صفحه 1-20
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.64312
محمدنبی احمدی، یحیی معروف، مصیب قبادی
چکیده سبکشناسی با انواع مختلف آن جنبههای مختلف متن و فرامتن اثر را با ریزبینی مورد بررسی و واکاوی قرار میدهد و هدف آن ارائه شناختی از ویژگیهای اثر و شیوه یا چگونگی خلق آن در ساخت و بافتی منحصر به خالق اثر است. سبکشناسی از گذشته تاکنون، در پژوهشهای کلاسیک و مدرن، مبنای بحث و بررسی آثار ادبی است و در سه سطح زبانی، محتوایی و بلاغی صورت میگیرد. در جستار حاضر، سبکشناسی بلاغیِ مجموعة شاهدة قبر من رخام الکلمات(2009م) اثر یحیی سماوی شاعر معاصر مبنای بحث و بررسی قرارگرفت. با بحث و بررسی در متن این مجموعه، دریافتیم که مؤلّفههای سبکی بلاغی شاعر در این مجموعه بدین قرار است: بیان متناقضنما، نمادگرایی، استفاده از میراث در قالب تلمیح، آشناییزداییهای مفهومی، گرایش به صنایع بیانی تشبیه و استعاره و تصویرسازی دیداری که هریک از اینها کارکرد خاصی برای شاعر در این مجموعه دارند. هدف از این مقاله، دریافت درکی از جنبههای برجستة بلاغی شاعر در مجموعة مذکور است.
صفحه 21-37
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.134593.611353
جواد اصغری، فاطمه جعفری
چکیده پژوهش حاضر، چند معنایی را در سطح واژگانی رمان دروز بلغراد؛ حکایة حنا یعقوب در سایة دیدگاه معنیشناسی واژگانی شناختی مورد بررسی قرار میدهد. هدف، تبیین چگونگی کارکرد این دیدگاه در تحلیل چندمعنایی، از طریق بررسی معانی برخی واژگان چندمعنای عربی است. بدین منظور ده واژه که در رمان با معانی متعدد به کار رفته است، انتخاب گردید و پس از تحلیل معانی آنها بر اساس اصول نظریة لیکاف و بروگمن، مشخص شد چندمعنایی از ویژگیهای بنیادی واژه و نتیجة بسط استعاری معنای سرنمون است و نه حاصل کاربرد واژه در بافتی خاص و همچنین بسط استعاری معنای سرنمون ریشه در ماهیت ارتباط انسان با جهان خارج داشته و دارای بنیانی تجربی است. علاوه بر آن کارآمدی توجه به عناصر این نظریه چون طرحوارة تصویری، مقولة شعاعی و سرنمون در معادلیابی صحیح واژگان چندمعنای عربی و نقش آنها در بهبود هرچه بیشتر کیفیت ترجمه نشان داده شد.
صفحه 39-52
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.117051.611223
بهرام امانی چاکلی
چکیده معجم العین خلیل بن أحمد فراهیدی(100 ـ 170 ه. ق) از منابع لغوی مهم دورههای نخستین اسلامی است. بررسی چگونگی استنادات و استشهادات این کتاب بهویژه استشهادات شعری بسیار مهم است. هدف از این پژوهش ارزیابی این منبع برای استفاده از آن در فهم متون، بهویژه متون نخستین دینی است. بررسی آماری ـ تحلیلی این پژوهش بیانگر آن است که فراهیدی در گردآوری این کتاب و شرح کلمات آن، از انواع استشهادات قرآنی، شعری، حدیثی و در موارد اندکی از امثال و حکم استفادهکردهاست. کتاب العین علاوه بر برخورداری از مزیّتهایی چون جامعیت در استناد، تاثیرپذیری از قرآن کریم، دارای ویژگیهایی نظیر کمتوجهی به صحّت و سقم احادیث و ورود اسرائیلیات در این کتاب، ورود برخی از قرائتهای گوناگون قرآنی در آن و تمرکز شواهد شعری بر شاعران قبایل نجد و استفاده اندک از شواهد شعری شاعران قبایل حجاز، بهویژه قبایل مکّه و مدینه بهعنوان محلهای نزول وحی است.
