واکاوی نیازهای بنیادین کودکان در داستان «أمیرة القصر الذّهبی» بر اساس نظریۀ انتخاب ویلیام گلسر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 آبان 1403
https://doi.org/10.22059/jalit.2024.381057.612861
سجاد صدقی کلوانق، عبدالاحد غیبی، مهین حاجی زاده
چکیده به کارگیری نظریههای روانشناختی در خوانش داستانهای کودکانه میتواند افقهای جدیدی را پیش روی مخاطب قرار دهد و نقش داستان را در بهبود سطح آموزشی و تربیتی کودکان نمایان سازد. نظریۀ انتخاب ویلیام گلسر از دیدگاههای نوین روانشناسی است که با رویکردی واقعگرا و با تأکید بر کنترل درونی، رفتارهای انسان را برخواسته از نیازهای پنجگانۀ درونی وی یعنی نیاز به بقا، نیاز به عشق و احساس تعلّق، نیاز به قدرت و پیشرفت، نیاز به آزادی و نیاز به تفریح بیان مینماید. از آنجا که کودکان با شخصیتهای داستان همذاتپنداری میکنند و سعی در الگوگیری از رفتارهای آنها دارند، استفاده از نظریۀ انتخاب در تحلیل داستانهای کودکانه، میتواند ابعاد جدیدی از شخصیتهای داستان و نوع رفتارهای آنها را برای ارضای نیازهایشان کشف کرده و زمینه را برای نویسندگان فراهم سازد تا در تألیفات خود متناسب با نیازهای کودکان دست به تألیف زده و گامی مؤثر در راستای تربیت اخلاقی کودکان بردارند. بنابراین در پژوهش حاضر، نگارندگان سعی دارند تا به شیوۀ توصیفی - تحلیلی و با استفاده از نظریۀ انتخاب به این سؤال اصلی پاسخ دهند که کدام یک از نیازهای اساسی نظریۀ مذکور، در داستان «أمیرة القصر الذّهبی» اثر محمد عطیة الإبراشی نمود برجستهتری دارد و شخصیتهای داستان چه رفتارهایی را در برابر نیازهای خود انتخاب مینمایند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در این داستان، نیاز به عشق و احساس تعلّق بارزترین نیازی است که به آن توجه شده است و پس از آن به ترتیب، نیاز به بقا، نیاز به قدرت و پیشرفت، نیاز به تفریح و نیاز به آزادی از بسامد بالایی برخوردار است. شخصیتهای داستان نیز برای برآورده ساختن نیاز خود به عشق و احساس تعلّق، دیگر نیازهای خود را به تأخیر انداخته و حتی در بعضی از مواقع حاضر میشوند تا بقای خود را به خطر بیاندازند.

