دوره و شماره: دوره 8، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-336 
تعداد مقالات: 15

کارکرد عنصر تکرار و زیبایی آن در شعر نو (مورد پژوهی شعر بدر شاکر سیّاب)

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60168

حشمت الله زارعی کفایت، عبدالعلی آل بویه لنگرودی

چکیده در این جستار، سعی شده عنصر تکرار در شعر نو با تکیه بر اشعار بدر شاکر سیّاب بررسی شود. شیوة پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوة جمع آوری داده‌ها، کتابخانه­ای است. تکرار، محور اساسی موسیقی درونی شعر و یکی از عوامل مهم آشنایی زدایی در نظر صورتگرایان به شمار می­رود. قاعدة اساسی در تکرار آن است که در خدمت معنای شعر باشد و ارتباط محکم و دقیقی با دیگر اجزای شعر داشته باشد. یکی از بارزترین ویژگی­های شعر نو در ادبیات عربی، عنصر تکرار است؛ به طوری که می­توان آن را یکی از شیوه­های نوآوری در شعر معاصر، دانست. بدر شاکر سیّاب، شاعر نوپردازی است که در شعر خود بیشتر از تکرارِ جمله بهره برده است. تقویت موسیقی درونی، برجسته ­سازی مضامین سیاسی- اجتماعی، دیداری کردن تصاویر و تاکید بر حسّ درونی شاعر، از جمله کارکردهای تکرار در شعر اوست.

واکاوی روانشناختی مضامین مشترک در اشعار سید قطب و دیوان ترکی شهریار

صفحه 19-38

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60174

علی احمدزاده، کبری روشنفکر

چکیده ناکامی­ها و تضادهای زندگی، موجب آشفتگی انسان می­گردد و ساختار شخصیتی «من» (ego) را
مختل می­کند. در چنین شرایطی، سیستم‌های دفاع روانی فعال می­شود تا با از بین بردن اضطراب و تشویشی که «من» را تهدید کرده است، آرامش را دوباره به انسان برگرداند. «سید قطب» و «شهریار» نیز، به علت عوامل مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی و...، در زندگی خویش دچار اضطراب و هیجان‌های نامطلوب گشته­اند. از آنجا که اشعار این دو شاعر، بازتاب روان و احساس­های آنها است، مکانیزم­های دفاع روانی که برای مقابله با اضطراب از آن استفاده کرده­اند، در شعرشان نیز نمود
یافته است. جستار کنونی با روش توصیفی ـ تحلیلی، و با مراجعه به کتاب­های مختلف روانشناسی،
به واکاوی اشعار «سید­قطب» و دیوان ترکی «شهریار» از دیدگاه روانشناختی پرداخته است. در مضامین مشترک این دو شاعر همچون دوران کودکی، رثاء و پیری، ساز و کارهای دفاعی مختلفی مانند «بازگشت زمانی»، «همانند­سازی»، «جداسازی»، «هنجار­سازی» و... به کار رفته است.

بررسی و تحلیل موسیقی معنوی متناقض نما در نهج البلاغه

صفحه 39-58

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60175

نعمت الله به رقم، معصومه شبستری

چکیده متناقض نما به عنوان یک ترفند ادبی ناشناخته، کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ اما به جهت هنجارگریزی، دو بعدی بودن، برجستگیِ معنا و ایجاز در کلام، مایة شگفتی، و در نتیجه لذت هنری می­شود. یکی از جنبه­های ظریفی که در ادب عربی و به ویژه در کتاب نهج البلاغه مغفول مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته، بررسی عناصر و ارکان متناقض نما - به عنوان عناصر موسیقایی- در این شاهکار ادبی است. تجربه­های عرفانی و فرا عقلی، نکته سنجی و خیال پردازی و اوضاع سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، مهمترین علل شیوع این گونة هنری در کلام علی (ع) است. این مقاله بر آن است تا ابعاد توازن و تناسب مؤلفه­های معنایی متناقض نما را در دو جنبة لفظی و معنویترسیم کرده،عوامل شکل گیری و تحول متناقض نما را در سخنان حضرت (ع) مورد واکاوی قرار دهد. حضرت امیر (ع) با تسلط شگفت انگیزی که بر حوزة زبانی واژگان دارد - به شیوه­ای بسیار هنرمندانه - در کنار عناصر زیبایی شناختی لفظی از چاشنی تناسب­ها و هماهنگی­های معنایی استفاده می­کند تا تأثیر کلام جاندارتر باشد؛ چنانکه از همة شیوه­ها و شگردهای بیان پارادکسی، برای آفرینش مضامین، پروراندن مفاهیم و آرایش مظاهر سخن بهره برده است.