صفحه 53-72
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.112421.611182
ابوالحسن امین مقدسی، سید پیمان حسینی
چکیده تکرار در شعر از ارکان اصلی موسیقی درونی و در زیباشناسی شعر از مسایل اساسی است. تکرار در شعر، نوعی تاکید و پافشاری بر پارهای از عبارات شعری است که شاعر بیش از سایر عبارات بدان توجه دارد و از این جهت در بردارنده دلالتهای موسیقایی و معنایی و عاطفی و احساسی ویژهای است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی دلالتهای تکرار بهعنوان یکی از انواع موسیقی درونی در شعر بدوی الجبل شاعر معاصر سوری خواهیم پرداخت. در بررسی اسلوب تکرار در شعر بدوی الجبل مشخص گردید که سطوح مختلف تکرار در شعر او، ارتباط تنگاتنگی با دلالتهای شعریاش دارد و شاعر در راستای ایجاد توازن و تناسب میان کارکردهای لفظی و معنایی از موسیقی تکرار در سطوح مختلف بهره گرفته است و این تکرار ارتباطی ناگسستنی با معنا و فضای کلی شعر داشته و منبع برانگیختن عواطف و احساسات مخاطبان است. بدوی الجبل با استفاده از تکرار حروف و کلمات و عبارات علاوه بر آفرینش موسیقایی از احساسات انباشته شده در وجدان خویش پرده برمیدارد و ریتم موسیقایی سخن را در راستای آن به خدمت میگیرد و بدینترتیب با دلالتهای موسیقایی و معنایی و عاطفی تکرار در جان و دل مخاطب تاثیر میگذارد.
صفحه 73-92
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.122118.611253
کمال باغجری، مهدی ترکشوند
چکیده مفهوم روانشناختی خودشیفتگی یا نارسیسیسم جلوهای بسیار آشکار و پربسامد در اشعار احمد الصافی النجفی (شاعر عراقی معاصر) دارد. ظهور و گستردگی این مفهوم در شعر صافی تاحدزیادی معلول زندگی پرافتوخیز و مشقتبار وی، بهویژه در دوران کودکی است. این جستار تلاش میکند ضمن ارائة تعریفی گویا از مفهوم خودشیفتگی و تحلیل عوامل ظهور آن در شخصیّت و ادبیات صافی، سطوح متعدد این مفهوم را در اشعار وی واکاوی کند. بر این اساس، نگارندگان این پژوهش چهار سطح مختلف از مفهوم خودشیفتگی را در شعر وی رصد کرده و نمونههای مرتبط با هر یک را مورد مطالعه قرار دادهاند. این چهار سطح بهترتیب عبارتاند از: مفاخره یا خودشیفتگی فردی، خودشیفتگی در برابر مردم عادی، خودشیفتگی در برابر شاعران دیگر، و خودشیفتگی در برابر منتقدان. این دستهبندی، با هدف ارائة چارچوبی روانشناختی برای تحلیلِ شدت واکنش شخصیّت خودشیفتة صافی به سطوح مختلفی از ناهمگونی با جهان بیرون بوده است. براساس این دستهبندی، شاعر بهموازاتِ تشدیدِ مخالفتِ مخاطب، سطح خودشیفتگیِ خود را افزایش میدهد.
صفحه 93-111
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.202256.611431
رسول بلاوی
چکیده نزع الشعر الحدیث إلی السرد باعتباره عنصراً فعّالاً فی انفتاح النصّ ورفده بطاقات دلالیّة وشعوریة وفکریة، تجعله متحرکاً نحو آفاق ورؤی جدیدة. اعتمدت القصیدة النثریة علی السرد وتقنیاته للتعبیر عمّا یدور فی خلد الشاعر، ومن هؤلاء الشعراء الذین أقبلوا علی توظیف العناصر السردیّة فی نتاجاتهم الشعریة هو الشاعر العراقی حبیب السامر. تهدف هذه الدراسة إلی الوقوف علی تمحیص البناء السردی فی قصیدة «عصا الخرنوب» للشاعر حبیب السامر، وإبراز أثر هذا البناء فی تحقیق العمق الفنی للبؤرة الدلالیة. وسوف نتناول التشکیل السردی فی هذه القصیدة من خلال تسلیط الضوء علی مجموعة من العناصر التی شکّلت بنیّة النص، وذلک عبر تجلیاتها السردیّة المتمثّلة بـ: الفضاء الکرونوتوبی (وحدة الزمان والمکان)، والشخوص، والبولیفونیة (تعدّد الأصوات)، والحدث؛ وقد توصّلنا إلی نتیجة مفادها أنّ الشاعر فی هذه القصیدة یتجاوز القوالب الشعریة الجاهزة ویتّخذ لغة سردیّة تواصلیّة قائمة علی التأویل؛ فقد استثمر بعض عناصر السرد لإنجاز نصٍ منفتح علی مقومات الأجناس الأدبیّة الأخری بغیة التعبیر عن مقتضیات الفکرة والشعور؛ کما قدّم نمطاً حداثویاً بدفقات شعوریة یتناسب مع روح العصر بتحولاته الفنیّة والفکریّة.
