دوره و شماره: دوره 10، شماره 2، دی 1397، صفحه 1-313 
تعداد مقالات: 16

سخن سردبیر

چکیده سخن سردبیر
پژوهشگران فرهیخته و استادان ارجمند!
 
در آغاز سخنِ این شماره از مجله ادب عربی لازم است نکات چندی را یادآور شوم.
هیأت محترم تحریریه فعال‌تر از گذشته، کار ارزیابی مقالات و آثار نویسندگان و پژوهشگران را بر عهده گرفته است. تعدادی از مقالات باقی مانده از سالهای گذشته که به چاپ نرسیده بودند، در هیأت تحریریه طرح و بررسی شد و پس از اعمال دیدگاه‌های اعضای محترم، این مقالات در شماره جاری به چاپ رسید. اگر چه هنوز محتوای مجله با شرایط آرمانی فاصله دارد، اما با تلاش و نوآوری و خلاقیت شما پژوهش­گران و نقش‌آفرینی مؤثر داوران و ارزیابان محترم و هیأت تحریریه، امید می‌رود در شمارگان آینده اندکی به این هدف یا آرمان نه چندان سهل، نزدیک‌تر شویم. در این راستا لازم به ذکر است که جهت غنی‌تر شدن محتوای نشریه، بخش «کتاب‌شناخت» نیز به مجله افزوده شده است.
حرکت مجله به سمت بین‌المللی شدن است. به کوشش اداره محترم پژوهش دانشکده، یک حساب کاربری برای مجله در پایگاه اینترنتی آکادمیا (Academia) راه‌اندازی شده و تمام مقالات و شمارگان مجله از آغاز تا امروز در معرض دید جامعه دانشگاهی بین‌المللی قرار گرفته است. به همین دلیل، از نویسندگان محترم خواسته شد چکیده‌ای طولانی‌تر به زبان انگلیسی ارائه دهند و فهرست منابع خود را نیز به انگلیسی برگردانند تا بدین نحو امکان یافته شدن مقالات نشریه و شما نویسندگان در جستجوهای اینترنتی و بهره‌برداری هر چه بیشتر غیر فارسی‌زبانان از آثار شما فراهم گردد.
در پایان دست همه دوستان دانشمندم را که در این راه مرا یاری کرده و خواهند کرد، به گرمی می‌فشارم.
 
بمنّه و توفیقه
جواد اصغری

واکاوی کارکرد "رؤیا" در سروده های ادونیس

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.241688.611784

ابوالحسن امین مقدسی، مهدیه قیصری

چکیده چکیده
«رؤیا» از جمله اصطلاحات اساسی در نقد ادبی و تعریف شعر نو به شمار می‌رود که تحت تأثیر مکاتب غربی یا تصوّف به این حوزه وارد شد. امروز شاعر نوپرداز عرب نه تنها از ساختارها و چارچوب های از پیش تعیین شده پیروی نمی کند؛ بلکه در صدد است تا خیال را در آزادی کامل رها سازد و زبان را شکوفایی دو چندان بخشد و آن را از منطق عقل و سیطره سنت ها و قراردادها بیرون سازد؛ از این رو به جهان رؤیا پا می نهد تا به واسطه آن، در دریافت‌های خود از جهان بیرون به جهانی ماورایی قدم نهد و تصاویر و رمزهایی عرضه دارد که تاویل‌های بسیار دارد و دریافت یک معنا از آن ممکن نیست. بررسی اصطلاح رؤیا از آن جهت ضرورت دارد که تحولی بزرگ در اصول نگارش شعر نوی عرب بر جای گذاشت. به نظر می رسد از میان شاعران نوپرداز عرب، أدونیس به خوبی توانسته است ضمن بکارگیری این اصطلاح در نقد ادبی، زبان شعر خود را به شیوه‌های نگارش رؤیا بسیار نزدیک ‌کند. مقاله حاضر که به شیوه توصیفی ـتحلیلی نگاشته شده در صدد است تا ضمن معرفی اصطلاح "رؤیا" در نقد ادبی معاصر، تکنیک‌های بکاربستن نگارش "رؤیا" را در شعر ادونیس مورد واکاوی قرار دهد و نشان دهد ادونیس با تأثیرپذیری از میراث صوفیه و بکارگیری روش‌هایی در تاویل متن چون عدم تعین در دلالت واژگان، و استفاده از شیوه‌هایی در هنجار شکنی دستوری و آشنایی زدایی در تصاویر زبان شعر خود را به نگارش رؤیا یا همان نگارش صوفیانه نزدیک نماید.