بررسی ساخت های گوناگون «کان»ی ناقصه در قرآن و نقد دیدگاه مترجمان در برابریابی فارسی آن

صفحه 59-76

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60176

محمدرضا حاجی اسماعیلی، رضا شکرانی، زهره کیانی

چکیده فعل ناقص «کان» و مشتقات آن با ساخت­های مختلف، هزار و چهار صد و پنجاه بار در قرآن ذکر شده؛ از این­ رو بایسته است تا مترجمان قرآن با عنایت به سیاق این فعل و ویژگی­های آن، ترجمه­ای که نزدیک به مدلول متن عربی قرآن باشد، ارائه دهند. از ساخت­های پرکاربرد این واژه در قرآن، می­توان به «کان» در سیاق جملة شرطیه و جملة صله و مواردی که خبر «کان»، صفت مشبهه یا صیغه مبالغه است، اشاره نمود که باعث شده مترجمان قرآن از فعل «کان» ترجمه­های گوناگونی ارائه داده، نحویان نیز در تحلیل نحوی این ساخت­ها، متفاوت سخن بگویند. این پژوهش با تحلیل نحوی این ساخت­ها و تحلیل برابرهای آن­ها در فارسی، برخی از ترجمه­های قرآن را وارسی و به ارائة ترجمه‏ای یکدست و مبتنی بر تحلیل‏های انجام یافته از آن­ها همت گمارده است. نتیجه آن که ترجمة جمله­هایی که فعل «کان» در آن با «لو» شرطیه همراه است با جمله­هایی که همین فعل با «إن» شرطیه آمده، متفاوت است و در ساختاری که قبل از کان و اسم و خبر آن، «ما» آمده، باید آن را موصوله ترجمه کرد نه مصدریه.

پژوهشی پیرامون اتوپیای مدرن و رویکرد آن در آثار طالب عمران نویسندة سوری

صفحه 77-94

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60178

جواد خانلری

چکیده تاریخ زندگی بشر گواه است که سودای نیل به سعادت فردی و اجتماعی و جامعه­ای دور از کاستی، همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته است. آرمان ­شهرگرایی تا سال­های متمادی و حتی در عصر کنونی، دغدغه ذهنی بسیاری از فیلسوفان و ادبا بوده و باعث شده آثار گران ­سنگی را خلق کنند تا در پیشبرد اندیشة­ بهتر زیستن در دنیا، بسیار کارآمد و سودمند افتد. در عرصة­ ادبیات، به مدد علم و تکنولوژی، آرمان ­شهرها یا «اتوپیاهایی» جدید با عنوان «اتوپیای علمی- تخیّلی» یا «اتوپیای مدرن» پای به عرصه­ وجود نهادند که به نمونه­هایی از آن در ادبیات نوین عرب به ویژه در آثار طالب عمران، نویسندة­ سوری می­توان اشاره کرد. آرمان ­شهرهایی که طالب عمران ترسیم می­کند، بر سه عنصر خیر، صلح و دانش استوار بوده و حامی سنّت­های نیک پیشینیان است. زمام اتوپیا در دست دانشمندان، فیلسوفان و فرزانگان بوده و ساکنان آن، بیشتر شبیه انسان­هایند. او سعی دارد با موجودات فرا زمینی ارتباط سالم برقرار کرده و از توانایی آنها در جهت غلبه بر نیروی شرّ زمینی بهره­مند شود. این نوع از ادبیات در حوزة­ ادبیات شرق، نه تنها جدید و مبتکرانه است، بلکه گامی است مثبت در جهت اعتلا بخشی به ادبیات و از سوی دیگر به علم و تکنولوژی.