صفحه 113-131
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.35613.611014
فروغ بهرامن، فیروز حریرچی، محمود شکیب
چکیده نوستالژی یا احساس غربت در اصطلاح به معنای حس دلتنگی و حسرت به گذشتهای است که فرد آن را در زمان حاضر از دست داده است. ابوفراس حمدانی از شاعران عرب سدة چهارم هجری، به دلیل شرایط ویژهای که در دوران حیات برایش پیش آمده است، به این گونه شعرگرایش دارد و در حال و هوایی رمانتیک در گریز از شرایط سخت زندگی، به گذشتة خوشایند خویش پناه برده است؛ از اینرو بخشی از اشعار وی به اندیشههای نوستالژیک اختصاص یافته است. با بررسی این دسته ازاشعار ابوفراس، افزون بر ترسیم زیباییهای ادبی ـ هنری آنها، شناخت دقیقتری از زندگی واندیشه و مسایل دوران حیات وی حاصل میشود. این نوشتار بر آن است که چگونگی نمود انواع نوستالژی را با روش توصیفی ـ تحلیلی در اشعار ابوفراس تبیین کند. برخی از نتایج این پژوهش نشان میدهد که برجسته ترین اشعار ابوفراس که در آن اندوه نوستالژیک وحسرت بر گذشته موج میزند، رومیات اوست که غم و اندوه وی را در دوران اسارت و دوری از وطن ترسیم میکند. همچنین ناکامیهای شخصی و نیز نارضایتیهای سیاسی- اجتماعی، انگیزههای دیگری هستند که ساخت نوستالژیک شعر او را رقم میزنند.
صفحه 133-152
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.64313
فاطمه جمشیدی، وصال میمندی
چکیده در هر رمان اساسیترین عنصر منتقلکنندة موضوع، شخصیّتهای آن رمان است؛ رمان تجلیگر رفتار و حالات شخصیتهایی است با نامها و ویژگیهای منحصربهفرد که هریک بدیل یک شخصیّت در عالم خارج هستند که نویسنده این شخصیتها را با الگو گرفتن از افراد واقعی میآفریند و تصویرگر رفتار این شخصیّتها در برابر محیط و دیگر افراد است؛ از این رو وی برای خلق اثری ارزشمند، باید مهارت کافی در شخصیّتپردازی داشته باشد. پژوهش حاضر کوششی است برای نشاندادن اهتمام نجیب محفوظ، رماننویس مشهور و معاصر مصری، به عنصر شخصیّت و شیوههای گوناگون شخصیّتپردازی در آثار خود که در این مجال به بررسی این عنصر در رمان «اللّص والکلاب» بسنده شده است. عامل اصلی گزینش رمان اللص والکلاب اثر نجیب محفوظ، جایگاه و موقعیت ادبی نویسنده و رمانهای او بهویژه رمان موردنظر در عرصة داستاننویسی عربی است؛ چراکه برخی او را نقطة عطف داستاننویسی عربی به شمار آوردهاند. در این پژوهش ابتدا به تعریف و جایگاه شخصیّت در ادبیات داستانی اشاره شده است و پس از برشمردن اقسام شخصیّت و شیوههای پردازش آن، شخصیّتهای رمان اللص والکلاب اعم از ایستا، پویا، قراردادی و ... با توجّه به معیارهای ارزیابی، معرّفی و در معرض دید خواننده قرار داده شدهاند.
