستردگی ابعاد، شمول و توجه آن به جنبههای مختلف دستوری، معنایی و زیباشناختی دانست. این نظریه با وجود تقدّم زمانی بر نظریات مطرحشده در زبانشناسی معاصر، با بسیاری از این آنها ارتباط دارد و با اندک تأملی میتوان نقاط مشترک زیادی بین این نظریه و نظریات معاصر یافت. یکی از این نظریات، نظریة بافت موقعیّت زبانی است که فرث مطرح کرد. پژوهش حاضر در رویکردی تطبیقی، این دو نظریه و نقاط اشتراک آنها را بررسی میکند تا از این منظر، نقاط قوّت و ضعف هریک آشکار شود تا در پرتو آن، این دو نظریه یکدیگر را تکمیل کنند و در مطالعات بلاغی- ادبی برای محققان سودمندتر واقع شوند. از یافتههای این پژوهش میتوان به این موارد اشاره کرد: اهتمام هر دو نظریه به بافت زبانی، تقارب بین مفهوم سیاق نزد جرجانی و مفهوم بافت نزد فرث، جامعیّت نظریة بافت موقعیّت در مقایسه با نظریة نظم جرجانی، شباهت نظریة بافت موقعیّت و موضوع اقتضای حال و خطاب در بلاغت عربی.
صفحه 37-54
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.204773.611453
محمدابراهیم خلیفه شوشتری، رقیه خرمی
چکیده نسخة شرح المفصل کاشی به زبان عربی برجای مانده از قرن 7 و 8 هجری است که نویسنده در آن با نثری روان و به گونهای علمی و دقیق به شرح کتاب المفصل زمخشری پرداخته است. این نسخه سرشار از نقلقولها و نظرات بزرگان نحو است، امّا نویسنده تنها به ذکر نظرات ایشان اکتفا نکرده، بلکه در موارد بسیاری با تکیه بر استدلالهای سماعی و قیاسی به اظهارنظر میپردازد. این نویسندة ایرانی مسلط به زبان عربی از منابع سماع همچون قرآن، حدیث، شعر و مَثَل بسیار بهره برده است که این امر نشانگر جایگاه علمی والای اوست. او در اکثر موارد با زمخشری همعقیده است و در اثبات نظرات زمخشری از شیوهای روشن و به دور از اصطلاحات پیچیدة منطقی بهره برده است، اما در موارد اندکی که با زمخشری اختلاف نظر دارد، با عباراتی متواضعانه و مؤدّبانه بر نظرات وی ایراد میگیرد. میتوان با بررسی موضعگیریهای کاشی دریافت که پیرو مکتب بصره بوده است. این جستار به معرفی نسخة مذکور و مؤلف آن، بررسی سبک نویسندگی و گرایش نحوی مؤلف و استدلالهای بهکار رفته میپردازد.
صفحه 55-71
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.60311
حمیدرضا میرحاجی، زهراء کرم زادگان
چکیده واژهها، اصطلاحات و ترکیبات، اسلوبها و ساختارهای جمله، پیش فرضها و مفروضات نویسنده، مبانی و اصول اساسی و اولیه، عوامل سرنوشت ساز و نقش آفرین در فرایند معنایابی متون دستوری هستند.«الکتاب»به عنوان اولین کتاب مدون در زمینة صرف و نحو زبان عربی، نیز از این اصول زبانی و برون زبانی مستثنی نیست. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی وبا استناد به اصطلاحات علم اصول، به بررسی تعدادی از واژگان کلیدی «الکتاب» میپردازد که در سنگ بنای «الکتاب» به وفور از آنها استفاده شده است و اصولی چون ترادف، تضاد، اشتراک لفظی، حقیقت لغوی و عرفی بر آنها اعمال گردیده است. تلاش نگارندگان بر این بوده است که با بررسی تطبیقی مسائل مطرح شده بر برشهایی از متن کتاب، تأثیر مستقیم واژگان بر متن، به مخاطب نشان داده شود و عواقب سوء فهم واژگانی به وی گوشزد گردد.