ارتباط صوت و معنی در قرآن کریم (پژوهشی در سورة نبأ)

صفحه 95-116

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60179

انسیه خزعلی، نرگس شکوریان، رسول دهقان ضاد

چکیده یکی از جنبه‌های اعجاز بیانی قرآن کریم، ارتباط صوت و موسیقی آیات کریمه با معنای آنهاست؛ امری که موجب تأثیر‌گذاری صوت قرآن بر کسانی شده که حتی معنای عمیق آیات را در نمی‌یابند. چینش حروف از لحاظ قرب و بعد مخارج، تقارب و تضاد صفات، تعدد و توالی حرکات و تأثیر آن بر صوت و موسیقی کلمات در آیات قرآنی، از جمله مواردی است که باعث ایجاد موسیقی تند و هراس‌انگیز، در آیات انذار و موسیقی نرم و آرامش آفرین، در آیات تبشیر می‌شود. این جستار به بررسی تاثیر صوت و آهنگ بر معنا در آیات انذار و تبشیر سورة مبارکه «نبأ» اهتمام دارد. در این پژوهش تلاش شده، با بهره‌گیری از ظرفیت علم­الأصوات در تبیین ویژگی‌های خاص حروف، شناخت آثار موسیقیایی، ترکیب حروف و حرکات و بازخورد قرار گرفتن صفات و مخارج خاص در کنار یکدیگر، پیام صوتی آن‌ها در دو گونة متفاوت از آیات، مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. شیوة پژوهش در این مقاله توصیفی – تحلیلی بوده و از داده‌های صوتی در این آیات با شیوة بسامدشماریِ مقایسه‌ای بهره برده است. در این راستا، بسامدیابیِ میزانِ بهره‌مندی هر دو قسم، مورد توجه قرارگرفته و در چند جدول، مقایسه و تحلیل شده است.

دلالة المکان فی مقامات الحریری

صفحه 117-136

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60350

محمد رضا خضری

چکیده تـهدف هذه الدراسة إلى استعراض ومناقشة أنـماط الأماکن فی مقامات الـحریری، وبیان أهمیتها وعلاقتها بالإنسان، من حیث حیاته الدینیة والاجتماعیة والاقتصادیة والأدبیة، ونظرته إلى الـمکان، التی ینبغی أن تکون على وجه صحیح ومثال سلیم. وقد حاولت من خلال هذه الدراسة کشف النقاب عن الـخطوط العریضة لنظریة الـحریری، ودلالاتها فی الـمکان، وما لها من تأثیر وتأثر عند الإنسان، والتی نـجح الـحریری فی سردها وسرد ما لها من رمزیة ووضوح فی مقاماته، مشبعاً ذلک بأصول فن الکلام البلاغی من ألفاظ وعبارات وجمل فی غایة الروعة والـجمال، مرسخاً لها مکانة ممیزة فی الأدب.