مولفه های پسااستعماری در رمان " الطریق الی الشمس شرق - غرب " نوشته ی عبدالکریم ناصیف

صفحه 21-40

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.201467.611425

جواد اصغری، سیمین غلامی

چکیده یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی و مطالعات فرهنگی نقد پسااستعماری است که نتایج استعمار در متون ادبی را تحلیل و به کشف مولّفه­های پسااستعماری در ادبیات می­ پردازد.  این نقد یکی از موضوعاتی است که توجه ناقدان را در قرن بیستم به خود جلب کرده است. عبدالکریم ناصیف از نویسندگان معاصر توانمند سوری است که برای مخاطب ایرانی ناآشناست. وی با نگارش کتاب «راه خورشید» کوشیده است، موضوع مبارزه با استعمار را سر لوحة کار خویش قرار دهد. از آنجا که این نویسنده پیامدهای استعمار سوریه در زمان اشغال توسط فرانسویها را در این رمان به تصویر می­کشد. بررسی کتاب وی حائز اهمیت می­باشد. وی دیدگاههای قابل تامّلی دربارة استقلال سرزمین با حفظ ارزشهای دینی و سنّتی، بیداری جهان عرب، مبارزة یک ملّت برای آزادی به موازات ماجرایی عاشقانه مطرح می­کند. پژوهش پیش رو در حوزة این رهیافت نقدی می­کوشد تا به واکاوی مولّفه­های پسااستعماری از قبیل شرق شناسی، اروپامحوری، دیگری و فرودست با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی در این رمان بپردازد. نتیجة بحث نشان می­دهد که چگونه نویسنده با روی آوردن به دیدگاه ضد استعماری توانسته تاثیرات و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی استعمار در خاورمیانه به ویژه در کشور سوریه را با بهره گیری از روایتی چند لایه توصیف کند و در حیات بخشیدن به سنّت­های فرهنگی و ملّی آنها به ایفای نقش بپردازد. می­توان گفت که مؤلّفة پسااستعماری شرق‌شناسی در این رمان نمود برجسته­ای دارد. در واقع، نویسنده با پر رنگ جلوه دادن شرق به عنوان مؤلّفة پسااستعماری و عنصر مکان در این رمان تقابل دو فرهنگ شرق و غرب را نشان می­دهد.

واکاوی معنای واژه‌ی «غلو» منتسب به شاعران شیعه در آثار شوقی ضیف

صفحه 41-59

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.121579.611247

کبری روشنفکر، محمد امیری فر

چکیده با وجود اندیشة تابناک و منش خردگرا در گفتمان تشیع، شیعه عملاً در طول تاریخ مورد فرونگری از جانب مخالفان بوده است که گاه با انتساب عقاید انحرافی، درصدد خدشه­دار کردن چهرة شیعه بوده­اند. شوقی ضیف، پژوهشگر، مورخ ادبی و دانشمند معاصر مصری در آثار خود، بیشتر شاعران شیعه را غالی معرفی کرده است. در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا با بررسی مفهوم غلو در کتاب­های لغت و منابع رجالی و ملل و نحل و ارائة­ تعاریف گوناگون، مروری اجمالی بر معنای این واژه داشته باشیم و اساساً روشن شود که ضیف چه مفهومی از غلو را مدنظر قرار داده و چرا شاعران شیعه را غالی دانسته است؟ پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد درون­متنی سعی دارد مفهوم غلو در دیدگاه ضیف را از لابه‌لای آثار وی استخراج کند. جامعة آماری این پژوهش شامل سلسله کتاب‌های تاریخ الأدب العربی نوشتة شوقی ضیف و کتاب الفن و مذاهبه فی الشعر العربی می‌شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهد ضیف از میان معانی مختلف غلو، فقط آن جنبه از غلو را مدنظر قرار داده است که بار معنایی آن بر طرد و لعن خلفای اهل سنت دلالت دارد و این همان معنایی است که ابن عبد ربه و ابن خلدون نیز مطرح کرده­اند.

چارچوبی نظری برای داوری در باب اخذ در شعر: بر مبنای نظریه نظم عبدالقاهر جرجانی و نظریه فرمالیسم روسی

صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.223026.611613

محمد هادی مرادی، صادق خورشا، حسام حاج مومن

چکیده این مطالعه می­کوشد چارچوبی نظری برای داوری در باب وقوع اخذ در شعر طرح کند. پرسش این است که با چه معیاری می­توان حکم به وقوع اخذ در شعر متأخر از شعر متقدّم داد و با چه روشی می­توان نحوۀ این اخذ را ارزیابی کرد؟ روش مطالعه تحلیلی – تطبیقی است. ابتدا با نگاهی انتقادی روند مطالعات سرقت شعری در سنت بلاغت عربی بازخوانی می­شود. در این بازخوانی تأکید می­شود که عبدالقاهر جرجانی در ضمن مباحث مربوط به نظریۀ نظم، در موارد پراکنده­ای به قضیۀ اخذ در شعر پرداخته و برای تحلیل وقوع اخذ در اشعار متأخر از اشعار متقدم، روشی نظام­مند را به کار بسته که پس از وی نادیده گرفته شده است. بر این مبنا، نخست روش وی در این تحلیل تبیین می­شود. سپس روش تحلیل او با روش فرمالیست­های روس برای تحلیل رابطۀ تاریخیِ اشعار مقایسه می­شود. این مقایسه نشان می­دهد نظریۀ فرمالیسم در قرن بیستم برای این تحلیل روشی مشابه با روش عبدالقاهر ارائه کرده است. سپس بر اساس مبانی مشترک میان این دو نظریه، چارچوبی نظری برای داوری در باب اخذ در شعر طرح می­شود. در این چارچوب تأکید می­شود که معیار صدور حکم در باب وقوع اخذ، فقط اشتراک دو شعر در کاربست هنرسازه­های نو است. نحوۀ وقوع اخذ نیز با این روش ارزیابی می­شود که تحلیل شود هنرسازه­های مشترک چه کارکردی در ساخت هر یک از دو شعر داشته­اند. مقایسۀ میان نحوۀ کارکرد هنرسازه­های مشترک می­تواند نحوۀ اخذ شعر متأخر از شعر متقدم را نشان دهد. سرانجام در یک مطالعۀ تطبیقی بر اساس معیار و روش مذکور، چند نوع متفاوت از نحوۀ وقوع اخذ میان اشعار عملاً تحلیل می­شود.

مطالعه‌ی مولفه‌های معنایی واژه‌ی قرآنی «حمیم» بر مبنای روابط همنشینی و جانشینی

صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jalit.2018.204671.611449

مرتضی قائمی، صلاح الدین عبدی، ابراهیم احمدی

چکیده معناشناسی دانشی است که به بررسی معنا می­پردازد و معناشناسی تاریخی – توصیفی از جمله مهمترین و رایج­ترین روش­های این علم به شمار می­رود. یکی از شیوه­های یافتن معانی دقیق واژه در معناشناسی تاریخی- توصیفی، استفاده از روابط همنشینی و جانشینی درون ساختار زبانی است. این روش بر نظریة ساختارگرایی استوار است. بدون شک کاربرد این روش در مطالعه­ و فهم قرآن که دارای لایه­های پیچیدة معنایی است، نقش عمده­ای ایفا می­نماید. مطالعة حاضر با هدف شناخت و معرفی معنا و مفهوم واژه حمیم در نظام معنایی قرآن کریم انجام شده و تلاش کرده است نقش واژگان همنشین و جانشین در کشف معنای «حمیم» بررسی نماید. بنابراین سوال اصلی پژوهش حاضر آن است که کدام یک ار واژگان همنشین و جانشین واژه حمیم در کشف معنای این واژه بیشتر کمک می­کنند و مهمترین مولفه­های معنایی واژه مذکور به عنوان شرایط لازم و کافی کدامند؟ نتایج این مقاله نشان داده است  که مهمترین مؤلفه­های معنایی واژة «حمیم» عبارت­اند از اختصاص به حوزة عذاب، مایع بودن، دردناک و خشن بودن، ذوب کنندگی، مهلک بودن، ازبین بردن اعضا، و حرارت زیاد. علاوه بر این لفظ «حمیم» بر محور همنشینی با ماده­های فعلی «صَبّ»، «ذاقَ»، «سَقَی»، «قطع»، «سحب»و «صهر» و با مفردات اسمی «ماء»، «غسّاق»، «سموم»، «عذاب» و بر محور جانشینی با واژه­های «عذاب» ،«آنیة» و«نار» روابط معنایی دارد و غالب آیاتی که در آن­ها واژه­ی «حمیم» به کار رفته است، به حوزه­ی معنایی کافران، منکران و خصومت گران دین اختصاص یافته است.