صفحه 153-171
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.200676.611420
رسول دهقان ضاد، ابراهیم عبدالرزاق
چکیده تَحظی المقارنة بین «الألفیة» و«شرحها» بأهمیة بالغة بالنسبة لآراء النحاة فی القضایا الصرفیة. وتعود الأهمیة هذه إلی معرفة الشخصیة الأدبیة لابن مالک فی «ألفیته» من جهة، والمکانة الأدبیة لابن الناظم فی«شرحها» من جهة أخری، خاصّةً أنه أخذها عن أبیهِ المؤلف مباشرةً دونَ واسطة. وعلی ذلک، یستمدّ الطلبةُ والباحثون من الألفیة وشرحها فی دراساتهم الصرفیة والنحویة. من هذا المنطلق، وعبرَ المنهج الوصفی – التحلیلی، تهدف هذه الدراسة إلی المقارنة الصرفیة وأوجه الافتراق بین آرائهما لحلّ قضایا الصرف العربی. وقد اقتصرت أوجه الافتراق إلی أقلّ من عشرة أهمها: اتصال الضمیرین المعمولین للأفعال غیر الناسخة، واتصال «لیت» و «لعلّ» و «قد» و«قط» بنون الوقایة، ومسألة الاسم واللقب والکنیة، ومراتب اسم الإشارة، وکیفیة قلب همزة الاسم الممدود واواً وإبقائها علی حالها.
صفحه 173-189
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.125317.611273
هادی رضوان
چکیده تعد الاستعارة المکنیّة من المسائل الخلافیّة فی علم البیان وتحدث عنها البلاغیّون بالتفصیل؛ فهناک - على أقلّ تقدیر- أربعة مذاهب: مذهب السلف ومذهب الخطیب القزوینی ومذهب السکاکی ونظریة عصامالدین الإسفرایینی. أمّا مذهب السکاکی فالتفت إلیه کثیر من الشراح وأصحاب الحواشی، فسعوا فی التّأویل ورفع التناقض عن أقوال السکاکی بالطرق المختلفة. والعلّامة البالکی درس الاستعارة المکنیة وأوّلها بحیث خرج - إلى حدٍّ ما- من الإشکالات الواردة على السکاکی وإن کان رأی البالکی قابلاً للنقد والإشکال أیضاً. والباحث فی هذا المقال بعد أن یلقی الضوء على هذه الدراسة یقارنها بسائر المذاهب الموجودة فی الاستعارة المکنیة ویجعلها فی بوتقة النقد والبحث. ویمکن أن نذکر ضمن نتائج هذا البحث أن البالکی قدر فی کل استعارة مکنیة تشبیهین، أحدهما مستقیم والآخر معکوس، والکلمة فی التشبیه الثانی خارجة عن الحقیقة داخلة فی المجاز. فعلى هذا الأساس لا إشکال فی تسمیة المکنیة استعارة ومجازاً وقد أجاب البالکی بهذا الطریق عن الإشکالات الواردة على رأی السکاکی. ومن نتائج هذا البحث أن رأی البالکی وإن کان قریباً مما ذهب إلیه الإسفرایینی فی القول بالتشبیه المعکوس للمبالغة، لکنه استطاع أن یمیز بین المکنیة والمصرحة خلاف ما فعله الإسفرایینی فإنه أبقى هذا النوع فی دائرة الاستعارة المصرحة.
صفحه 191-209
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.116049.611216
حسن ساقی، سید خلیل باستان، مجید صالح بک
چکیده لا شک أنّ لِلتعبیر القرآنیّ أشکالاً وأسراراً فنیّة تدلّ علی أنّ هذا القرآن کلامٌ أدبیّ مقصود وتکسب نصّه جمالاً وروعةً ودواماً واستقامة. لعلّ مِن أبرز هذه السمات، ظاهرة الانسجام وأثرها فی أداء المعنی القرآنیّ متکاملاً من جمیع الوجوه، فضلاً عن منطقیّة نحوها وصرفها وقالبیّة ألفاظها وسعة مفرداتها ودقّة تعبیراتها عن المعانی المقصودة. استهدف هذا البحث، دراسة المعانی الضمنیّة لانسجام الصوائت فی سورة آل عمران مستخدماً المنهج الوصفیّ التحلیلیّ الذی یَتمحور حول معطیات علم التجوید متناولاً المستوی الصوتیّ والدلالیّ فی هذه السورة. لم تکن الآیات القرآنیّة خطاباً جامداً تنتهی دلالته بمجرّد الکلام عن ظاهر المعنی وصراحته بل یصل القارئ إلی معان إضافیّة واشاریّة تتبلور منها، جمالیّة النصّ. ظهر من خلال هذه الدراسة أنّ هناک انسجاماً مقصوداً فی إیقاع هذه السورة کما أنّ التکرار هو من العناصر الهامّة فی زیادة هذا الانسجام الجمیل للسورة بالإضافة إلی الدلالات الإیحائیّة لهذه الأصوات؛ وأنّ هذه الدلالات نابعة من انسجام الصوائت المعتمدة علی صفاتها وترکیب بعضها مع بعض؛ وأنّ الانسجام الفنیّ قد برز بین الصور المختلفة کالبلاغة بصورة واضحة.