دراسة نقدیة لـموضوع الفخر فی شعر الشریف الرضیّ

صفحه 137-160

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60181

محمد ابراهیم خلیفه شوشتری، محمدحسن امرایی

چکیده إنّ للفخر وسائل کثیرة؛ فقد یفتخر الـمرء بأجداده وآبائه وبشجاعته ومکانته بین قومه، وقد یفتخر بکرمه وعفته أو بـمجموعة من الفضائل والـخصال، وقد یفتخر بشعره وبلاغته، وهذه الـمعانی کلّها قد تردّدت فی شعر الشریف الرضیّ الفخریّ، علماً بأنّ آل البیت هم عنوان فخره ومـجده الرئیسیّ، فهم یـمثّلون منهجه الفخریّ خیر تـمثیل، وعلیهم تبلورت شاعریّته الفذّة القویّة وبلاغته الأصیلة وقدرته الباهرة، فاستطاع أن یکون فی طلیعة فحول شعراء العصر العباسیّ الثّانی کأستاذه الـمتنبیّ وأبی تـمام والبحتری وغیرهم، ویصبح ذا مکانة سامیة فی هذا العصر. نـحن فی هذا الـمقال سنحاول جهد استطاعتنا أن نستعرض لـمحة من الفخر فی شعره واندفاعاته الـحماسیّة وخلفیّات هذا الفخر فی بطون شخصیّته.

تحلیلِ ساختگرایانه قابیل و هابیل در شعر بدر شاکر السیاب

صفحه 161-184

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60173

ناصر زارع

چکیده دو نماد هابیل و قابیل از عناصر مهمِ شعر بدر شاکر سیابند که نشان آن دو را به وضوح می­توان در شعرهای مختلف وی دید. با توجه به این که ساختار هر شعر، حاصل همکاری اجزای تشکیل دهندة همان شعر است، قابیل و هابیل نیز به عنوان دو عنصر مهم در شعرهای بدر شاکر السیاب، گاه نقشی بارز در ساختار شعرهایی دارند که این دو هنرْسازه در آن‌ها به کار رفته است. از یک سو، کارکردهای این دو عنصر که تقابلی دوگانه با هم دارند در هر شعر متفاوت است و از دیگر سو، نظام دلالی آن دو به فراخور ساختار متفاوت هر شعر، تحول می­پذیرد. با تحلیل نظام هر شعر با روش ساختگرایانه،روشن می­شود که این دو هنرْسازه با کارکردهای متفاوتی که در ساختار هر شعر دارند هم دلالت­های گوناگونی پیدا می­‌کنند و هم ساختار آن شعر را دگرگون می­کنند. البته نقش این دو عنصر در ساختار بعضی از شعرها، نقشی است برجسته و پویا و گاه در پاره‌ای از شعرها به علت ساختار ضعیف آن شعرها، نقشی حاشیه‌ای و غیر محوری است. 

بسترهای مقاومت در اشعار محمدعلی شمس الدین

صفحه 185-204

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60182

محمد صالح شریف عسکری، لیلی اصل رکن آبادی

چکیده ادبیات مقاومت به عنوان یکی از انواع جدید ادبی، در بسیاری از کشورهای عربی و غیر عربی، رایج است. برخی شاعرانِ این عرصه، سهم بسزایی در روند تصویر آفرینی­های زیبا و خیال انگیزی­های پویا داشته­اند که محمدعلی شمس­الدین شاعر متعهد لبنانی یکی از آن شاعران است. او از یک سو همچون دیگر شاعران نو پرداز معاصر برای بیان دیدگاه­های خویش، از طریق به کارگیری فراوان پارادوکس به آشنایی زدایی دست زده و بدین شیوه شعر مقاومت را از خطر روزمر­گی و ابتذال نجات داده است و از سوی دیگر از الگوهای دینی و اسطوره­های تاریخی در جهت خلق تصاویر هنری بسیار زیبا، بهره برده است. از بررسی اشعار شاعر اینچنین بر می­آید که وطن دوستی، و پایبندی به ارزش­های اعتقادی و دینی از مهمترین مصادیق و عناصر مقاومت در اشعار وی به شمار می­آید.