دگردیسی نماد در اشعار سیاسی نزار قبانی

صفحه 101-121

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.240456.611772

مجتبی بهروزی، علی اصغر حبیبی، علی اکبر احمدی چناری

چکیده شرایط پیچیدة سیاسی و اجتماعی دوران معاصر و فزایندگی و ریشه‌داری تناقض­های جامعه در برخی کشورهای عربی، در کنار انگیزه‌های هنری باعث می‌شود تا شاعر برای بیان اندیشه‌های درونی، اصالت‌بخشی به اثر خود و خلق ابهام ادبی به فراخوانی گنجینه‌های نمادین سنّتی روی آورد؛ از طرف دیگر فراخوانی بیش‌ازحد برخی نمادهای میراثی و استفاده از دلالت‌های مشابه در شعر معاصر باعث شده تا پاره‌ای اوقات دلالت‌های نمادین چنان بر خواننده ملموس گردد که شعر لحن خطابی­ و گزارشی به خود گیرد؛ از همین روی بهره‌گیری از شگرد دگردیسی نماد ازجمله شیوه‌های تازگی و حیات‌بخشی به عناصر واژگانی و دلالت نمادها به شمار می‌آید که شاعر توانا و آگاه با بهره‌گیری از آن به معکوس‌نمایی و منفی‌سازی دلالت‌های شناخته‌شده روی آورده و آن‌ها را به‌گونه‌ای تغییر می­دهد که نماد از دلالت‌های جدید و مغایر باحالت اوّلیه برخوردار می‌شود. نزار قبانی ازجمله شاعرانی است که گاه جهت ابهام‌آفرینی هنری و خلق تصاویر پویا و پاره‌ای برای نشان دادن تناقض‌های جامعة عربی معاصر با گذشته­ی آنان، به فراخوانی گنجینه‌های نمادین کهن و برخی عناصر طبیعی روی می‌آورد و با وارونه‌سازی و منفی‌انگاری دلالت‌ها، نمادهای سنّتی را خلقی دوباره می‌نهد. بر همین اساس دگردیسی نماد به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین دستمایه‌های شعر سیاسی قبانی محسوب می‌گردد. جستار حاضر تلاش می‌نماید دامنة گونه‌های دگردیسی نماد در اشعار سیاسی شاعر را مورد ارزیابی قرار دهد و دلالت‌های پوشیدة قصاید وی را آشکار گرداند. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که دگردیسی در دلالت‌های نمادین چهره‌ها و عناصر طبیعی مرتبط با مفاهیم قهرمانی و شجاعت در شعر قبانی از جایگاه ویژه‌ای به نسبت دیگر نمونه‌ها برخوردار است.

سیمای کرد در شعر کلاسیک عربی

صفحه 123-143

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.213975.611534

عبدالله رسول نژاد

چکیده پس از گسترش اسلام و پذیرش آن از طرف اقوام مختلف، فرهنگ اسلامی بستری برای احترام متقابل میان اقوام وملت­ها شد و شعر عربی نیز به جای ترویج نخوت قبیله­ای، به ترسیخ أخوت ایمانی پرداخت؛ اما در جامعة اسلامی و دنیای عرب، پس از فاصله گرفتن تدریجی از سرچشمه‌های تبعیض زدای دین، و به دنبال پیدایش دوبارة تعصّبات قبیله­ای پیش از اسلام، به ویژه در دورة عباسی، از یک سو نحله‌هایی چون شعوبیه، در واکنش به بی­عدالتی شاهان موسوم به خلفا، به ذکرمعایب عرب‌ها پرداختند و در عکس­العملی مشابه، برخی عرب‌های متعصّب نیز به تحقیر دیگر ملل اسلامی چون ایرانیان و کردها پرداختند. البته سهم کردها در این میان، مضاعف بود؛ از طرفی به دلیل ایرانی بودن، می‌بایست تاوان شعوبی‌گری برخی ایرانیان را بپردازند و از جهتی دیگر، به دلیل انتساب به «ماد»ها از تیر تحقیر برخی از ایرانیان باستان‌گرا بی نصیب نماندند. در این پژوهش برای پاسخ به این پرسش که در شعر کلاسیک عربی، چه تصویری از کردها ارائه شده­است؟  بررسی جوانب گوناگون سیمای کُرد در شعر کلاسیک عربی از جمله مدح و نکوهش شخصیت­های کرد، اشاره به نسب و نژاد کردها، بررسی شده­است و نتایج آن نشان می‌دهد که تعداد قابل توجهی از این تصویرها، متأثر از درگیری‌های میان شعوبیه و عرب‌های متعصّب، چهره‌ای منفی و گاه خرافی از کردها را نشان می‌دهند. در برخی دیگر، شاهد تمجید از شخصیت‌های مهم و اثر گذار کرد هستیم؛ اما همراه با تجاهل یا انتحال نسبشان. در موارد اندکی نیز شاهد تصویر واقعی همراه با همدلی نسبت به کردها هستیم که موارد اخیر بیشتر به دلیل گسترش ارتباطات وبالا رفتن سطح آگاهی­های عمومی وبه هم خوردن معادلات منطقه­ای ونیز قرار گرفتن کردها در شرایط مشابه با دیگر ملت­های خاورمیانه بوده­است.