صفحه 73-91
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.244632.611809
سعدالله همایونی، هدی یزدان
چکیده تجزیه و تحلیل مقابلهای زبانها یکی از مهم ترین راههای شناخت آنها و زمینه ساز پیدایش الگوهایی منسجم به منظور آموزش سطوح مختلف واژگانی، دستوری، معناشناختی و کاربردشناختی به شمار میآید. در این راستا بررسی مقابلهای دستوری زبان فارسی و عربی در سطح نظام جمله مسئلة پژوهش حاضر است. نگارندگان در صدد هستند تا با روش توصیفی – تحلیلی و رویکرد مقابلهای دو زبان عربی و فارسی را در سطح نحوی(نظام جمله) از منظر معناشناختی مورد واکاوی قرار دهند. برای تحقق تقابل نحوی، معیاری مشترک بین دو زبان معرفی شده که مباحث نحوی را در سه حوزة گروه، جملهواره و جمله بررسی میکند، این معیار مبتنی بر معنا است. بر این اساس هر کلام معناداری یا به صورت جملة ساده بیان میشود و یا به صورت جملة مرکبی است که خود حداقل از دو جملهواره تشکیل میشود. با این شیوة دستهبندی، تغییرات ساختاری نظام جمله به هنگام انتقال معنا در دو زبان مورد واکاوی قرار گرفته است تا راهگشای مترجمان و زبانآموزان باشد.
صفحه 93-112
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.235028.611746
احسان اسماعیلی طاهری
چکیده یاء نسبت، پرکاربردترین و متداولترین پسوند و یکی از سادهترین افزارهای صفتساز در هر دو زبان عربی و فارسی است که از اتصال آن به پایان اسمهای مختلف صفتهای دارای معانی گوناگون ایجاد میشود. این گفتار بر آن است در حدّ بضاعتِ خود، ضمن اشاره به آن معانیِ گونهگون در عربی و فارسی، پارهای همسانیها و ناهمسانیها را در این زمینه بنمایاند. از مهمترین نتایج این گفتار این است که بیشتر معانی و کارکردهای حاصل از چسبیدن پسوند یاء نسبت به کلمۀ پایه مانند تعلق به یک اقلیم یا ملیت و نژاد، وابستگی به یک چیز، شباهت در شکل یا رنگ، بیان جنس و مادۀ یک چیز، پیشه و فروشندگی، مذهب و کیش، معنای فاعلی یا مفعولی، قابلیت و لیاقت، دارندگی و... در هر دو زبان عربی و فارسی همساناند، ولی در کارکردهایی مانند آلودهبودن به یک چیز، اعتیاد به مصرف مادهای، مطابقت با یک چیز، محل خرید و فروش یک چیز و... ناهمسانند . بهطورکلی همسانیهای این پسوند و کارکردهای آن در هر دو زبان بیشتر از ناهمسانیهای آنهاست .
صفحه 113-126
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.135628.611359
محمد پاشایی مهترلو، پرویز احمدزاده هوچ، محمد تاروردی نسب
چکیده جملۀ شرط به جملهای گفته میشود که ادات شرط در صدر آن قرار بگیرد و وقوع آن مشروط باشد.ساختار نحوی شرط در زبان عربی بر پایة دیدگاههای مختلف تحلیل شده است، ولی دستورنویسان دربارۀ برخی عناصر آن اتفاق نظر ندارند و ماهیّت این ساختار ازنظر زبانشناسی چندان روشن نیست و دربارۀ هسته و وابستۀ این اسلوب نیز تحقیق اساسی صورت نگرفته است. این پژوهش دیدگاههای دستورنویسان را دربارة عناصر ساختمانی جملۀ شرطی بررسی و آن را با روش توصیفی- تحلیلی نقد و ارزیابی کرده است. در مقالۀ حاضر ساختار شرط، تحلیل و رابطۀ جملهها (جملة هسته و وابسته) مشخص شده است و سپس نقش نحوی، حالت نما و وجه شرطی فعل تبیین و تفاوت آنهایی که اغلب دستورنویسان یکسان انگاشتهاند، بیان میگردد. همچنین مکرر بودن نقش برخی ساختهای پیشتاز (ادات شرط+ جمله پیوندی) در این اسلوب اثبات شده است و به عنوان گروه اسمی یا قیدی در نظر
گرفته شدهاند و سپس نقش دو سویة برخی ادات شرط در جملههای هسته و وابسته اثبات میشود.