صفحه 211-230
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.133134.611334
صلاح الدین عبدی، جواد محمدزاده
چکیده الموسیقی عنصر أساسی من عناصر الشعر، ومن أبرز التقنیات التی یستخدمها الشعراء فی بناء قصائدهم، من هنا، تناول هذا البحث هذا العنصر بالمنهج الوصفی – التحلیلی فی قصائد نزار قبانی، لاسیما مجموعتی "الرسم بالکلمات وهکذا أکتب تاریخ النساء"؛ مما عالجنا الظواهر الإیقاعیة علی المحورین: المحور الأول ما یسمّی بالموسیقی الخارجیة، حیث قمنا بتحلیل الأوزان والقوافی، وتبیّن لنا أنّ الشاعر استثمر إیقاع بحر "الکامل" وحلاوته ونظم فیه کثیراً من تجاربه الفنّیة؛ لأنّه من أکثر بحور الشعر غنائیة، ولیناً وانسیابیة، واتضح أیضاً أنّ القوافی المطلقة- مردوفة موصولة بلین – هی غالبة علی القوافی المقیّدة فهی تمیزت بأصوات (ألف، والواو والیاء) المهموسة التی هی أکثر الأصوات مناسبة لغرض الوصف والتغنّی به. أمّا بالنسبة إلی المحور الثانی الموسوم بالموسیقی الداخلیة فقمنا بدراسة القضایا الإیقاعیة التی قد أکثر الشاعر فی استخدامها کالتدویر والتکرار والانزیاح، مما تدلّ النتائج علی أنّ التدویر لم یستخدم إلا لغرض الوحدة العضویة ووحدة الجوّ النفسی، کما أنّه لجأ إلی تقنیّة التکرار لیعزِّز البنیة الإیقاعیة لنصوصه الشعرّیة أمّا الغرض الرئیس للموسیقی الفکریة المتمثلة بالانزیاح، فهو یکمن فی تحقیق حالة من الابداع.
صفحه 231-248
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.111418.611177
ناصر قاسمی، زین العابدین فرامرزی
چکیده الشعر القصصی هو شعر یروی أحداث معینة مصوغة علی شکل قصة، وهو الذی یذکر الوقائع والحوادث فی ثوب القصة، وکان خلیل مطران رائداً من روّاد التجدید فی الشعر العربی الحدیث، ومن المظاهر الجدیدة التی قام بها مطران هو الشعر القصصی المتمیّز. وهذه المقالة تهدف إلى الکشف عن القصة فی شعر مطران من خلال التتبع فی أشهر قصائده، ورصد أهدافه من وراء هذه الأشعار ببعدیها التاریخی والاجتماعی بالاستعانة من منهج النقد الاجتماعی. وأراد مطران من قصائده القصصیة بالاستفادة من الإسقاط التاریخی، توعیة الشعوب الضعیفة وتحریضها على تحطیم قیودها والثورة فی وجه الظالمین وإثارة الحمیة والاندفاع فی النفوس وبناء مستقبل مشرق، واختار بعض موضوعاته من واقع الحیاة للدعوة إلی الإصلاح والمثالیة وإلی التمسک بالأخلاق وأهداب الفضیلة. وکان لشعره القصصی دور تنویری على مستویین: الأول سیاسی وهو مواجهة الاستبداد الشرقی (العثمانی، العربی(، والثانی إخراج القصیدة العربیة فی مرحلة ما بعد «الإحیاء» أو «الانبعاث» من هیکلیة عمومیة متوارثة ثابتة إلى وضع فردی متحول.