تأثیرپذیری سعدی شیرازی از ابوالفتح بُستی

صفحه 145-165

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.227721.611657

جواد غلامعلی زاده، فائزه عرب یوسف آبادی

چکیده داد و ستدهای ادبی به شکل­های مختلف در ادبیات جهان وجود دارد و کمتر ادبیاتی را می­توان یافت که در مداری بسته و محدود حرکت کند و از مرزهای خود پا فراتر نگذاشته باشد؛ در این میان، ادبیات عربی و فارسی به علت نزدیکی جغرافیایی و وجود برخی از آداب و رسوم مشترک نسبت به سایر ملل، تبادلات فرهنگی و ادبی و علمی و اجتماعی بیشتری با یکدیگر داشته­اند. سعدی شیرازی، شاعر فارسی زبان قرن هفتم است که در بسیاری از جهات از ادبیّات عربی تأثیر پذیرفته­است. از­جمله شاعرانی که سعدی به اشعار او  نظر داشته است، ابوالفتح بستی شاعر قرن چهارم می­باشد که در دوران خویش به سبب اشعار حکیمانه­اش به شهرت فراوان رسیده ­است. در این تحقیق که با هدف بررسی تأثیرپذیری سعدی از ابوالفتح بستی بر مبنای مکتب تطبیقی فرانسوی نگاشته شده است، دلایل مختلف تأثیرپذیری سعدی از بستی مورد مطالعه قرار گرفته­ است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که  شهرت اشعار بستی، سفرهای سعدی به مشرق زمین و انس وی با اساتیدی که از اشعار بستی در آثار خود بهره برده­اند، از دلایل برون­متنی تأثیرپذیری سعدی از بستی است و این تأثیرپذیری از بعد درون­متنی در سویه­های بلاغی و مضمونی شعر سعدی نیز آشکار است.

تحلیل ادبی و بلاغی قصیده‌‌ هائیّۀ منسوب به امام رضا(ع)؛ رهیافتی به آرمانشهر رضوی

صفحه 167-185

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.216320.611551

امید جهان بخت لیلی، سید اسماعیل حسینی اجداد نیاکی

چکیده قصیده هائیّه منسوب به امام هشتم، حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، از جمله مصادیق عینی تعلیم و روشنگری در سطح فردی و اجتماعی است که امام(ع) در آن، هنجارها و ناهنجاری­های اخلاقی و پیامدشان را با زبانی بلیغ و ادبیّاتی نافذ یادآور شده‌اند. مقالۀ حاضر بر آن است تا به روش تحلیل محتوای کیفی، کارکرد سازه­های بلاغی و زبانی را در تأثیرگذاری هرچه بیشتر کلام امام رضا(ع) و انتقال بهتر معانی مورد نظر ایشان(ع) در قصیدۀ مزبور تبیین و تحلیل نماید. برآیند پژوهش نشان می­دهد امام(ع)، با به کارگیری اسلوب خِطابی و پی­ریزی زیرساخت­های تأثیرگذار بلاغی و ادبی، بر بنیادها و آموزه­های تربیتی گرانسنگی تأکید دارند؛ بدین منظور در جای جای قصیده، استفادۀ آگاهانه و خلّاقانه از شگردهای کارآمد بلاغی، موجب زیبایی و جذّابیّت اشعار گردیده و کاربرد فنونی نظیر: تکرار، تلمیح، تمثیل، آشنایی زدایی، ندا، ندبه، مراعات النظیر، مذهب کلامی، استفهام تقریری، ارسال مَثَل، ایضاح بعد از ابهام، حُسن خِتام و غیره به برجسته سازی گمراهیِ ناشی از غرور، طمع ورزی، ستمگری و عدم صیانت زبان نظر دارد، ضمن آن که توجّه مخاطبان را از طریق بیان تصویری مفاهیم انتزاعی و استخدام واژگان عاطفی و انسانی- همراه با ارائه دلایل منطقی- به مرگ­اندیشی و بیدار کردن وجدان­های خفته معطوف می­سازد.

تحلیل زیباشناختی وصف طاق بستان در شعر ناصح‌الدّین الأرّجانی

صفحه 187-206

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.242175.611789

ولی الله شجاع پوریان، سهاد جادری، راضیه یزدانی پور

چکیده قاضی ناصح­الدین ارّجانی (460 – 544) از مفاخر استان خوزستان و از برترین شاعران عربی­سرای ایرانی در دورة سلجوقیان است که علاوه بر تصدی منصب قضا در شهرهای خوزستان و فارس، شاعری پرآوازه و شیرین‌سخن بود. بیشتر تذکره­نویسان او را عربی­الأصل و از احفاد انصار دانسته­اند. صاحب­نظران و ناقدان قدیم همواره به او عنایت داشته و شعرش را ستوده­اند. وی از پیشکسوتان دانش بلاغت بوده و اشعار او محل استناد کتب بلاغت قرار گرفته است؛ امّا متأسفانه با وجود مقام والایش در علم بلاغت و استعداد هنری­اش در شعر و ادبیات عربی، کمتر در محافل علمی و ادبی ایران شناخته شده است. در برخی مدایح و وصف­های این شاعر، احیاناً بحران روحی عمیقی نسبت به فروپاشی تمدن عربی ـ اسلامی و چالش ارزش­های سیاسی، اجتماعی واقتصادی آن قابل­ملاحظه است. همو، در گذری که به منطقه قرمیسین (کرمانشاه کنونی) داشته، با نگاهی تأمّلی و حکمت­آمیز، در قصیده­ا­ی 65 بیتی به توصیف منطقة باستانی و آرکائیک طاق بستان، نگاره­ها و سنگ­نوشته­های آن پرداخته است که می‌توان این قصیدة بائیه را، نخستین و ­برترین چکامه‌ای دانست که در توصیف ایوان طاق بستان و عظمت و فضیلت شهریاران ساسانی به زبان عربی سروده شده است. هدف این مقاله، نگرشی تحلیلی و زیباشناختی به قصیدة ناصح­الدین ارّجانی در توصیف ایوان طاق بستان، است.