نقد دیدگاه لوگزنبرگ دربارة سُریانی بودن خط قرآن در نگارش نخستین

صفحه 205-220

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60183

زهرا صرفی، آذرتاش آذرنوش، نصرت نیل ساز، نهله غروی نایینی

چکیده خاورشناسان در پژوهش‌های خود در اصالت قرآن از زوایای گوناگون، تردید کرده‌اند. در این میان، کتاب «قرائت آرامی- سریانی قرآن» اثر لوگزنبرگ نیز با ادعای نگارش نسخه‌های اولیه قرآن به خط سریانی، تلاش دارد تا اصالت قرآن را خدشه دار سازد. بر این اساس، وی وجود خط عربی را در زمان نزول قرآن، انکار می­کند و پیدایش آن را به قرن‌های بعد نسبت می­دهد. هرچند نقل شفاهی قرآن، جایی برای تردید در اصالت قرآن باقی نمی‌گذارد، این مقاله تلاش دارد  تا به نقدِ تحلیلی جزئیات ادعای لوگزنبرگ بپردازد، از این رو به مسئلة استقلال هویت خط عربی به هنگام نزول قرآن نیز توجه کرده است.

بررسی جایگاه اجتماعی و فرهنگی زنِ دیروزِ عرب در ساختارها و لایه های صوری زبان عربی

صفحه 221-240

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60172

روح الله صیادی نژاد

چکیده زبان محصول تعاملات فرهنگی است و فرهنگ­های مختلف با تولید زبان­های متفاوت، جهان را به اشکال مختلف درک می­نمایند. زبان و فرهنگ چنان درهم تنیده­اند که مطالعـۀ زبان، جدا از اجتماع و در انزوا، کاری است بس عبث و بیهوده. مطالعات مربوط به پیوند میان زبان و فرهنگ با مطالعات «مالینوفسکی» در اوایل قرن بیستم و تاکید او بر بافت موقعیت به شکلی جدی آغاز و سپس توسط «فرث» ادامه یافت. این پژوهش که در زمرۀ پژوهش­های جامعه شناختی زبان قرار دارد در پی آن است که با مطالعـة کیفی و به روش تحلیلی، جایگاه اجتماعی و فرهنگی زنِ دیروز ِعرب را با هنر سازه­های زبانی مشخص نماید. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که جامعۀ مرد سالار عرب، برای این که زن را هر چه بیشتر در زیر سلطة خود درآورد؛ زبان را از او سلب نمود. کالبد شکافی واژگان و بررسی استعاره­ها و کنایه­ها حاکی از آن است که فرهنگ،  زن را به یک موجودی وابسته تبدیل نموده­ است. جامعۀ مردسالارِ عرب با محروم نمودن زن از زبان و قلم توانست قرنهای طولانی به زنده به گور کردنِ فرهنگی و اجتماعیِ وی اقدام کند.

نقد جامعه شناختی شعر عَدیّ بن زید عبادی

صفحه 241-262

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60184

عباس عرب، امید ایزانلو

چکیده نقد جامعه ­شناختی در اوایل قرن بیستم توسط جورج لوکاچ بنیان گذاشته شد و پس از او لوسین گلدمن و میخائیل باختین آن را گسترش دادند. در نقد جامعه ­شناختی، محتوا در صورت تأثیر می­گذارد و شرایط جامعه، شکل­ دهندة محتواست. بنابراین، با بررسی اثر ادبی، می­توان هم به نگرش نویسنده پی برد و هم از آن به عنوان یک سند تاریخی استفاده کرد. کاتب بودن عدی بن زید و آمد و شد به دربار حیره و ایرانیان، به شعر او اهمیت جامعه­ شناختی می­بخشد. رواج عقاید مذهبی مسیحی، یهودی و بت ­پرستی در شعر عدی، ناشی از شرایط جغرافیایی و اقلیمی حاصل­خیز، در محل سکونت او بوده است که افراد سرزمین­های همجوار را با عقاید دینی مختلفی، به این سرزمین کشاند. همچنین مرگ در نگاه شاعر از چندان عمقی برخوردار نیست و فقط محتوم بودن آن است که در شعر شاعر جلب توجه می­کند. از سوی دیگر، رواج باورهای عامیانه و شایع در شعر عدی، نشان از تأثیر محیط بر شکل­گیری باورهای هر فرد دارد.