صفحه 249-260
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.124252.611320
حسن کاظمی سهلوانی، سید ابراهیم دیباجی، غلام عباس رضایی هفتادر
چکیده سلام واژهای است قرآنی با 43 بار تکرار و پنج جلوه معنایی که خداوند، انبیای خود را با آن درود گفته و مردمان را در جهت تحیّت به آن فرمان داده است. این واژه در ساختهای گوناگون صرفی و وجوه متعدد نحوی در قرآن آمده است. بررسی وجوه اعرابی و ساختهای صرفی این واژه و کشف رابطة معنایی آن، رسالت این مقاله است تا با شیوة تحلیلی پاسخی بر این تفاوتها بیابد. افق نگاه این مقاله آرای طوسی و گاه مقایسه با آرای دیگران بوده و دریافته که بافت متن سوره و نوع مخاطب آن، در ساخت صرفی خاص این واژه و دلالت آن تأثیر مستقیم دارد و گاه در یک آیه و در یک اسلوب دو جلوۀ اعرابی را شاهدیم که این خود بیانگر یکی از جنبههای اعجاز ساختاری قرآن بوده و بررسی ادبی آن در حوزههای صرف و نحو و بلاغت در این مقاله آمده است.
صفحه 261-278
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.110309.611164
امیر مقدم متقی
چکیده إنّ من أبرز الظواهر الفنیة فی التجربة الشعریة الجدیدة هی الإکثار من استخدام الرموز ذات الدلالات العدیدة ولاشـﻚ أن استخدامها لیس مقصوداً لذاتها أو لمجرد التجریب أو المحاکاة وإنما جاءت تعبیراً عن أفکار الشاعر ورؤاه بصورة أکثر تأثیراً وفاعلیة. ومن هذه الرموز التی عُنی بها الشعراء عنایة بالغةً لاسیّما شعراء المقاومة الفلسطینیة حیث استخدموها أداة للتعبیر عن مقاومتهم ضد الاحتلال الصهیونی، رمز «الزیتون» الذﻱ ینطوی على دلالات ومعانٍ تتکاثف وتتنوع حسب توظیفه فی شعرهم. تهدف هذه المقالة معتمدة علی المنهج الوصفی التحلیلی إلی تبیین مدى اهتمام شعراء المقاومة الفلسطینیة برمز الزیتون فی شعرهم کما تسعى عن طریق استعراض بعض صوره المختلفة إلى استشفاف بعض ما رُمز إلیه عندهم. ومن أهم النتائج التی توصلت إلیها هذه الدراسة أنّ الزیتون فی شعر المقاومة الفلسطینیة یرمز إلی معانٍ کثیرة منها: الـأرض المغتصبة، المقاومة الفلسطینیة، التحریض على الثورة، السلام ،الانتشار، الغضب العربی فی فلسطین، التجدّد والتولّد، القدسیة، الثقافة العریقة الفلسطینیة، تشرّد الفلسطینیین، الإلهام الشعرﻱ، الشموخ، الصلابة والحریة؛کما أنّ اخضراره الدائم یرمز للحیاة والمقاومة المستمرة؛کلُّها ترجع إلى فلسطین وقضایاها. وأخیرا تبیّن أنّ تعدّد رموز الزیتون وتنوّعها لیست إلا نتیجةً لخصوبة هؤلاء الشعراء المذهلة وحبّهم العمیق لوطنهم.
صفحه 279-294
https://doi.org/10.22059/jalit.2017.214530.611537
حسن مقیاسی، سمیرا فراهانی
چکیده آیرونی کلامی از مهمترین انواع آیرونی است که در سطح کلام رخ میدهد و در قالب این تکنیک بیانی، جملات آگاهانه یا ناآگاهانه کارکرد ارجاعی خود را از دست داده و معنای حقیقی را متضاد و واژگونه نشان میدهند؛ از اینرو نوعی دوگانگی در سخنان گوینده پدید آمده که عمدتا به عنوان شگردی بلاغی کاربرد دارد. آیرونی کلامی در ادبیات عربی با اصطلاح «المفارقة اللفظیة» شناخته شده و به مثابه تکنیکی بیانی برای مقاصد استهزائی به کار میرود که نمونههایی از آن را میتوان در حکایتهای جاحظ مشاهده نمود. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی حکایتهای کتاب البخلاء پرداخته میشود و نوع بیان جاحظ در توصیف احوالات بخیلان و ذکر خصوصیتهای اخلاقی آنان از منظر آیرونی کلامی ارزیابی میگردد. جاحظ در حکایتهای خود از برخی شیوههای آیرونی کلامی در قالب تهکم، طعن و کنایه، هزل، شوخینما و... به قصد استهزاء بخیلان و نقد جامعۀ معاصر خود بهره میبرد.