بررسی مفهوم فناپذیری دنیا در شعر حضرت علی(ع) (براساس الگوی بدنمندی شناخت در نظریه ی معناشناسی شناختی)

صفحه 207-225

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.229150.611672

جواد گرجامی، عادل آزاددل

چکیده معناشناسی شناختی به رابطة میان تجربه، شناخت تجسّم­یافته و معنا پرداخته و کارکرد تجربه­های دریافتی انسان از جهان خارج و محیط اطراف را در فرآیند معناسازی مورد بررسی قرار می­دهد. یکی از مبانی مهم در معناشناسی شناختی، الگوی بدن­مندی شناخت است که به موجب آن، تجربه­های دریافتی بدن انسان به شکل­گیری مفاهیمی شناختی در­ ذهن و جسمیّت­یافتگیِ معانیِ شکل گرفته در آن منجر می­شود. یکی از مفاهیم پربسامد در شعر حضرت علی(ع)، مفهوم فنای دنیوی است؛ بدین معنا که دنیا محل قرار نیست، بلکه محل گذر است. بر این اساس، امیرمؤمنان با کاربست طرح­واره­های تصویری ـ حرکتی و الگوهای دوگانة آن (خطی – چرخشی) رابطة متناظری میان مفهوم انتزاعی فنای دنیوی و طرح­واره­های یادشده برقرار کرده است. این مهم با طرح انگاره­های متعدد در قالب گزاره­هایی تشبیهی، استعاری و کنایی در بافت معنایی شعر ایشان، نمود یافته است. این پژوهش سعی دارد تا با کاربست الگوی بدن­مندی شناخت، نقش طرح­واره­های حرکتیِ به­کار رفته در شعر آن حضرت را در انتقال مفهوم فنای دنیوی بررسی نماید. حاصل این پژوهش این است که کاربست طرح­واره­های تصویری ـــــــــــ حرکتی در شعر امیرالمؤمنین از یک­سو به جسمیّت­یافتگی و عینیّت‌بخشی مفهوم انتزاعی فناپذیری انجامیده و از سوی دیگر به تثبیت آن در ذهن مخاطب کمک کرده است.

تأثیر حیوانات اهلی بر شعر جاهلی با تکیه بر کتاب «مفضلیات»

صفحه 227-248

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.126706.611286

خداداد بحری، حسین مهتدی

چکیده ادبیات بازتاب اوضاع طبیعی زیستگاه هر ملت و تجلی­گاه رسوم و قوانین اجتماعی حاکم بر آن است؛ بنابر این، چگونگی آب و هوا، پوشش گیاهی و جانوری، اوضاع اقتصادی، سیاسی، دینی و فرهنگی ملت­ها، گاه در جزئی ترین شکلش در شعر و نثرشان تجلی می­یابد. روشن است که شعر عصر جاهلی نیز مانند شعر هر قوم و زمان از محیط طبیعی و اجتماعی آن عصر تاثیر پذیرفته است و اشکال و ابعاد مختلف حیاتشان را انعکاس می­دهد. نگارندگان در این مقاله، با روش تحلیلی کتاب مفضلیات را که یکی از مهم­ترین منابع شعر جاهلی است، مورد تفحص قرار داده‌ و به حیوانات اهلی ذکر شده در آن و اثر آن­ها در شعر جاهلی اشاره کرده‌اند. نویسندگان در پی آن بوده‌اند تا به این  دو سؤال اساسی پاسخ دهند که حیوانات اهلی چه تأثیری در شعر عصر جاهلی داشته اند؟ و  شکل­های این اثر گذاری چگونه است؟ با بررسی کتاب مفضلیات روشن شد که شاعران جاهلی، بارها از حیوانات اهلی بخصوص آن­هایی که در زندگی­اشان کاربرد فراوان داشته­ نام برده­اند؛ به نحوی که شعرشان نمایی کلی از شیوۀ زندگی و معیشت مردم آن دوره را بازتاب می­دهد. همچنین روشن شد که حیوانات اهلی به دو شکل در شعرشان نمایان می­شوند: نخست در ابیاتی که شاعر خبر از حوادثی می­دهد که حیوان در آن نقش عمده دارد، مانند ابیاتی که شاعر در آن به بخشش یا دلیری خویش مباهات می­کند؛ دوم در ابیاتی که شاعر به توصیف حیوان خویش می­پردازد یا با استفاده از خصوصیت حیوان دیگر امور را به تصویر می­کشد. علاوه بر این؛ پژوهش حاضر نشان می­دهد که شاعران جاهلی تصاویری بدیع در توصیف حیوان خویش خلق نموده­اند یا با استفاده از خصوصیات حیوان تصاویری کم نظیر از اغراض خویش ارائه کرده­اند. این گونه تصاویر که کمتر استعاری و کنایی و بیشتر تشبیهی است غالبا با استفاده از حیواناتی است که کابرد فراوانی در زندگی­اشان داشته است.