صفحه 127-142
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.211848.611506
ناصر زارع
چکیده غالباً گمان بر این است که پیوند زبان فارسی با زبان عربی، محدود به واژگان معرّب است؛ ولی شواهد تاریخی نشان میدهد که ارتباط میان این دو زبان، ریشهدارتر از واژ گان معرّب است. پسوند «الف و نون»، شاهدی مهم در پیوند با تأثیر و نفوذ ریشه دار زبان فارسی در زبان عربی است. از خویشکاریهای این پسوندِ فارسی، نسبتساز بودن آن است؛ اما نکتۀ جالب توجه، حضور این پسوند در شماری از اَعلام تاریخی بصره است. نخستین کسی که به این نکته اشاره کرده، یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان است. سدهها پس از یاقوت، ناجی معروف، مورخ معاصر عراقی به این موضوع پرداخت و سخن یاقوت را نادرست انگاشت و این پسوند را نه پسوندِ نسبتسازِ فارسی بلکه نشانۀ مثنای عربی تلقی نمود. ایشان به تخطئۀ سخن یاقوت بسنده نکرد، بلکه فراتر از این، پسوند «الف و نونِ» جمع فارسی را نیز همان الف و نونِ مثنّای عربی دانست که واردِ زبان فارسی شده و معنای جمع پیدا کرده است. شواهدِ عینیِ تاریخی و زبانی نشان می دهد که سخن ناجی هم در ارتباط با نظر یاقوت و هم در پیوند با نشانۀ جمع فارسی، نادرست مینماید.
صفحه 143-160
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.212146.611508
علیرضا نظری
چکیده هجا به عنوان یک واحد آواشناختی زبان، تعاریف متعددی دارد ولی در تعریفی ساده هجا یا سیلاب واحدی متشکل از چند واج است که در یک عمل بازدم تولید گردد. گرچه زبانها به لحاظ هجایی ساختار و وقواعد متفاوتی دارند اما دو زبان عربی و فارسی به علت پیشینه تداخل واژگانی که منجر به فراوانی بسامد برخی گونههای هجایی در فارسی شده، نیازمند مقایسه و تحلیل است. این پژوهش به دنبال مقایسهای آواشناختی از ساختار هجا، تفاوت و تشابه آن و همچنین قواعد هجایی در دو زبان عربی و فارسی است. با چنین مقایسهای میتوان دریافت علیرغم تشابه گونههای هجایی، به علت وجود پدیده اعراب، دو گونه هجایی در عربی در مقایسه با فارسی، تفاوت عمده دارند و نظام هجایی آن دو نیز تشابه و تفاوتهایی دارد. این پژوهش تنها از منظر زبانشناسی مقابلهای نیست، بلکه امید دارد نتیجه و دستاوردهای این مقایسه، در تفاوتهای کاربردی هجا از جمله شناسایی و تعیین تحول آوایی واژگان دخیل و همچنین تحلیل تفاوتهای اوزان، بحور و موسیقی شعر در دو زبان مؤثر افتد.