دنیای متفاوت نمادهای طبیعی در شعر ادونیس

صفحه 263-282

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60171

امیر مرتضی، حامد صدقی

چکیده شعر معاصر، همواره کوشیده است تا با بهره­گیری از تکنیک­های جدید ادبی، رسالت خویش را در راستای انعکاس واقعیات اجتماعی و سیاسی و آگاه سازی مردم و تشویق آنها به تغییر در جهت پیشرفت، محقق سازد. در این میان، کاربرد فراوان نماد به عنوان یکی از وسائل و تعبیرات ادبی، از بارزترین نمونه­های شعر معاصر عرب و از جسورانه­ترین رویکردهای شاعران معاصر عربی است. ادونیس از جمله شاعران برجستة معاصر عرب است که ویژگی بارز اشعار وی نمادپردازی است. با توجه به گستردگی زبان نمادین ادونیس، این پژوهش، تنها به نمادهای طبیعی می­پردازد و بر آن است تا ضمن ارائة پدیده­های طبیعی که به صورت برجسته در اشعار ادونیس، کاربردی نمادین یافته­اند، به نتایجی جدید از تحلیل نمادهای مذکور، دست یابد. نتیجة به دست آمده، نشان دهندة این موضوع است که برخی عناصر طبیعی همچون آب، آتش، سنگ و... به جهت همسویی با اعتقادات و اندیشه­های اساسی وی، نقشی محوری و بنیادین را ایفا می­کنند و دارای بسآمد بالایی هستند. عناصر گیاهی و جانوری نیز در مراحل بعدی قرار دارند. وجه مشترک معنایی بیشتر این نمادهای طبیعی، تحرّک، جابجایی و پویایی است. دیگر اینکه غالب عناصر طبیعی و گیاهی در شعر او، جنبة مثبت دارند و تنها برخی عناصر جانوری مثل عنکبوت، جنبة منفی دارند.

ریشخند سیاسی در سرودۀ «هوامش علی دفترالنکسة» نِزار قبانی

صفحه 283-304

https://doi.org/10.22059/jalit.2016.60185

سید رضا میر احمدی، علی نجفی ایوکی، سپیده آقاجانپور

چکیده نزار قبانی، شاعر معاصر سوریه (1923- 1998م) در عرصۀ شعر و شاعری به «شاعرِ زن» مشهور است و بیشتر از همین نظرگاه مورد نقد قرار گرفته است. پذیرش این مسأله به ‌این معنا نیست که وی نسبت به تحولات و جریان‌های سیاسی کشور خویش و جهان عرب و مسائل سیاسی و اجتماعی بی تفاوت و بی دغدغه‌ بوده است. نگاه موشکافانه به دفترهای شعری شاعر، نشان می­دهد که او با عاطفه‌ و نگاهی ژرف در برابر واپسگرایی و بی‌لیاقتی حاکمان عربی، جهت‌گیری تندی داشته است و با زبانی تلخ و ریشخند گونه، سیاست ناکارآمد و شیوة زمامداری حاکمان پوشالی عرب و فرسودگی فرهنگ عربی و کوچک‌ انگاری مردم را به چالش کشیده است. «ریشخند» یکی از شگردهای بیانی است که قبانی برای ترسیم مفاهیم ذهنی خود به کار می­بندد. این صنعت در سرودة سیاسی معروفِ «هوامش علی دفتر النکسة» بیشترین جلوه را دارد. این پژوهش می‌کوشد با شیوۀ توصیفی - تحلیلی به نقش این شگرد در القای معانی سرودة مذکور بپردازد. نتیجه آنکه بهره‌گیری از این شگرد در برجستگی زبان شاعر و مخاطب وی برای دریافت مفاهیم مورد نظر، تأثیری ژرف گذاشته است. همچنین هماهنگی تلخی زبان شاعر با تلخی شکست اعراب در جنگ سال 1967، نوعی هماهنگی و تناسب در مضمون و واژگان و ترکیبات شعری ایجاد کرده که مورد توجه مخاطبان خاص، از جمله منتقدان ادبی شده است.