تحلیل و بررسی نقش ادیبان کرد در تحولات ادب عربی دوره عباسی

صفحه 249-269

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.112698.611187

شعله ظهیری، عنایت‌اله فاتحی نژاد

چکیده بررسی نقش کردها در تحولات مختلف ادب عربی در حوزة ادبیات تطبیقی مکتب فرانسه می‌گنجد؛ زیرا ادیبان قومی در ادبیات ملتی دیگر تأثیرگذار بوده‌اند. در دورة عباسی‌، زبان و ادب عربی با همت اندیشمندان ملیت‌های مختلف مسلمان بیش از هر دورة دیگری شکوفا شد که در این میان سهم کردها برجسته است. هرچند اندیشمندان کرد در حوزه‌های مختلف زبان و ادبیات عرب، خدمات ارزنده‌ای به زبان قرآن نمودند، اما نقش و تأثیر آن‌ها، در تحولات علوم‌ ادبی و زیر شاخه‌های آن مانند صرف و نحو، بلاغت و نقد، و نیز علوم مرتبط به لغت‌شناسی و نگارش فنی، بارزتر‌ است. لذا این نوشتار بر آن است تا ضمن تبیین جایگاه حقیقی کردها، نقش تأثیرگذار آن‌ها را در تحولات حوزه‌های مختلف علوم ادبی مشخص نماید و یافته‌های آن حاکی از این است که در دوران عباسی، با حضور مؤثر ادبای کردتباری چون ابن‌قتیبه دینوری‌ و ابن‌جنی موصلی، ‌تصویری متمایز از صرف و نحو عربی ارائه گردید. از دیگر سوی آثاری چون الشعر و الشعراء ابن‌قتیبه، الموازنةآمدی والمثل السائر ابن‌اثیر در نقد ادبی و شاهکارهای ابوعلی قالی در لغت‌شناسی و نیز آثار بر جای مانده از صائبی حرانی و خطیب حصکفی در نثر فنی و مصنوع، تحولی عظیم در زبان و ادب عربی ایجاد نمود.

ریخت‌شناسی روایات قرآنی در کشف کارکردهای معنایی و اجتماعی، تحلیل موردی روایت موسی و سامری

صفحه 271-290

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.245907.611814

ابراهیم فلاح، سجاد شفیع پور

چکیده چکیده
در این پژوهش، ریخت‌شناسی روایت موسی‏(ع) و سامری در دو کلان‌سطح داستان و کلام در چهارچوب نظریة سیمور چتمن و واکاوی لایه‏های سطحی و بالایی روایت همچون رویدادها، زمینة داستان، شخصیت‏‏ها، نحوة انتخاب واژگان و ساختار جملات، محور وقوع و محور نقل، کانونی‌سازی و زاویة دید در جهت دستیابی به سطوح عمیق معنایی روایت و کارکرد این روایت با رویکرد درزمانی در بخش‏های فرهنگی و اجتماعیِ جامعة عصر نزول و سایر جوامع پسینی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این جستار در پی آن است تا به بررسی روایت موسی و سامری بر اساس دیدگاه‏های نشانه‌شناسی روایت پرداخته و ضمن بیان شیوه‏ای جامع در تحلیل روایات قرآنی جهت دستیابی به لایه‏های عمیق معنایی، نقش روایت موسی(‏ع) و سامری را به مثابة گفتمان در کارکرد اجتماعی و فرهنگی با رویکرد درزمانی تبیین نماید. نتایج به‌دست آمده از تحلیلی لایه‏های سطحی و بالایی روایت و ارتباط آن با لایه‏های معنایی نشان خواهد داد که روایت موسی‏(ع) و سامری جنبه‏ای اجتماعی دارد و هدف از نقل آن نجات جوامع دینی از خطر انحراف از گفتمان خداپرستی است و همچنین این روایت پایه‌ریزی شده بر دو محور متضاد، در محور درزمانی کارکردی انقباضی در مقابل گفتمان حاکم زمان نقل را دنبال می‏کند.