صفحه 161-177
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.208326.611475
محمدرضا عزیزی
چکیده کتاب شرح ابنعقیل سدههاست در حوزة ادبیات تعلیمی در مکتبخانهها و حلقههای درس جهان اسلام از گزیدهترین متون در علم نحو به شمار میرود. این پژوهش میکوشد کتاب مذکور را از لحاظ شکلی و بیشتر محتوایی به عنوان متنی آموزشی بررسی و تناسب و کارایی آن را با فضای جدید آموزشی در دانشگاههای ایران ارزیابی کند. در بخش محتوایی به اصالت علمی، سازواری با سطح علمی دانشجویان، روزآمدی اطلاعات، کیفیت ارایه، نظم و تسلسل منطقی مطالب و غیره توجه خواهد شد. روش تحقیق بر پایة توصیف و تحلیل و رویکرد آن، آموزش زبان عربی با اهداف خاص به دانشجویان زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسیارشد است. کتابهای اصیل و ارزندهای همچون شرح ابنعقیل نوعادر تحوّل نظامهای آموزشی سنتی به روشهای جدید، دستخوش تغییراتی میشوند که ممکن است برخی از جوانب آن در فضای جدید، کارآمدی پیشین را نداشته باشد؛ این کتاب نیز به دلایل گوناگون، از جمله خروج موضوعی و آموزش منظوم نحو، کارایی گذشته را برای دانشجویان زبان و ادبیات فارسی و گرایشهای آن ندارد.
صفحه 179-198
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.226603.611642
محمدرضا اسلامی مهرجردی، علیرضا باقر
چکیده بلاغت یکی از وجوه مهم اعجاز قرآن کریم است و استعاره از شاخصترین جلوههای زیباییشناختی به شمار میرود. برگردان این فن ادبی چنان دشوار است که گروهی آن را ناممکن دانستهاند؛ البته ترجمهپژوهان بزرگی مانند نیومارک چنین کاری را ممکن دانسته، چارچوبها و شیوههای خاصی برای آن پیشنهاد کردهاند. این پژوهش پس از تعریف گذرای استعاره و نگاهی به برخی نظریههای نوین و مهم پیرامون برگردان استعاره، به بررسی و مقایسة برگردان استعارههای قرآن در ترجمة کهن میبدی و ترجمة معاصر فولادوند میپردازد و به این نتیجه میرسد که این مترجمان از شیوههای گوناگون برگردان استعاره بهره گرفتهاند و این گوناگونی تنها برای ایجاد تنوع نبوده، واقعیتهای دیگری را نمایان میسازد.که از آن جمله اهمیت موقعیت زمانی مترجم و پایبندی وی به اصول رایج در زمان آن ترجمه می باشد چرا که در قرون اولیه اسلام بر ترجمه ناپذیری قرآن کریم تاکید می شد و مترجم می بایست برای رفع آن حساسیت قرآن را فقط باز تولید می کرد ، اما به تدریج این محدودیت برطرف شد.
صفحه 199-216
https://doi.org/10.22059/jalit.2018.209412.611486
فاطمه کیادربندسری، حامد صدقی
چکیده نیومارک، یکی از نظریهپردازان شاخص معاصر، در زمینة مطالعات ترجمه، عناصر فرهنگی را به پنج دسته تقسیم میکند و با پیشنهاد هفده روش در ترجمة این عناصر، سعی کرده است تا راهکارهای مناسبتری پیش روی مترجمان قرار دهد. در این زمینه، نویسندگان این پژوهش بر آن شدند تا نقش عنصر فرهنگی «نهادها، آداب و رسوم، جریانات و مفاهیم»را در ترجمه با تکیه بر چارچوب نظری نیومارک، شاخصتر کنند. نتایج بهدست آمده در ترجمههای یوسف عزیزی، محمدعلی عسگری، احسان موسوی و موسی اسوار از داستانهای عائد الی حیفا، رجالٌ فی الشمس و الکعک علی الرصیف غسان کنفانی نشان میدهد که علیرغم اینکه عنصر فرهنگی «نهادها، آداب و رسوم، جریانات و مفاهیم» با اصطلاحات و تعابیر سیاسی، مذهبی، تاریخی و هنریِ زیادی مواجه است، این مترجمان توانستهاند بهخوبی با استفاده از روش «معادل فرهنگی» از عهدة ترجمه آن برآیند. با این حال، استفادة کمتر آنان از روشهای مهمی چون روش «تلفیقی» و «یادداشتها، اضافات و توضیحات» باعث ضعف و ابهام در ترجمة آنان شده است.