تأثیر پایداری فلسطین بر گفتمان انسانی در دیوان فدوی طوقان

صفحه 291-309

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.241552.611782

نوید پیری، مهدی ترک‌شوند، علی‌اصغر اسکندری

چکیده مفاهیم و ارزش‌هایی چون آزادی و عشق و عزت که انسان به‌طور فطری با آن‌ها آشناست، در دیوان فدوی طوقان جایگاه ویژه‌‌ای دارد که «گفتمان انسانی» وی را شکل می‌دهد. استفاده از زبان رمزآمیز و کنایه‌ای شاعر به‌منظور انتقال مفاهیم گفتمانی و تأکید بر همبستگی داخلی و خارجی، در وحلۀ اول، خفقان موجود در جامعه را بیان می‌کند، و در ادامه، تلاش شاعر را برای چنگ زدن به ریسمان اتحاد تداعی می‌سازد. آنچه در این پژوهش بررسی شده، تأثیر پایداری فلسطین بر گفتمان انسانی در دیوان فدوی طوقان است. مقولات بررسی‌شده در این پژوهش با استفاده از مطالعۀ اسناد و مدارک موجود عبارت‌اند از عشق، آزادی، عزت، ظلم‌ستیزی، مرگ، شخصی نبودن عشق، مطرح کردن عشق در جایگاه ارزش اجتماعی اصیلی که ریشه در وطن و مردمان سرزمین دارد، معادل قرار دادن آزادی با زندگی، مرگ را بی‌معنی و عین زندگی دانستن، رسالت شاعران را در گرو حفظ عزت مردم سرزمین دانستن، راه دستیابی به عزت و کرامت را آزادی سرزمین و بازگشت آوارگان دانستن، استفاده از تعبیر طاعون به‌جای ظلم و ستم گسترده‌ای که سرزمین مادری را فراگرفته و راه رهایی از آن را در گرو بسیج نیروهای درونی و بیرونی دانستن و اعتقاد به اینکه چون جسم برخاسته از خاک وطن است، پس باید به منشأ نخستین خود بازگردد تا برانگیخته شود را دلیل و شوق استقبال از مرگ دانستن، مهم‌ترین نتایج کلی این پژوهش است. از دیدگاه فدوی طوقان، آزادی آن‌گاه که با مجاهدت و مبارزه به دست آید، ماندگاری و دوام و بقای آن برای نسل‌های آیندۀ بیشتر خواهد بود. همچنین از دید وی، عشق، خمیرمایۀ وحدت است که می‌تواند حب وطن را در پی داشته باشد، و جسم، برخاسته از خاک وطن است و باید به همان منشأ نخستین بازگردد تا به نحو دیگری برانگیخته شود؛ و در این راه خود شاعر به استقبال مرگ می‌شتابد.

کتابشناخت: مآخذ ابیات و عبارات عربی مقامات حمیدی (بخش دوم)

صفحه 313-332

https://doi.org/10.22059/jalit.2019.134780.611354

سید مرتضی حسینی

چکیده مقامه‌نویسی در نثر فارسی، اولین بار با مقامات قاضی حمیدالدّین ابوبکر محمّد بن عمر بن علی بلخی، از شاهکارهای متون نثر فارسی در قرن ششم، پدید آمد. این اثر از یک مقدمه، 23 مقامه و یک خاتمه تشکیل شده است. مقامه‌نویسی که متّکی بر ساختارِ روایت‌ و قصّه‌پردازی است، در زبان فارسی با تفاوت‌هایی از اسلوب نگارش مقامات عربیِ بدیع‌الزمان همدانی و ابوالقاسم حریری تقلید می‌نماید. این کتاب که به سبک نثرهای مصنوع فارسی نگاشته شده، چه ازحیث صورت که از آرایه‌های لفظی و معنوی و واژگان مهجور استفاده کرده و به آیات، احادیث، اشعار و امثال عربی استشهاد نموده و چه از حیث محتوا که بازتاب اوضاع اجتماعی روزگار نگارنده است، قابل اعتناست. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا حمیدی در استفاده از اشعار و عبارات عربی مقامات، ابداع و ابتکار به خرج داده یا از لفظ و مضمون سخنان گویندگان پیش از خود اقتباس نموده است؟ از آن جا که تاکنون دربارة ابداعی یا تقلیدی بودن اشعار و عبارات عربی مورد استفاده در مقامات حمیدی، تحقیقی جامع صورت نگرفته، در این جستار، تلاش شده است با روش جستجو در مآخذ و منابع موجود، مواردی که حمیدی از متون عربی استفاده نموده بیان شود.